طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - معاون وزیر بهداشت با بیان اینکه حدود 90 درصد دانشجویان علوم پزشکی تجربه مصرف سیگار داشته اند، گفت: 6.4 درصد این دانشجویان نیز روانگردان یا مواد مخدر مصرف کرده اند.
January 10, 2016
کاریکاتور/ هروئین جدید هم آمد!
طنز و کاریکاتور > کاریکاتور - یک مقام مسئول می گوید پس از اطلاع رسانی و آگاهیبخشی در مورد عواقب و عوارض شیشه مصرف این ماده مخدر کاهش پیدا کرد اما مصرف شیشه به مصرف «هروئین چینی» تبدیل شده است!
روایت موحدی کرمانی از تلاش آمریکا برای نفوذ در مجلس و خبرگان
سیاست > احزاب و شخصیتها - تسنیم نوشت: دبیرکل جامعه روحانیت مبارز گفت: آمریکا میخواهد در مجلس شورای اسلامی و اگر بتواند در مجلس خبرگان نفوذ کند و هر دو نفوذ بسیار خطرناک است.
اعضای شورای مرکزی جبهه ایستادگی با آیتالله موحدیکرمانی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز دیدار و گفتوگو کردند.
در این دیدار آیتالله موحدیکرمانی به شرایط اصولگرایی اشاره کرد و گفت: هرچه زمان میگذرد بیشتر پی میبریم که اصولگرایی در جامعه سیاسی ما هم ریشهدار است و هم توسعه یافته است و اصولگرایان نیروهای انقلابی هستند که دغدغه اعتلای نظام و کشور و یاری رهبری را دارند.
وی گفت: در هر جایگاهی اگر با خلوص نیت و صدق کار کنیم نظر عنایت و یاری خداوند حتماً شامل حال ما خواهد شد، ما وظیفه داریم در راه یاری دین خدا گام برداریم، اما پیروزی نهایی در دست خداوند است.
دبیرکل جامعه روحانیت مبارز گفت: آمریکا میخواهد در مجلس شورای اسلامی و اگر بتواند در مجلس خبرگان نفوذ کند و هر دو نفوذ بسیار خطرناک است. در این شرایط اگر کسی آماده شود و ندای هل من ناصر قرآن را پاسخ دهد بسیار ارزشمند است.
آیتالله موحدیکرمانی تصریح کرد: تصور نکنید مردم همینطور رأی در صندوق میاندازند. مردم ما عموماً بابصیرت هستند، شما هم تلاش کنید کسانی را که فریب خوردهاند بیدار کنید. کسانی باید به مجلس بروند که پیرو رهبری باشند و اسیر نفوذ دشمن نشوند.
چرا حریمخصوصی هنرمندان و ورزشکاران برای مردم جذاب است؟/ اختلاف طبقاتی یکی از عوامل کنجکاوی
جامعه > آسیبها - یک جامعه شناس معتقد است افزایش فاصله طبقاتی و کم شدن قشر متوسط جامعه سبب شده تا پشت صحنه افراد با آن چه می نمایند تفاوت بسیار زیادی داشته باشد و همین امر موجب ایجاد کنجکاوی ها در حریم خصوصی دیگران می شود.
زهرا مهاجری: زندگی خصوصی دیگران، به خصوص اگر چهره ورزشی و هنری باشند، همیشه برای مردم جالب بوده و اخباری که در مورد پشت صحنه زندگی این افراد مخابره می شود، همواره از پربازدیدترین و جذاب ترین مطالب است. این جذابیت و البته روحیه کنجکاو ما ایرانی ها، و البته غفلت برخی چهره ها اگر در کنار پیشرفت تکنولوژی قرار گیرد، باعث می شود که هر از گاهی شاهد پخش شدن جزئیات زندگی خصوصی یک فرد (اگر با عکس و فیلم و مستندات باشد که چه بهتر!) در دنیای مجازی باشیم.
