November 19, 2015

رئیس کتابخانه ملی: صدها کتابفروشی پیتزافروشی شده است


201500180100_cxcz
خبرگزاری صدا و سیما – رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران با بیان اینکه امروز وضعیت کتابفروشی‌ها خوب نیست گفت: در تهران کمتر از هزار کتابفروشی داریم، صدها کتابفروشی تعطیل و به پیتزافروشی تبدیل شده است.
سیدرضا صالحی امیری در حاشیه مراسم اعطای نشان دهخدا (اولین دوره کتاب سال اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور) در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در پاسخ به اینکه سرانه مطالعه در کشور چقدر است؟ افزود: مقوله پایین بودن سطح مطالعه قطعی است؛ آمارها متفاوت است اما آنچیزی که ما در سطح دولت و نهادهای رسمی دنبال می کنیم علت یابی و چگونگی حل مسئله است.
وی گفت: در مجموع این اتفاق نظر وجود دارد که میزان مطالعه در ایران بسیار پایین و قطعا روزانه کمتر از ۳۰ دقیقه است.
چند روز پیش سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری هفتگی خود با نگران کننده خواندن سرانه مطالعه در کشور میزان آن را پنج دقیقه و در خوشبینانه ترین حالت ۲۰ دقیقه در روز اعلام کرد.
رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران با بیان اینکه علت یابی صورت گرفته درباره پایین بودن سرانه مطالعه در کشور در دو سطح است گفت: سطح اول به فرهنگ سازی در سطح ملی بازمی گردد که کتاب و کتابخوانی و خرید کتاب در سبد خانوار تعریف شود.
صالحی امیری افزود: همه کشورهایی که این مسیر را طی کرده اند تجربه اولشان فرهنگ سازی است و نقطه آغازش هم آموزش و پرورش، آموزش عالی، خانواده و صدا و سیما و رسانه هاست که باید برای مطالعه در سطح جامعه ایجاد انگیزه و نیاز شود.
وی با بیان اینکه تا فرهنگ ایجاد نشود کتابخوانی، کتاب خریدن و کتابخانه و نشر معنا پیدا نخواهد کرد گفت: سطح دوم که باید روی آن متمرکز شویم موضوع دولت و نهادهای دولتی برای حمایت از حوزه کتاب و کتابخوانی است که بسیار مهم است.
صالحی امیری افزود: در ایران مجموعه نهادهای اقتصادی و اجتماعی مانند سلامت و غیره مورد حمایت واقع می شوند که به جاست؛ باید به همین میزان هم حوزه فرهنگی و خصوصا حوزه مطالعه، کتاب، کتاب خریدن و نشر مورد حمایت قرار گیرد.
وی گفت: امروز فقط بحث کتابخوانی نیست؛ تالیف مقوله مهمی است این در حالیست که در حال حاضر وضعیت معیشتی مولفان و بعد ناشران خوب نیست.
رئیس مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران افزود: امروز متوسط نشر در ایران به شدت پایین آمده است و از متوسط ۱۰۰۰ نسخه به پایین سخن گفته می شود.
صالحی امیری گفت: همچنین باید وضعیت کتابخانه ها تغییر و استاندارد سازی و نهایتا کتابخوان و خریدار کتاب تعریف شود.
وی با بیان اینکه لازمه این کارها حمایت دولت است افزود: خوشبختانه در دولت آقای روحانی سیاست های جدی برای حمایت از نشر آغاز شده است که می توان به ابلاغ معافیت مالیاتی کتابفروشی ها اشاره کرد که قدم خوبی است.
صالحی امیری افزود: مخالف هر گونه افزایش تعرفه کاغذ هستم؛ قطعا هر اقدامی که به افزایش قیمت کتاب بیانجامد منجر به کاهش کتابخوانی خواهد شد.
وی گفت: مطالعه ما نشان می دهد که حتما باید کتاب با حمایت دولت و نهادهای رسمی و خصوصا بنگاه های اقتصادی به صورت معقول و ارزان در اختیار مردم قرار گیرد تا دسترسی مردم به کتاب راحت باشد.
صالحی امیری افزود: در سبد خانواده و در اقتصاد خانواده نباید کتاب به عنوان یک عامل تحمیلی تعریف شود بلکه باید به عنوان نیاز دیده شود که لازمه این موضوع دسترسی آسان به کتاب است.
وی گفت: پیشنهاد رئیس جمهور برای ساعت مطالعه در مهر، پیشنهاد جالبی است که باید در آموزش و پرورش جدی گرفته شود.

