January 15, 2016

.چرا شک به اصول دین در اسلام حرام است ؟


یکی از احکام ِ خطرناک امتناع تفکر در جهانبینئ اسلامی حرام اعلام کردن شک در اصول دین است ، تا از یکسو دروازه ها بر پاشنۀ سنت رسول الله بگردد و از دیگر سو مبانئ اصول دین بزیر سئوال نرود ، مبادا که ساختار موهومش فرو ریزد . سنت رسول الله با همین فرمان کورکردن آنتنهای کنجکاو انسان را هدف قرار داد و در پیامدش اوردوگاه اسلامی در های تحول ، تجدد و نو آوری را بر خود بست و دچار انحطاط و عقب ماندگئ فاجعه بار تاریخی شد . که از همان ابتدا ، تیره روزی و زندگئ فلاکت بار برای تابعان خود به ارمقان آورد .
در فقه اسلامی شک به اصول دین ، گناه و حرام اعلام شده و با شرک برابری میکند و در حدیث ، امر میکند « ای ایمان آوردگان به اصول شک نکنید که گناه کبیره است ! »
شک چیست ؟
شک نوعی سوء ظن به حقیقتی مورد تردید و مقدمه ایست برای دستبابی به آگاهی . و در حوزۀ دانش ، نشانۀ آغاز بلوغ فکریست . با شک و پرسش انسان هوشمند ، کنجگاو میشود تا به حقیقت مکنون و پنهان در پس پردۀ ابهام پی ببرد .
نگاهی به پیشینه شک گرایی
اولین شکی که در تاریخ فلسفه به ثبت رسیده ، منسوب به کسنوفانس کولوفونی که در آغاز سده پنجم قبل از میلاد شهرت یافت و از نگرش علمئ مکتب ملطی تأثیر عمیق گرفت و به نقد دیدگاه های آن روزگار پرداخت و به عنوان منتقدی درخشان شناخته شد . او برای اولین بار ، بذر شکاکیت را پاشید و بعد ها همین بذر در آراء پیروان وی در حوزۀ فلسفی الئا و در نظریات هراکلیتوس رشد کرد و به ظهورسوفیسم منجر شد که دوران اوج شکوفایی شکاکیت به شمار می آید . هراکلیتوس آن ژرف اندیش یونانی همه چیز را در حال تغییر و دگرگونی میدید و این جمله او که در یک رودخانه نمی توان دو بار شنا کرد ، اشاره به همین مطلب است و از سخن او برداشتی منفی از شکاکیت به عمل آمد ، که اگر همه چیز در حال تغییر است ، پس نمی توان نسبت به واقعیت ، معرفت پیدا کرد . چون تغییر، مانع از دستیابی دانش به نتیجه میشود . اما همۀ شکاکان نظر واحدی نداشتند ، نکته محوری در گفته های آنها همین باور به دگرگونی مدام و شدن بود و نتیجه میگرفتند که دانایی یا معرفت کامل ممکن نیست . اگر همه چیز در حال شدن و مدام در حال تغییر ، پس همه چیز، هم هست و هم نیست و شناخت ما از پدیده ها نسبی و ادراکمان چنان لحظه ای و سخت گذراست که نمی توان از شناخت عینی و قابل لمس یاد کرد و به همین دلیل ، راه رسیدن به ادراک مشترک بسته است . که در عمل نوعی سفسطه بود ، در آن ایام هنوز منطق صورئ ارسطوئی وارد میدان داوری در امور فلسفی نشده بود . اما اساس حکم شکاکان بر هستی شناسی در سنت فلسفی غرب با سقراط آغاز میشود . فیلسوفان پیش از سقراط عمومأ به عالم خارج توجه داشتند و مسأله محوری برای آنها ثبات و تغییر عالم بوده .

No comments:

Post a Comment