هنوز چند ماه از ماجرایی که پسر پرحاشیه تلگرام به وجود آورد نگذشته بود که انتشار عکس های خصوصی یکی از ورزشکاران نام آشنا، جنجال به پا کرد. عکس ها پخش شدند و از آن جایی که در رسانه های رسمی به سرعت به این موضوعات پرداخته نمی شود، شایعات و اخبار غیررسمی و بعضا نادرست و ضدو نقیض در شبکه های اجتماعی و موبایلی به سرعت منتشر شد.
طی این سال ها، بازیگران و ورزشکاران زیادی (فارغ از بحث درباره درست یا غلط بودن اعمالشان) با این مشکلات مواجه شدند و سوشا مکانی، اولین و تنها چهره شناخته شده که قربانی کنجکاوی مردم شد نیست و آخرینشان هم نخواهد بود.
اما این که چرا حریم خصوصی دیگران به ویژه چهره های مطرح این اندازه برای مردم جذاب است و اگر چیزی از آن بفهمند سعی در انتشار هر چه بیشتر آن دارند، موضوعی است که برای بررسی آن به سراغ اصغر مهاجری، جامعه شناس رفتیم.
این جامعه شناس می گوید که کنجکاوی ایرانی ها ریشه تاریخی دارد و علت بیشتر شدن مسائل اینچنینی را بیشتر شدن فاصله طبقاتی و کم شدن طبقه متوسط جامعه می داند.
مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:
آقای دکتر؛ هر از گاهی ورود به حریم دیگران و پخش تصاویر خصوصی یا نیمه خصوصی آن ها جنجال می افریند. این تصاویر و مطالب خصوصی و نیمه خصوصی دست به دست می شود و همه در انتشار هر چه بیشتر آن تلاش می کنند! دلیل این که زندگی خصوصی دیگران این قدر مورد کنجکاوی ماست چیست؟
در ایران که البته به امروز و دیروز و صدسال اخیر هم ربط ندارد و ریشه های تاریخی دارد، شخصیت هایمان دوگانه است. یک جلوی صحنه داریم یک پشت صحنه. اکثر شهروندان این حالت را دارند. یعنی یک من وانمودی دارند که وانمود می کنند این گونه هستند، یک من واقعی دارند که پشت صحنه است و واقعیت هایی که در شخصیت هر فرد است را دارد. مصداق بارز تعبیری که حضرت لسان الغیب حافظ دارد: «چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند...» اکثریت شهروندان این حالت را دارند و در طول تاریخ هم اینگونه بوده ایم که دلایل آن مجال دیگری برای توضیح می خواهد. اما در سال های اخیر این تشدید شده. پس هر فردی می داند که دیگران آن گونه که می نمایاند نیست. و دوست دارد ببیند که پشت صحنه دیگران و واقعیت دیگران به چه گونه است. البته به این ویژگی که تحلیل کردم یک ویژگی دیگر را هم اضافه کنیم. ایرانی ها خیلی حرص و طمع جستجوگری دارند و می خواهند در زندگی دیگران سرک بکشند. حالا اگر این افراد، خاص هم باشند مثلا ستاره باشند، این تشنگی برای سرک کشیدن دو چندان می شود. یک عامل دیگر هم که می شود گفت ضلع سوم این موضوع است برمی گردد به سرمایه اجتماعی. که در سالیان اخیر متاسفانه سرمایه اجتماعی رو به زوال و فرسایش است.
این سرمایه اجتماعی که گفتید چه چیزهایی هستند و کم شدن آن چه تاثیری گذاشته؟
سرمایه اجتماعی سه ضلع طلایی دارد؛ شفافیت، اعتماد و پویایی در روابط. هر چه جامعه میزان شفافیتش کمتر، میزان اعتمادش کمتر، روابطش ناپویا تر، از آن طرف بی اعتمادی زیاد می شود و شفافیت کمتر می شود. فرسایش سرمایه اجتماعی به این معناست که ما شفافیتمان کم است. کشورهایی که دارای سرمایه اجتماعی بیشتری هستند، همه چیزشان شفاف است و بین جلوی صحنه و پشت صحنه خیلی تفاوتی وجود ندارد.