تشکیل مافیای قضایی؛ افشای پشت پرده روابط «احمدرضا گودرزی» با قاضی «صلواتی»


salavati-Goodarzi-Amadnews-e1447792600732
«آمدنیوز»: چندی پیش در رسانه‌های داخلی خبری منتشر شد که به نظر می‌رسید چندان اهمیتی ندارد و مخاطبان از کنار آن به سادگی عبور کردند. در آن خبر آمده بود «از سوی یک نیکوکار الیگودرزی؛ ساکن یکی از کشورهای اروپایی، هزینه ساخت و تجهیز زائرسرای حضرت زهرا (س) در کربلای معلی تامین شده است.» آن فرد که متعهد شده بود تا طی ۱۰ ماه، مبلغ دو میلیون دلار به حساب ارزی ستاد عتبات عالیات واریز نماید، کسی نبود جز «احمدرضا گودرزی» که به همراه خانواده‌اش در بیرمنگام انگلستان ساکن هستند. ذیل همان خبر آمده بود که وی متعهد شده «۷ خشت طلا به تعداد اعضای خانواده‌اش تهیه نماید تا از طرف او توسط ستاد عتبات بر گنبد امام حسین (ع) نصب گردد.»
این خبر که برای متدینین جذاب است، در ظاهر نکته خاصی را در خود نهفته ندارد و از دید مخاطب عام، «احمدرضا گودرزی» صرفا یک خیر متمول ساکن اروپا بیش نیست، اما این نام از آن جهت اهمیت می‌یابد که نام وی بعدها سر از پرونده فساد مالی و بانکی در آورد. در واقع این نیکوکار میلیاردر همان «احمدرضا محمد ولی الیگودرزی» است که به «احمدرضا گودرزی» معروف شده است.
گودرزی که چنین دست به خیر شده‌ و به بذل و بخشش می‌پردازد، دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم باغبانی از دانشگاه آزاد است، ولی خود را مهندس کامپیوتر فارغ التحصیل از دانشگاه شریف عنوان معرفی می‌نماید. او پیش‌تر نیز به دلیل جعل مدرک «حضور در جبهه» در سال ۱۳۷۸، توسط دادسرای نظامی تهران متهم و محکوم شده است. وی تا چند سال قبل راننده‌ی نماینده مردم فسا در مجلس سوم شورای اسلامی بوده است. او هم‌چنین چند سال به عنوان کارپرداز «سیدعباس موسوی» – یکی از معاونان وزارت نفت و وزارت صنایع و معادن – فعالیت کرده و پس از آن با هم‌دستی برخی قضات فاسد دستگاه قضایی و باج‌گیری، توانست سهام کارگران «گروه صنعتی معدن امیر» را تصاحب نموده و خود مالک این مجموعه شود.
احمدرضا گودرزی هم‌چنین با کمک مجتبی ناطق نوری در سال ۸۶ و ۸۷، عضو هیات مدیره شرکت کالسیمین شده و از آن‌جا مسئولیت فروش کنسانتره تولیدی کالسیمین را به عهده گرفتت و با جعل مدارک و تشکیل پرونده به اسم خریدارهای صوری، محصولات را از کالسیمین با قیمتی نازل خریداری ‌نموده و در بازار آزاد با قیمتی چند برابر آن‌ها را به فروش رسانید. نکته جالب این اتفاق آن است که شرکت کالسیمین وابسته به سازمان تأمین اجتماعی است! ضمن آن‌که منابع مطلع از وجود قراردادهای متعدد وی با شرکت ملی مس و شرکت توسعه معادن روی ایران نیز خبر داده‌اند. آقای گودرزی که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در زیرزمین خانه‌ای حوالی میدان امام حسین تهران زندگی می‌کرده از قبل همین معاملات غیرقانونی و بدون ضوابط ، امروز در بهترین نقاط انگلیس دارای خانه‌های چند هزار متری است.
رابطه گودرزی با قاضی صلواتی چیست؟
گودرزی روابط تجاری و مالی گسترده‌ای با جمعی از قضات دستگاه فاسد قوه قضاییه را ایجاد کرده و با برقراری این رابطه خود را از شکایت‌های قضایی، مصون نگه داشته است.
به عنوان نمونه، وی در قبال همکاری قاضی ابوالقاسم صلواتی در این مسیر، با پوشش نام خود، از اموال قاضی صلواتی در انگلستان در قالب سهام بانک اچ اس بی سی حفاظت کرده است.
وی با همکاری قاضی صلواتی پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۸۸ و در بحبوحه اعتراضات مردم به نتیجه کودتای انتخاباتی، با ترتیب دادن یک معامله صوری و قول‌نامه جعلی کارخانه مس متعلق به یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی- را در شهر بابک به ارزش ۱۵۰ میلیارد تومان تصاحب نمود و پس از آن نیز وی را بازداشت کرد و مانع از پیگیری این کلاهبرداری توسط او شد.
