October 25, 2015

آیا چنانکه ملایان و نوحه سرایان میگویند حسین و یارانش به همراه زن و فرزند در صحرای سوزان تشنه لب بودند؟





خوب است بدانید که کربلا صحرا نبود، جلگه بود! و اردوی حسین و یارانش کاملا نزدیک رود فرات بود. نواحی اطراف دجله و فرات، به دلیل داشتن آب و هوای مناسب، خاک حاصلخیز و نزدیکی به آب، محل پیدایش اولین تمدنها بر روی زمین بوده اند. تمدنهای آکاد، سومر، آشور و بابل در این منطقه شکل گرفته اند. شهر تیسفون که نزدیک به ششصد سال پایتخت ایرانیان بود نیز در نزدیکی همین منطقه واقع شده است. هم اکنون نیز کربلا از مراکز کشاورزی و محصول خرمای عراق است.
دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری، برابر با ۲۱ مهرماه سال ۵۹ هجری شمسی است. بله، واقعۀ عاشورا در فصل پاییز اتفاق افتاده نه در گرمای تابستان! و هزار و چهارصد سال پیش که نه لایۀ اوزون سوراخ شده بود و نه هوا اینقدر آلوده بوده، صد در صد دمای هوا در پاییز بسیار خنک تر از این دوره بوده است.
و اما تاریخ در مورد تشنگی حسین و همراهانش چه میگوید؟
وقتی تشنگی بر حسین و یارانش سخت شد ، حسین بن علی عباس را پیش خواند و با سی سوار و بیست پیاده فرستاد و بیست مشک همراهشان کردند که شبانگاه برفتند و نزدیک آب رسیدند. پانصد تن مراقب آبگاه بودند. چون به نزدیک آبگاه رسیدند عباس گفت: آمده ایم از این آب که از آن ما را بداشته اند بنوشیم. گفتند بنوش. عباس گفت تا حسین و این گروه از یارانش که می بینی تشنه اند یک قطره نخواهم نوشید .آنگاه عباس به پیادگان گفت مشکها را پر کنند پس از آن کسان نمودار شدند و درگیری اندکی شد. یاران حسین با مشکها بیامدند و آب را پیش وی بردند. (تاریخ طبری، جلد۷ ، صفحه ۳۰۰۷)
در مورد داشتن آب در روز عاشورا:
پیش از شروع جنگ در کربلا حسین فرمود خیمه‌ای به پا کنند، آنگاه حسین بن علی وارد خیمه شد و نوره کشید (نوره کشیدن یعنی واجبی کشیدن) و چون امام حسین فراغت یافت دیگران رفتند و نوره (واجبی) کشیدند. (تاریخ طبری، جلد ۷، صفحه ۳۰۲۱)
روایتی دیگر:
چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده‌ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازه‌ای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیکر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبدریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده بودند و هریکی کوشید که پس از حسین او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بریر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند. (تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران ۱۳۸۲، جلد پنجم، صفحه ۲۲۳۵)
باز هم روایتی دیگر:
هنگامى كه روز عاشورا فرا رسيد، امام حسين عليه السّلام صبح زود دستور داد خيمهاى برپا كردند، و ظرف بزرگى در ميان خيمه نهادند و در ميان آن ظرف مشك فراوان بود، و در كنار آن (يا در داخل آن) نوره نهادند، آنگاه امام حسين عليه السّلام براى تنظيف به درون خيمه رفت.
روايت شده: برير بن خضير همدانى، و عبد الرّحمن بن عبد ربّه انصارى بر در خيمه ايستادند تا بعد از امام عليه السّلام براى تنظيف داخل خيمه شوند، در اين هنگام برير با عبد الرّحمن شوخى میكرد و میخنديد.
عبد الرّحمن به او گفت: «اى برير! آيا میخندى؟ اكنون وقت خنده و شوخى نيست.» برير جواب داد: «بستگانم میدانند كه من نه در جوانى و نه در پيرى اهل شوخى و بيهوده گويى نبوده و نيستم، امّا اكنون كه شوخى كردم به خاطر شادى بسيار است كه در پيش داريم، سوگند به خدا فاصله ما با معانقه با حوريان بهشتى، جز ساعتى نيست كه ما در اين ساعت با اين دشمنان بجنگيم و كشته شويم». (غم نامه كربلا [اللهوف على قتلى الطفوف]، سيد على بن موسى بن طاووس ، مترجم: محمد محمدى اشتهاردى، تهران نشر مطهر، چ اول:۱۳۷۷ ش. صفحه ۱۱۹)
چنانکه میبینیم حسین و همراهانش در کربلا بی‌آب نبودند، و حتی اگر یک روز هم بدون آب مانده باشند، میتوانستند از شیر شترهایشان برای رفع تشنگی بنوشند که دارای ویتامین ث، ویتامینهای ب ، کلسیم ، نیاسین و فسفات نیز میباشد! اما در روز عاشورا، به قدری آب در خیمه‌ها موجود بوده، که حسین و یارانش استحمام کرده و با رفع موهای زائد بدنشان، خود را برای حوریان بهشتی پیراسته کرده اند!

با تشکر از صفحه "راه آزادی و نجات"



No comments:

Post a Comment