اما در جامعه ای که فرسایش سرمایه اجتماعی دارد، این جلو و پشت صحنه فاصله زیادی با هم دارند و شفافیت و اعتماد کمتر است. افراد به آن چه که دیگران وانمود می کنند اعتمادشان کمتر است. آن چه که تظاهر می کنند جلوی صحنه و نقش هایی که بازی می کنند، به آن ها کمتر اعتماد می شود. دوست دارند ببینند آن فرد واقعیتش چیست و تشنگی بیشتر می شود. این عوامل باعث شده که ما خوشمان بیاید ببینیم که زندگی خصوصی دیگران چه طوری است...
که در این بین تکنولوژی هم به کمک ارضای این حس کنجکاوی آمده ...
بله دقیقا؛ پیشرفت تکنولوژی خیلی این کار را راحت کرده؛ هکری که می تواند با مهارتش کار هک انجام دهد، دیگری ارتباطات و پشت صحنه ها را پخش می کند و تکنولوژی جدید تسهیل کرده به این نیاز جامعه ایرانی. نکته دیگری که این بین مطرح است این است که این کارها به نوعی انتقامجویی هم محسوب می شود. چون یک عده ای با فاصله های اجتماعی زیادی زندگی می کنند، پایینی ها علاقه مندند به خصوص آن بالایی ها را ببینند و حتی از بلند شدن صدای طبل رسوایی آن ها خوشحال هم می شوند.
برای این کار، حتی به شایعات دامن می زنند تا انتقامگیری اجتماعی داشته باشند. نابرابری های اجتماعی موجب این انتقامجویی می شود. آن هایی که در دریا دریا نعمتند مورد غضب و حس انتقام آن ها که کشتی کشتی غرق هستند، قرار میگیرند. در سال های اخیر هم قشر متوسط ما کمتر شده و فاصله اجتماعی طبقه بالا و پایین جامعه بیشتر شده است، میزان تعهد اجتماعی و میزان وفاداری به نظام های ارزشی و جاری و هنجارهای اجتماعی کمتر شده.
در قشر متوسط اجتماعی معمولا اخلاق مداری بیشتر است و تلاش می کنند خیلی در این حوزه ها ورود پیدا نکنند. اما الان به خاطر نابرابری های اجتماعی این فاصله بیشتر شده و طبقه های پایین و بالای جامعه معمولا هنجارشکن هستند و به همین خاطر از سوی طبقات پایین، یک نوع انتقامگیری اجتماعی را شاهد هستیم. که اگر چیزی وجود داشت بهانه کنند برای رسوا کردن طبقه مرفه.
حالا با این وضعیت پیش آمده و این که هر روز ابزار ارتباطی پیشرفت می کند و یک تکنولوژی جدید رونمایی می شود، می شود امید داشت که با راهکارهایی این مسائل کم شود؟
این سوال بسیار هوشمندانه و خوبی است. من با عرض تاسف این پیش بینی را می کنم که نه، در کوتاه مدت و حتی در بلند مدت نمی توانیم انتظار داشته باشیم شاهد بهتر شدن وضعیت باشیم. و حتی متاسفانه در آینده شاهد تکرار بیشتر این موارد هم خواهیم بود. اما اگر این به یک مسئله ملی تبدیل شود و برای حل این مسئله عزم ملی به وجود بیاید، و متولی آن هم سکانداران فرهنگی و اجتماعی یک جامعه باشد، به شرط این که نابرابری ها کاهش پیدا کند، هم جنسیتی، هم قومی و اجتماعی، و دولت تلاش بکند در یک شرایط عاقلانه اجتماعی قشر اجتماعی متوسط را افزایش دهد، شاید بتوانیم به درمان برسیم.
یعنی درمان این قضیه اگر امکان داشته باشد، در توسعه دادن و چاق و چله کردن قشر اجتماعی متوسط جامعه است. هر چه قشر اجتماعی جامعه بیشتر توسعه پیدا کند و حجیم تر شود و قشر های پایین و بالای جامعه لاغرتر بشوند، میزان تعهد اجتماعی افزایش پیدا می کند و وفاداری به اخلاق اجتماعی بیشتر می شود. میزان وفاداری به نظام ارزشی جامعه، بالا می رود. ما در مبانی ارزشیمان آیات خیلی شفافی از نظر ادبیات دینی داریم. برای مثال "اجتنبوا کثیرا من الظن" یا "لاتجسسوا" که بعضی مواقع این را جزو گناهان کبیره می نامیم. در توصیه ها و ادبیات ملی ما هم این مورد تقبیح شده.