در پرونده دیگری ابوالقاسم صلواتی برای رفع ممنوع‌الخروجی یک عضو دیگر ارشد حزب کارگزاران سازندگی، خواهان تصاحب باغ متعلق به وی در کرج بود که این درخواست، مورد موافقت آن زندانی سیاسی سابق واقع نشده است.
اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. احمدرضا گودرزی با تشکیل حلقه‌ای که قاضی صلواتی و چند تن از سران امنیتی و انتظامی هم در آن حضور دارند، اقدام به ایجاد «رعب و وحشت» و «فشار و تهدید» برای مخالفان خود نموده است. در یک نمونه وی با کمک یکی از مسئولان شنود نیروی انتظامی، به شنود برخی از تلفن‌های افراد سرشناس پرداخته و با شناسایی نقاط ضعف آن‌ها و با ارائه نوار شنود مکالمات خودشان، از آن‌ها اقدام به اخاذی و باج‌گیری نیز نموده است.
در پرونده دیگری، احمدرضا گودرزی با ایجاد ارعاب و تهدید و همکاری قاضی ابوالقاسم صلواتی در این زمینه، «مجید احمدی» یکی از معدن داران بزرگ کشور را، که در کانادا زندگی می‌کند، مجبور کرد سهام کارخانجات و معادن خود در ایران را به وی واگذار کند. مجید احمدی پس این اقدامات فراقانونی، به دلیل فشارهای وارده ناشی از خارج شدن اموال از اختیارش، دچار حمله قلبی گردید.
از دیگر اعضای این حلقه «سرهنگ مجتبی جنگروی» از فرماندهان ستاد مبارزه با مواد مخدر فرودگاه‌ها بود که با همکاری گودرزی و صلواتی به باج‌گیری و اعمال فشار مشغول بوده‌ است. به تازگی «سرهنگ جنگروی» به اتهام ارتشاء از سوی دادسرای نظامی مورد پیگرد قرار گرفته و هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد. البته روابط گودرزی با قضات قوه قضاییه به صلواتی محدود نمی‌شود. او تاکنون با قضات متخلف دیگری چون «نخعی، شریفیان و حداد» نیز ارتباطات نزدیک داشته و از این طریق با پوشش قضایی به پیگیری فعالیت‌های غیرقانونی خود پرداخته است.
گودرزی در سال ۲۰۰۴ میلادی به اتهام کلاهبرداری به مبلغ پنج میلیون دلار از شرکت «چین کر» (chin corr) در کشور ترکیه محکوم به پرداخت جریمه و عودت پول دریافتی شده و به دلیل عدم پرداخت این مبلغ، تحت پیگرد قضات ترکیه قرار گرفته است و در صورت ورود به کشور ترکیه بازداشت خواهد شد.
برخی اخبار حکایت از آن دارد که وی در سال ۲۰۰۸ به همراه فرزندش «داوود محمد ولی گودرزی»، به اتهام پولشویی تحت پیگرد پلیس بریتانیا نیز بوده‌اند و پسر وی، به مدت یک‌سال از انگلستان ممنوع‌الخروج بوده است. با وجود استخدام وکلای مشهور، ظاهرا این پرونده هم‌چنان در بریتانیا مفتوح است.
«بولتن محرمانه» یکی از دستگاه‌های امنیتی کشور اخیرا فاش ساخته که: «قاضی صلواتی دو نفر به نام‌های احمدرضا گودرزی و منصوری را برای دریافت حق حساب و رشوه به بهاره زنجانی، خواهر بابک زنجانی معرفی کرده است.»
بر اساس گزارش منابع خبری آگاه، «پیش‌تر قاضی مقیسه‌ای نیز بر سر پرونده بابک زنجانی، درخواست پرداخت مبلغی برای «آزادی» او را مطرح کرده بود۷ به همین دلیل بهاره زنجانی یک ساختمان به مبلغ ۵/۵ میلیارد تومان واقع در میدان آرژانتین متعلق به بابک زنجانی را به برادر این قاضی دادگاه انقلاب واگذار نموده است.»
گفتنی است ابوالقاسم صلواتی از سال‌ها قبل به دلیل مفسده اخلاقی و مالی و وجود مدارکی از وی نزد نیروهای امنیتی، به عنوان «ماشین» امضای وزارت اطلاعات و سپاه برای احکام اعدام و سایر احکام سنگین اصلاح‌طلبان و فعالان سیاسی منتقد در پرونده‌های متعدد عمل کرده است.
اگرچه پرونده تخلفات این دو قاضی هم اکنون در حفاظت اطلاعات قوه قضاییه مفتوح است، اما هم‌چنان خبری از تشکیل دادگاه یا صدور حکمی علیه احمدرضا گودرزی منتشر نشده است. به نظر می‌رسد روابط پشت پرده گودرزی با اصحاب قدرت، پیچیده‌تر از آنی باشد که تاکنون در اخبار مرتبط با وی منتشر شده است. شاید هم نمونه خاصه خرجی‌های وی برای ساخت هتل در عتبات عالیات، درباره پرونده‌های قضایی او نیز موضوعیت داشته باشد و افراد صاحب نفوذ نظام را صاحب «خشت‌های طلا» کرده باشد.