اما زمانی وفاداری به اخلاق عمومی و اخلاق اجتماعی بیشتر می شود که قشر اجتماعی متوسط جامعه بیشتر شوند. پس راهکارش اگر باشد در چشم اندازهای آینده که من برای سالیان اخیر کمتر این را می بینم، این هست که به طرف تقویت قشر اجتماعی متوسط با افزایش عدالت اجتماعی برویم.
از نقش جلوگیری ها و برخوردهای قهری در جلوگیری از بروز چنین وقایعی بگویید. این راهکارها هر چند موقت، کارساز نیستند؟
اگر بخواهیم از روش کنترلی، مثلا ورود پلیس فتا در این حوزه ها وارد شویم، کنترل جوابگو نخواهد بود. چنانچه می بینید از زمانی که پلیس فتا ایجاد شده، تعداد پرونده های این چنینی بیشتر هم شده است.
در کدام فرهنگ ها و جوامعی این مسئله بیشتر دیده می شود؟
در کشورهای توسعه یافته و دارای سرمایه اجتماعی از جنس افقی، یعنی گروه ها به گروه های مدنی اعتماد دارند در آن جاها کمتر است. چون اعتماد بیشتر است. اگر بخواهم صفتی دیگری را هم اضافه کنم، امنیت اجتماعی اگر بالاتر باشد، این مسائل کمتر دیده می شود. یعنی افراد از طرح و مطرح شدن پشت صحنه شان در جلو صحنه، نگران نیستند.
در جوامعی که سنتی تر هستند و خیلی بسته هستند، ضریب این کارها کمتر است. اما در جامعه های پیرامونی و جهان سومی و در حال گذر، و جاهایی که سرمایه اجتماعی عمودی در آن ها هست، در آن جا تعداد این مسائل بیشتر و نگران کننده است. یافته های پژوهشی ما این است که برای این که مردم در جهان پشت صحنه و جلوی صحنه شان به هم نزدیک بشود، به مکان های سوم روی می آورند. مکان سوم مکانی است که آن آزادی های مکان خصوصی را ندارد، و کنترل ها و نظارت های مکان های عمومی را هم ندارد. لذا فرد در این مکان سوم هم به آن لذت ها و نیازها و رها شدگی ها و دغدغه هایش می رسد، هم حالت عمومی دارد.
در ایران هم چند سالیست مکان های سوم مورد توجه قرار می گیرند؛ مثل کافی شاپ ها، پاتوق ها و جاهای دیگری که ویژگی های خاصی دارند. ولی از آن جایی که مکان سوم حضور نظارتی بیشتری دارد و پلیس آن جاها را هم نظارت می کند، جوانان این مکان های سوم را جابجا می کنند. مثلا اگر می بینند این نظارت در کافی شاپ بیشتر شده، آن را به سینما یا پارک منتقل می کنند. یعنی جامعه خودش به دنبال راهکار هست برای حل و کم کردن فاصله بین جلو و پشت صحنه و آفریدن و خلق کردن مکان سوم. ولی از آن جایی که ما مکان های سوم را هم از دست این افراد می گیریم، هر چه مکان های سوم کمتر شود، این به مکان های خصوصی و پشت صحنه تبدیل می شود.
وقتی مکان سوم به مکان خصوصی تبدیل شود، خیلی اتفاقات نگران کننده ای خواهد افتاد؛ چرا که در مکان های سوم با این که یک سری ارتباطات و لذت جویی ها هست، اما نگران کننده نیست چون در چشم عموم انجام می شود. اما وقتی کاملا به مکان های خصوصی منتقل می شود، کاملا اتفاقات خاصی رخ می دهد که اگر آن ها را افشا کنند باز تکثیر خواهد شد. پس نکته آخر همین که هر چقدر دستگاه های نظارتی به مکان های سوم بیشتر نظارت کنند و آن ها را بگیرند، فاصله بین پشت و روی صحنه هم بیشتر خواهد شد و به دنبال آن، شاهد مسائلی از قبیل افشای زندگی خصوصی دیگران و جذابیت داشتنش برای مردم خواهیم بود.
47304
محکومیت حمله به سفارت عربستان درمجلس/دستور لاریجانی به وزارتکشورو گزارشهای ارسالی به کمیسیون امنیت
سیاست > مجلس - در 8 روز گذشته از حمله برخی افراد به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، موجی از اعتراضها به این اقدام خودسرانه برانگیخته شد.
فائزه انيسي: امروز هم جمعی از نمایندگان مجلس این مساله را محکوم کردند. در صدر محکوم کنندگان اين حادثه در پارلمان، علي لاريجاني رئیس مجلس قرار داشت. او در آغاز جلسه علنی صبح امروز مجلس با اشاره به اينکه مجلس نیز موضوع حمله به سفارت عربستان را بررسی و مورد پیگیری قرار خواهد داد؛ گفت: حمله به سفارت عربستان کار اشتباهی بود و وزارت کشور باید با کسانی که تقصیر داشتند برخورد کند.
البته همزمان با بررسي اين موضوع در دولت و دستگاه قضا، اعضای کميسيون امنيتملي و سياست خارجي هم طی نشست مشترک با مقامات بلند پایه وزارت امور خارجه٬ وزارت اطلاعات و وزارت کشور به بررسی ماجرا خواهد پرداخت و هر یک از دستگاهها گزارش خود را به اين کمیسیون ارائه خواهد داد.
اگرچه فراکسيون رهروان ولايت صبح امروز و پيش از آغاز جلسه علني مجلس، حمله به سفارت عربستان را محکوم کرده بود اما فراکسيون اصولگرايان يا همان فراکسيون اقليت تا کنون در اين باره موضعي نگرفته است.
البته همزمان با بررسي اين موضوع در دولت و دستگاه قضا، اعضای کميسيون امنيتملي و سياست خارجي هم طی نشست مشترک با مقامات بلند پایه وزارت امور خارجه٬ وزارت اطلاعات و وزارت کشور به بررسی ماجرا خواهد پرداخت و هر یک از دستگاهها گزارش خود را به اين کمیسیون ارائه خواهد داد.
اگرچه فراکسيون رهروان ولايت صبح امروز و پيش از آغاز جلسه علني مجلس، حمله به سفارت عربستان را محکوم کرده بود اما فراکسيون اصولگرايان يا همان فراکسيون اقليت تا کنون در اين باره موضعي نگرفته است.
نمود اعتراضات در نطق های میان دستور
اعتراض نمایندگان به حمله خودسرانه به سفارت عربستان در نطق های میان دستور نیز نمود داشت. از جمله آنکه حمیدرضا طباطبایی نماینده مردم نائین اقدام عجولانه و ناشایست عده ای در حمله به سفارت عربستان را همچون آب ریختن در آسیاب دشمن دانست و تاکید کرد: این اولین بار نبود که شاهد اینگونه اتفاقات بودیم و حوادث شبیه به آن همچون برهم زدن سخنرانی رئیس مجلس در قم را نيز شاهد بودهایم. حال آنکه در ایران اسلامی این گونه حرکات هیچگونه توجیهی ندارد و خلاف مصالح ملی است. لازم است دستگاه قضایی در برابر اين مسائل واکنش نشان دهند.
محمد دامادی نماینده مردم ساری نیز امروز در نطق میان دستور خود گفت: اقدامات خودسرانه داخلی در جریان حمله به سفارت عربستان سعودی را تأیید نمی کنیم و انتظار اقدامی فوری و در عین حال حکیمانه از دستگاه قضایی داریم.