همایش "بسیج رسانه" در کدام کشور از هر گوشه دستور سانسور داده می شود؟


 

 
 
 
 

نظام جمهوری اسلامی گوشت شکاری است که هرکس به فراخور قدرت و وابستگی هایش به نهادها تکه ای از آن را به دندان می گیرد. این شاید تنها مثالی باشد که بتوان در باره همایش مسئولان "بسیج رسانه" در جمهوری اسلامی نوشت. این باصطلاح همایش که هشتمین آن بوده روز گذشته در مشهد برپا شد و جوان کم سن و سالی که از رویش یافتگان دوران رهبری آقای خامنه ایست بعنوان رئیس بسیج رسانه فرمود:
« شش هزار نفر از سراسر کشور در سازمان بسیج رسانه حضور دارند. (اینها همانهائی هستند که شب تا صبح پای اینترنت نشسته و پیام می نویسند و رصد می کنند و گزارش امنیتی تهیه می کنند)
ایشان که مسعود بصیری نام دارد اضافه کرد: هم اکنون 114 کانال ماهواره ای فارسی زبان و 270 شبکه غیر فارسی در حال فعالیت، برنامه ریزی و تولید محتوا علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. بسیاری از تجمعاتی که در شهرهای مختلف شکل می گیرد در شبکه های مجازی مدیریت می شود و این موضوع بسیار حساس است.  در غرب هر فرد نمی تواند هر حرفی را در شبکه های مجازی بزند و قانون حاکم بوده و نظارت های لازم را انجام می دهد اما در ایران نظارت های لازم در حوزه شبکه های اجتماعی وجود ندارد. »
ابتدا میزان اطلاع وی را درباره شبکه های مجازی در غرب دقت کنید که در واقع بی اطلاعی کامل است. دوم از ایشان باید پرسید: صدا و سیما در تمام ایران پوشش دارد و خانه ای نیست در ایران که تلویزیون نداشته باشد. درد کجاست که مردم به این شبکه اعتماد ندارند و به آن مراجعه نمی کنند؟ درد کجاست که یک روزنامه با 40 هزار تیراژ خطرناک می شود؟ درد کجاست که بسیج در بسیج و گردان در گردان برای سرکوب درست می شود و همچنان ترس از مردم در دل بوجود آورندگان بسیج و گردان های سپاه است؟ درد کجاست که یک جوانی در سن و سال و با آن میزان آگاهی اعلام سانسور در ایران می کند و برای دهها میلیون ایرانی تعیین تکلیف؟

مصاحبه با محسن رفیقدوست هاشمی، حسن آقا و ناطق جایشان در مجلس خبرگان است!


 
 
 
 

در روزهائی که نمایشگاه مطبوعات در تهران برگزار بود، خیلی ها هنگام بازدید از غرقه های این نمایشگاه مصاحبه کردند و درباره مسائل روز و بویژه انتخابات اسفند ماه نظرشان را گفتند. از جمله این افراد محسن رفیقدوست است که هنگام بازگشت آیت الله خمینی به ایران راننده اتومبیل منتقل کننده وی از فرودگاه مهرآباد تهران به بهشت زهرا بود. بعدها فرمانده کمیته های انقلاب شد و سپس وزیر سپاه در دورانی که سپاه وزارتخانه شده بود. بتدریج رفت بدنبال فعالیت های اقتصادی و پتروشیمی را بدست گرفت. عضو رهبری حزب موتلفه اسلامی بود اما بتدریج از این حزب فاصله گرفت. کتاب خاطراتی نوشته که 445 صفحه است و عکس های تاریخی خوبی هم دارد. او نیز مانند ناطق نوری اخلاقی داش مشدی گری دارد. رفیقدوست که امروز مانند خیلی های دیگر چوب تندروی ها، اشتباهات سیاسی گذشته و فرصت های از کف رفته اش را می خورد در غرقه «انتخاب» در نمایشگاه مطبوعات به چند سئوال پاسخ داد.
از جمله، درباره انتخابات مجلس خبرگان در اسفندماه گفت:
مجلس خبرگان جای شوخی نیست، لذا افرادی کاردان باید در آن حضور پیدا کنند، چرا که این افراد باید رهبر انتخاب کنند. پس از رحلت امام خمینی، حضرت آیت الله خامنه ای به منزل امام رفتند و مرحوم سیداحمد اقا گفتند، آقای خامنه ای، من از این به بعد، یکی از مریدان شما هستم. اگر ارتباط امروز حاج حسن اقا خمینی و رهبری همین گونه باشد، به نظرم افتخاری برای ملت ایران است که حسن اقا به خبرگان ورود کند.
 من حس می کنم که رابطه این دو بزرگوار به مانند همان رابطه حاج احمدآقا و مقام معظم رهبری است.
بنده و خیلی های دیگر از ناطق خواسته ایم که به انتخابات ورود کند، اما ایشان گوش نکرده است. اگر ناطق برای خبرگان کاندیدا شود، قطعا رای خواهد آورد. آیت الله هاشمی یکی از کسانی است که باید بیاید و انتخاب شود. امروز یکی از بهترین رهبرشناسان ما هاشمی است و رهبری نیز ایشان را بهتر از هر کسی می شناسند.
امروز به قول ایت الله هاشمی، فردی که در حد حضرت آیت الله خامنه ای صلاحیت داشته باشد، وجود ندارد. آیت الله هاشمی معتقد است که حضرت آیت لله خامنه ای بدیل ندارد. لذا کسی که چنین عقیده ای دارد چرا جایش در خبرگان نباشد؟
روحانی تنها کسی است که توانست با شعار اعتدال مردم را به خود جذب کند و یکبار هم در طول مبارزات انتخابات نگفت، اصولگراست یا اصلاح طلب.
در انتخابات اینده قطعا افراطی گری چه از نوع اصلاح طلبش، چه از نوع اصولگرایش در میان مردم جای نخواهند داشت.  مجلس از جمعی از معتدلین و بخش هایی از اصلاح طلبان و اصوولگرایان تشکیل می شود.
در باره احتمال بازگشت احمدی نژاد به صحنه سیاسی کشور هم انشالله که احمدی نژآد در هیچ انتخاباتی کاندیدا نشود. البته اگر کاندیدا هم بشود، انتخاب نمی شود، یک داغ دل بس است برای قبیله ای.