کوتاهی نهادهای انتظامی در حفاظت از سفارت
اعتراضات نمایندگان به حمله به سفارت عربستان از سوی نیروهای خودسر به سخنان آنان در صحن علنی مجلس محدود نمیشود. برخی از آنها در گفت و گوهای رسانه ای و شبکه های اجتماعی نيز به این موضوع اعتراض کردند. احمد توکلی نماينده تهران از جمله این نمایندگان بود که در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر این حرکت را خودجوش تلقی کنیم نقش رسانه زیاد است ولی اگر برنامهریزی شده بوده باشد که چنین به نظر میرسد آن وقت سهم رذالت دشمنان زیرک و سادگی دوستان کم بهره از بصیرت، بالا میرود. بهتراز این می شد سعودی های جانی را از موضع محکوم منفعل بر تخت مدعی معترض نشاند؟ و مظلومیت شیخ شهید را به سایه فرستاد؟ و جمهوری اسلامی مظلوم را به جایگاه متهم کشاند؟ پذیرفتنی است نیروی های انتظامی و امنیتی میخواستند جلوگیری کنند و نتوانستند؟ با تعقیب جدی و بی اغماض قضایی ماجرا، برای همیشه باید به رفتارغیرعقلانی و مخالف حکم ولی فقیه پایان داد.
اعتراضات نمایندگان به حمله به سفارت عربستان از سوی نیروهای خودسر به سخنان آنان در صحن علنی مجلس محدود نمیشود. برخی از آنها در گفت و گوهای رسانه ای و شبکه های اجتماعی نيز به این موضوع اعتراض کردند. احمد توکلی نماينده تهران از جمله این نمایندگان بود که در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر این حرکت را خودجوش تلقی کنیم نقش رسانه زیاد است ولی اگر برنامهریزی شده بوده باشد که چنین به نظر میرسد آن وقت سهم رذالت دشمنان زیرک و سادگی دوستان کم بهره از بصیرت، بالا میرود. بهتراز این می شد سعودی های جانی را از موضع محکوم منفعل بر تخت مدعی معترض نشاند؟ و مظلومیت شیخ شهید را به سایه فرستاد؟ و جمهوری اسلامی مظلوم را به جایگاه متهم کشاند؟ پذیرفتنی است نیروی های انتظامی و امنیتی میخواستند جلوگیری کنند و نتوانستند؟ با تعقیب جدی و بی اغماض قضایی ماجرا، برای همیشه باید به رفتارغیرعقلانی و مخالف حکم ولی فقیه پایان داد.
نسبت اقتدار نظام با حراست از سفارت خانهها
امیر خجسته رئیس کمیسیون سیاست داخلی و شوراهای مجلس نیز با اشاره به حوادث چند شب گذشته در برابر سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد نيز تاکید کرد: اقتدار نظام اقتضا میکند که در حراست از قانون و تامین امنیت نمایندگیهایی که در کشور حضور دارند به صورت جدی حضور پیدا کنیم. وزارت کشور باید این گونه مسایل را رصد کند و با پیشبینیهای دقیق و درست و انجام اقدامات مناسب از بروز این گونه مسایل به صورت جدی جلوگیری شود.
ردپاي جریان شیعه انگلیسی
در همین زمینه منصور حقیقتپور نایب رئیس دوم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و از اعضای جبهه پایداری در گفت و گو با خبرآنلاین با بیان اینکه تندروها با حمله به سفارت عربستان٬ عملا در زمین آل سعود و صهیونیستها بازی کردند٬ ادامه داد: ابلههایی که سفارت عربستان در ایران را آتش زدند٬ برگ برنده جمهوری اسلامی را به برگه باخت تبدیل کردند. این اقدامات موجب شد که چهار کشور میکروسکوپی و جیره خوار آل سعود اقدام به قطع ارتباط با ایران بکنند٬ وی در مورد احتمال سازماندهی شده بودن حمله به سفارت عربستان گفت: به ذهنم می رسد این اتفاق، اتفاقی خودجوش نبود بلکه کاملا برنامه ریزی شده بود و افرادی که وارد صحنه شدند ، افرادی غریبه ای بودند که وارد سفارت شدند. در این اقدام ما به جریان موسوم به تشیع انگلیسی که افراطیون منتسب به یکی از روحانیون تندرو هستند مشکوک هستیم.
لزوم پاسخگويي نهادهای امنیتی
صفر نعیمی نیز با اشاره به امنیتی بودن حمله به سفارت عربستان در گفت و گو با خبرآنلاین طبق گفته ابراهیم رئیسی دادستان کل کشور گفت: مطالبه من هم به عنوان نایب رییس کمیته امنیت ملی مجلس شورای اسلامی از نهادهای نظارتی و امنیتی، قوه قضاییه و نیروهای انتظامی اینست که جریان حمله به سفارت عربستان را بررسی کنند و ببینند این اتفاق یک اقدام خودجوش بوده یا از سوی جناح یا جناح هایی هدایت شده است؟ چرا که این اقدام تا حدودی به امنیت منطقه و کشورمان خدشه وارد کرد.
January 9, 2016
امام زمان و بمب اتمی
مهدی طائب، رئیس شورای مرکزی قرارگاه عمار و نامزد مجلس خبرگان رهبری- در ۱۰ دی ۱۳۹۴ در یک سخنرانی در شهر یزد گفت مقام معظم رهبری فرمودهاند که فتنهای بزرگتر از فتنه ۸۸ در پیش است؛ به نظر من این فتنه، فتنهای جهانی خواهد بود.
طائب چرا این بار “فتنه جهانی” میسازد؟ همان طور که روضه خوانها همیشه به صحرای کربلا میزنند، او به سراغ امام زمان میرود تا فتنه جهانی را موجه سازد. میگوید امام زمان به عنوان امام معصوم این دوران، چنان که در دعای ندبه گفته شده، در “اضطرار” به سر میبرند و نیازمند کمک هستند.
پس با فتنهای جهانی مواجه هستیم. تنها فردی که میتواند فتنه جهانی را نابود سازد، امام زمان است. اما امام زمان خودش گرفتار “اضطرار” بوده و نیازمند کمک مسلمانان است. جمهوری اسلامی اساساً برای فراهم آوردن شرایط ظهور و کمک به امام زمان تأسیس و مستقر شده است. جمهوری اسلامی چگونه میتواند به امام زمان کمک کند؟
طائب در پاسخ میگوید: «چرخهای سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی در واقع چرخهای قدرت گرفتن این حکومت الهی است و در این راه مهم دستیابی ما به توان و دانش ساختن بمب اتم است هر چند که این کار را حرام میدانیم ولی داشتن علم آن را برای قدرت گرفتن نظام الزامی میدانیم تا بتوانیم امام زمان را یاری کنیم.«
در مورد این مدعا چند نکته قابل توجه است:
یکم- کلیه روایاتی که شیعیان- به خصوص فقیهان- برای امام زمان به عنوان فرزند امام یازدهم ساختهاند، فضایی کاملاً بدوی را به تصویر میکشند. امام زمان از قاتلان ائمه و ظالمانی که حق ائمه را خوردند، انتقامی سخت میگیرد. اما سخن بر سر انتقام گرفتن با شمشیر است، نه چیزی دیگر. فضا هنوز فضای شتر و اسب و الاغ سواری است. به طور طبیعی هیچ کس- از جمله ائمه و فقیهان و راویان- کوچکترین اطلاعی از دوران صنعتی شدن نداشت تا از ابزارهای این دوران در روایات سخن بگوید.
دوم- تمامی معجزات عظیم و عقلاً باورناکردنیای که در روایات برای دوران پس از ظهور امام زمان ساختهاند، نیز در فضای ماقبل کهن روی میدهند. آن معجزات در فضای کاملاً بدوی و قبیلگی روی میدهند و هیچ نشانی از دوران مدرن و تکنولوژی مدرن در آنها وجود ندارد. اگر راویان ذرهای اطلاع از آینده داشتند، معجزات را به شکل مدرن و پسا مدرن به تصویر میکشیدند.
سوم- امام زمان و ۳۱۳ تن از یارانش میآیند تا جهان را از بیعدالتی نجات دهند. امامی که مدیریت جهان را از سوی خداوند به دست دارد، واسطه فیض و رزق است، نیازمند کمک هیچ کس نیست. یا آن صفات و قدرت و معجزاتی که به امام نسبت میدهند کاذب است، و یا اگر دارای آن قدرت عظیم است، نیازمند کمک انسانها نیست. مفهوم “نیازمندی” با مفهوم “مدیرکل عالم هستی” بودن سازگار نیست.