گلوی دولت و مردم در دست کدام نهادهاست؟


 
 
 
 

چهل درصد فعالیت های اقتصادی ایران به اقتصاد غیر رسمی (سیاه) تعلق دارد. (خبرگزاری مهر به نقل از مرکز آمار ایران).
نیمی از اقتصاد رسمی و غیررسمی (سیاه) در دست نظامیان و نهادهای وابسته به بیت رهبری است که دولت بر آنها کنترل و نظارتی ندارد. حتی گمرکات و گلوگاه های ورود و خروج کالا از کشور (اسکله ها و فرودگاهها) در موارد متعددی خارج از حیطه کنترل دولت و در دست رانت خواران نظامی و امنیتی است. سود کالاهایی که از این گلوگاههای پنهانی به داخل و خارج قاچاق می شود به جیب چه نهادها و افرادی می رود؟ و نقش آن در تعیین سیاست در ایران چیست؟
مرکز آمار ایران می گوید جمعیت شاغلان ایران 24 میلیون نفر است. اگر این ارقام ملاک محاسبه بیکاران قرار گیرد جمعیت بیکاران کشور ده برابر بیش از رقمی است که وزارت کار اعلام کرده است.اکثر جمعیت بیکار متقاضی کار نیستند و به همین دلیل نامشان در لیست بیکاران ذکر نمی شود. نابغه ای بنام احمدی نژاد که رهبر جمهوری اسلامی نظرات اقتصادی او را به خود نزدیک تر میدانست و در نماز جمعه پس از کودتای 88 آن را اعلام کرد، درآمد نجومی و بی سابقه 700 میلیارد دلار از محل صادرات نفت را چه کرد؟ و بیکاری، تورم و فقر بی سابقه امروز حاصل کدام سیاست و مدیریت است؟
رهبر جمهوری اسلامی، که شاهد بر باد رفتن آن 700 میلیارد دلار بود، حالا ساز را به گونه ای دیگر کوک کرده و طرفدار اقتصاد مقاومتی شده است تا از این طریق بتواند سپاه و نهادهای امنیتی و بیت رهبری را همچنان حاکم بر اقتصاد کشور نگهدارد و در این مسیر جلوی سرمایه گذاری ملی داخلی و کنترل شده خارجی را بگیرد. بخشی از مخالفت با عادی شدن مناسبات دیپلماتیک با امریکا در همین نکات نهفته است و نه در انگیزه مبارزه هوشیارانه با امریکا. هوشیاری از آن ویتنام و چین و کوبا و روسیه و برزیل و ... است که بی شعار مسیر استقلال را طی می کنند و برای کشور و مردمشان بحران نمی افرینند. آزادی ها را محدود و کنترل نمی کنند زیرا اعتقاد دارند آنچه فساد و اختلاس و دزدی حکومتی را کنترل می کند و بر آن نظارت دارد افکار عمومی است و رسانه ها پایگاه افکار عمومی!

حامیان بابک زنجانی هنوز هویتشان مشخص نشده


 
 
 
 

روزنامه آرمان با صالح نیک بخت وکیل سرشناس دادگستری و از جمله وکلای پرونده 123 میلیاردی در دهه 70 درباره دادگاه بابک زنجانی گفتگو کرده است. خلاصه این گفتگو را در زیر می خوانید:
پرونده بابک زنجانی و همچنین روند دادرسی به این پرونده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بنده نخستین وکیلی بودم که وکالت یکی از پرونده‌های بزرگ مالی را برعهده داشتم. در مساله اختلاس 123میلیاردی فاضل خداداد بنده وکیل بانک بودم و به خوبی از روند رسیدگی به جرایم بزرگ مالی مطلع هستم. در این پرونده، متهم ردیف اول، یعنی فاضل خداداد تنها نبود و از سوی برخی از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی حمایت می‌شد. نکته جالب در پرونده فاضل خداداد این بود که شخصی که وی را به بانک معرفی کرده بود شخصیت مشهوری بود. با این وجود تحقیقات جامع و دقیقی درباره پرونده فاضل خداداد انجام شد و تمام مسائل مبهم در پرونده به صورت کارشناسی بررسی شد.
به نظر بنده روند موضوعات بابک زنجانی به دقت و ظرافت پرونده فاضل خداداد نبوده و مسائل مبهم زیادی در این پرونده باقی مانده که هنوز درباره آن پاسخ مناسبی به افکار عمومی داده نشده است. البته باید این نکته را هم در نظر داشت که پرونده بابک زنجانی به مراتب از پرونده فاضل خداداد پیچیده‌تر و بزرگ‌تر است و ابعاد داخلی و خارجی دارد که همه این مسائل رسیدگی به این پرونده را مشکل می‌کند. نکته مهمی که در روند دادرسی پرونده بابک زنجانی به چشم می‌خورد این است که متهم این پرونده در جلسات دادگاه به جای اینکه پاسخ مناسبی به سوالات دادگاه بدهد مرتب شعار می‌دهد و از پاسخگویی مسئولانه طفره می‌رود.
- بابک زنجانی در ابتدا به هیچ عنوان اتهامات خود را قبول نمی‌کرد و از پاسخگویی درباره سرنوشت پول‌های بلوکه شده طفره می‌رفت. به نظر شما چه اتفاقی رخ داد که وی به یک باره عنوان کرد پول‌ها را تحویل خواهد داد؟
متاسفانه حضور افرادی مانند بنده در جلسات دادگاه امکانپذیر نیست و علنی بودن دادگاه زنجانی به معنای حضور همه افراد و به ویژه کارشناسان نیست. این در حالی است که اگر جلسات این دادگاه نیز مانند دادگاه آقای کرباسچی به شکلی بود که ما نیز می‌توانستیم در جلسات دادگاه حضور پیدا کنیم بسیاری از مسائل مبهم پرونده را درک می‌کردیم و به صورت دقیق‌تری اظهارنظر می‌کردیم. با این وجود بنده از روی رفتار، گفتار، جستار و حرکت‌های متهم پرونده در جلسات دادگاه می‌توانم به چند نکته اشاره کنم. نخست اینکه به نظر می‌رسد بابک زنجانی از برخی مسائل پشت پرده آسودگی خاطر دارد که مسائل را زیاد جدی نمی‌گیرد. دوم اینکه بابک زنجانی به این نتیجه رسیده که ممکن است قربانی بده بستان‌های پشت پرده شود و به همین دلیل تلاش می‌کند خود برای بازگرداندن پول‌های مفقود شده تلاش کند. نکته سوم اینکه بابک زنجانی بیش از هر شخصی به این مساله آگاهی دارد که حضور در چنین دادگاه‌هایی که بازتاب بسیار گسترده‌ای در بین افکار عمومی و رسانه‌های داخلی و خارجی دارد بدون شک برای وی تبعاتی خواهد داشت که میزان آن از محکومیت زندان تا اعدام متغیر خواهد بود. در نتیجه تلاش می‌کند تا آنجا که ممکن است خود را از مجازات سخت دور کند. در نتیجه وی در جلسات دادگاه به مظلوم‌نمایی از خود می‌پردازد و تلاش می‌کند خود را یک شخص بی‌گناه جلوه دهد که دیگران در بازداشت و دادگاهی شدن وی سهم بیشتری داشته‌اند.
- چرا بابک زنجانی بیش از اندازه در دادگاه از خود خونسردی نشان می‌دهد؟ برخی رفتارهای وی مانند تغذیه خوردن در دادگاه و همچنین لبخندهایی که در مقابل قرائت کیفرخواست می‌زد نشانه چیست؟
خونسردی در حالتی به وجود می‌آید که متهم در جایی دلگرمی داشته باشد. در نتیجه ممکن است بابک زنجانی در جلسات دادگاه خود را خونسرد نشان بدهد. نکته مهمی که درباره این پرونده وجود دارد این است که مبلغ مفقود شده در این پرونده بسیار بالاست و هنوز مشخص نشده که چنین فردی با سابقه‌ای منفی با اجازه چه کسی و به چه وسیله به چنین منابع بزرگ مالی دست پیدا کرده است. این مسائل از ابهامات مهم این پرونده است که ذهن افکار عمومی را نیز به خود مشغول کرده است. در شرایط کنونی یکی از مطالبات اصلی این پرونده این است که چه شخص و اشخاصی زمینه را برای سوءاستفاده بابک زنجانی از بیت المال فراهم کرده است. بدون شک زنجانی به تنهایی توانایی دسترسی به این همه پول را نداشته و شخص یا اشخاصی از وی حمایت کرده و زمینه را برای چنین تخلف بزرگی آماده کرده‌اند. به نظر من در صورتی که قصد داشته باشیم به یک نتیجه مطلوب و قابل قبول برسیم باید همه عاملان این تخلف بزرگ را به دادگاه بکشانیم و آنان را مورد بازخواست قرار دهیم. مساله دیگری که جای سوال دارد این است که طبق اخبار رسیده ظاهرا بابک زنجانی برخی‌ را از زندان اجیر کرده و از درون زندان با بیرون در ارتباط است. بنده متهمانی را سراغ دارم که تمام اتهاماتشان بیش از دویست میلیارد تومان نیست اما خیلی زود به اتهامات آنان رسیدگی شده و تعیین تکلیف شده‌اند. این در حالی است که39ماه از پرونده بابک زنجانی می‌گذرد و هنوز وضعیت این پرونده مشخص نیست و اتفاقا هر روز ابعاد جدیدتری پیدا می‌کند. مساله بابک زنجانی یک مساله «خاص» است، مساله خاص نیز باید در جایگاه خاص خود مورد بررسی قرار بگیرد. در ابتدا باید مشخص شود که پشتوانه و عقبه سخنان بابک زنجانی در دادگاه چیست. اگر عقبه سخنان وی مشخص شود بهتر می‌توان به نیت وی در دادگاه پی برد. بررسی جرم بزرگی مانند جرم بابک زنجانی به شکلی نیست که تنها شریک و معاون جرم را مورد سوال قرار دهیم. در اغلب پرونده‌های مشابه مانند پرونده «بانک صادرات» و «برج‌سازان» افرادی از پشت پرده به حمایت از مجرمان پرداخته‌اند که با بررسی‌های قضائی ماهیت آنها مشخص شده است. به نظر می‌رسد در پرونده بابک زنجانی نیز وضعیت به همین شکل است و وی توسط برخی حمایت می‌شده است. دادگاه محترم باید به صورت دقیق مشخص کند که چه شخص یا اشخاصی در پشت پرده از بابک زنجانی حمایت کرده‌اند و وی به چه وسیله موفق شده چنین تخلف بزرگی را مرتکب شود.
- یکی از مسائل مورد مناقشه در پرونده بابک زنجانی سرنوشت اموال خارجی وی است. این در حالی است که برخی عنوان می‌کنند نزدیکان خارجی زنجانی پس از دستگیری وی به چپاول اموال وی در خارج از کشور پرداخته‌اند. نظر شما در این باره چیست؟
یکی از وظایف اصلی و اساسی هر مدیری در کشور حفظ دارایی‌ها و منافع ملی از سطح پایین تا بالاترین سطح آن است. به نظر من قبل از برگزاری دادگاه باید وضعیت اموال خارجی وی تعیین تکلیف می‌شد. در این زمینه خود وی نیز باید همکاری‌های لازم را با نهادهای مربوطه انجام می‌داد تا سرنوشت اموال وی هر چه سریع‌تر مشخص شود. در شرایط کنونی نیز مسئولان مربوطه نباید اموال خارجی وی را رها کنند و باید هرچه سریع‌تر زمینه بازگشت اموال خارجی وی را به داخل کشور فراهم کنند. بابک زنجانی عنوان می‌کند برخی از اموال وی در اختیار افراد مجهول‌الهویه‌ای است و سرنوشت نامشخص دارد. به همین دلیل مسئولان مربوطه باید هر چه سریع‌تر این افراد را شناسایی و وضعیت اموال وی را تعیین تکلیف کنند. مساله مهم در این زمینه اینکه تعیین تکلیف اموال داخلی بابک زنجانی بسیار راحت‌تر از اموال خارجی وی است.

November 18, 2015

راز خشم صهیونیست‌ها از وزیر خارجه سوئد


وزیر خارجه سوئد میان حوادث پاریس و بحران‌های جاری در خاورمیانه میان تل آویو و فلسطینیان ارتباطی مستقیم برقرار کرده و رشد گروه‌های افراطی را محصول این منازعه دانسته است.
به گزارش مشرق، وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به شدت در قبال اظهارات وزیر امور خارجه سوئد ابراز خشم کرده و از سفیر این کشور در تل آویو در خصوص اظهارات خانم والستروم توضیح جدی خواسته است. این ابراز خشم در حالی صورت می گیرد که وزیر خارجه سوئد میان حوادث پاریس و بحران‌های جاری در خاورمیانه میان تل آویو و فلسطینیان ارتباطی مستقیم برقرار کرده و رشد گروه‌های افراطی را محصول این منازعه دانسته بود. همچنین والستروم سیاست‌های منطقه‌ای رژیم صهیونیستی را شکست خورده توصیف کرده بود.

مقامات وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی، این اظهارات را غیر قابل قبول و تحریک کننده توصیف کرده و آن را محکوم کرده‌اند. اما سوال اصلی اینجاست که دلیل اصلی نگرانی و نارضایتی مقامات صهیونیستی از اظهارات وزیر امور خارجه سوئد چیست؟

شاید تصور شود دلیل اصلی خشم مقامات رژیم صهیونیستی از والستروم کلیت اظهارات وی و ایجاد ارتباط میان سیاست‌های خصمانه صهیونیست‌ها در منطقه و تاثیر آن بر رشد گروه‌های تروریستی باشد اما باید گفت در حالی که این جنبه از نارضایتی صهیونیست‌ها به جای خود محفوظ است، این نارضایتی ابعاد گسترده تری نیز دارد. صهیونیست‌ها به طور کلی از طرح نام تل آویو در کنار حوادث پاریس وحشت‌زده هستند. هر آنچه بخواهد میان حوادث پاریس و نقش رژیم صهیونیستی نوعی ارتباط مستقیم یا حتی غیر مستقیم ایجاد کند، مورد خشم و نارضایتی شدید تل آویو قرار می‌گیرد.

از این رو راز خشم صهیونیست‌ها از دولت سوئد و وزیر امور خارجه این کشور، ایجاد ارتباطی غیر مستقیم و بلکه شبه مستقیم میان تل آویو و حوادث پاریس است. این اقدام در جریان حملات مبهمی که به نشریه هتاک شارلی ابدو در سال گذشته صورت گرفت نیز قابل مشاهده بود. رژیم اشغالگر قدس به عنوان یک بازیگر بحران ساز در منطقه و نظام بین الملل مورد شناسایی افکار عمومی دنیا قرار گرفته است. این بازیگر بحران ساز به هیچ عنوان قصد ندارد هنگام وقوع بحران‌های جدی در جهان، از جمله بحران‌هایی امنیتی مانند حوادث اخیر، نامی از آن برده شود. از این رو برخورد سلبی مقامات صهیونیستی با وزارت امور خارجه سوئد از نگرانی تل آویو نسبت به افشای برخی حقایق مربوط به حمایت مستقیم و غیر مستقیم این رژیم از حملات پاریس صورت می گیرد. وجود فعال لابی‌های صهیونیستی فعال در دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی فرانسه، که حتی به درون احزاب راستگرا و سوسیالیست فرانسه نیز نفوذ کرده‌اند این موضوع را پررنگ تر می سازد.

این نخستین بار نیست که صهیونیست‌ها نسبت به مقامات سوئدی خشمگین می‌شوند. در سال 2009 میلادی روزنامه سوئدی افتن بلادت دست به انتشار گزارشی تکان دهنده در خصوص فروش اعضای بدن فلسطینیان به شهادت رسیده و به عبارت بهتر، قاچاق اعضای بدن فلسطینیان توسط صهیونیستها زد. انتشار این گزارش منجر به خشم شدید اویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی و احضار سفیر سوئد در تل آویو شد. این اقدام باعث شد تا روابط تل اویو و استکهلم به شدت مخدوش شود. با این حال فردریک راینفلت نخست وزیر سابق سوئد حاضر نشد از اقدام به حق روزنامه آفتن بلادت عذرخواهی کند. همین مسئله منجر به افزایش بیشتر خشم لیبرمن و دیگر مقامات رژیم اشغالگر قدس گردید. نارضایتی صهیونیست‌ها از افشاگری های صورت گرفته توسط یک روزنامه نگار سوئدی موضوعی نبود که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.

تل آویو از اینکه به عنوان نماد ترور در نظام بین الملل مورد شناسایی افکار عمومی دنیا قرار گیرد به شدت وحشت زده است. این در حالیست که روز به روز بر روند صعودی نفرت عمومی از صهیونیست‌ها افزوده می شود. هر اندازه زمان سپری می شود بر شدت خشم و نفرت افکار عمومی دنیا از جنایات رژیم صهیونیستی در حق فلسطینیان و بقیه ملت‌های منطقه افزوده می شود. در حال حاضر نیز صهیونیست‌ها نگران هستند که گره خوردن نام آنها با حوادث پاریس منجر به تشدید این روند شود.

نکته دیگر اینکه صهیونیست‌ها به شدت نگران تاثیرپذیری افکار عمومی فرانسه نسبت به نقش منفی لابی‌های صهیونیستی در کشورشان هستند. تل آویو و لابی های مرتبط با آن در کشور فرانسه هم اکنون به عنوان لابی هایی مشکوک و دردسرساز در نزد افکار عمومی فرانسه مورد شناسایی قرار گرفته‌اند. این روند نیز با گذشت زمان تشدید شده و افشای ابعاد جدید از حوادث اخیر پاریس نیز ان را تشدید خواهد کرد.