چهارم- فرض کنیم امام زمان نیازمند کمک مسلمانان است. اما چرا این کمک هستهای است؟ امام زمان چه نیازی به بمب اتمی دارد؟ مگر قرار است کشورها را با بمب اتمی نابود سازد؟ روایات بیشتر درباره انتقام از ظالمان به ائمه هستند. مطابق روایات، آن ظالمان را دوباره زنده میکنند تا انتقامی سخت از آنها بگیرند.
روایتسازان هیچ تصوری از آمریکا، چین، روسیه، هند، پاکستان، اسرائیل، فرانسه، و دیگر کشورهای دارای هزاران بمب اتمی نداشتند تا آنها را هم وارد روایات خود کنند. اما مطابق مدعیات شیعیان، چون ائمه دارای علم غیب بودند و هستند، پس میباید کاملاً از وضعیت دنیای امروز آگاه میبودند و در پیشگوییهای خبری خود از آینده، اینها را هم وارد میکردند. در این صورت، باید از نبرد هستهای نیز سخن به میان میآمد و این که مسلمانان میبایست بمبهای اتمی بسازند تا امام زمان از آنها استفاده کند.
آنان اگر هم از آینده اطلاع داشتند، باز هم پای آمریکا و روسیه و چین و فرانسه و اسرائیل را به میان نمیکشیدند، برای این که امویان و عباسیان حق ائمه را خورده بودند. “دیگری” به عنوان“دشمن”، مسلمانان ستمگر بودند که خلافت را غصب کرده بودند. خلافت الهی ائمه – بنابر اعتقادات شیعیان- را که قدرتهای پیشرفته اتمی قرن بیست و یکم غصب نکردهاند.
پنجم- امام زمان با قدرت مطلقهای که دارد- بنابر روایات- اگر نیازمند بمب اتمی باشد، از ۱۶ هزار سلاح اتمی آمریکا و روسیه استفاده خواهد کرد. اگر فاقد چنین قدرتی است، اگر نیازمند کمک است، پاکستان کشوری مسلمان است و امام زمان میتواند از بمبهای اتمی پاکستان استفاده کند. اما بعید است پاکستانی که در آن به طور روزمره شیعیان را ترور میکنند، حاضر شود بمبهای اتمی خودش را در اختیار امام زمان قرار دهد.
ششم- گویی “اسلام فقاهتی” فقیهان جز سرکوب و خشونت و انتقام و نابودی چیزی در انبان ندارد. امام زمانشان هم نیازمند بمب اتمی- یا لااقل دانش هستهای- است. بمب اتمی را که به امام زمان بچسبانید، همه او را با هیروشیما و ناکازاکی همزاد فرض خواهند کرد.
هفتم- اگر شیعیانی هستند که بر این باورند که امام یازدهم دارای فرزندی بوده- من چنین باوری ندارم- که بیش از یک هزار سال است که از چشمها غایب است، و در همین جهان حاضر و ناظر ماست؛ بهتر است برای جذب دیگران- یعنی خداناباوران، یهودیان، مسیحیان، مسلمانان، و…- و حتی خود شیعیان، چهرهای ضد خشونت از او بسازند. در این تصویرسازی باید گفته شود که امام زمان برای عدالت، تمامی سلاحهای اتمی را که دارندگان آنها برخلاف توافق مکتوب NPT حاضر به نابودیشان نیستند، نابود خواهد کرد. چهرهای گاندیوار و مادر ترزایی از او به تصویر کشند، نه نیازمند سلاح های اتمی و استفاده کننده از سلاحهای هستهای.
هشتم- مهدی طائب یکی از فقیهان مطلوب آیتالله خامنه ای و شورای نگهبان است. خامنهای و مریدانش دائماً از “نفوذ دشمن” و “نفوذیهای دشمنان” سخن میگویند. اما حقیقت این است که آیتالله خامنهای، مریدانش، و افرادی چون مهدی طائب؛ در این مدت با این گونه سخنان بیشترین خدمت مجانی را به نتانیاهو کردهاند. آنان با این گونه سخن این فرصت را برای نتانیاهو فراهم کرده و میکنند تا او در سازمان ملل و سطح جهانی درباره قصد ایران برای ساختن بمب اتمی سخن بگوید.
نتانیاهو با داشتن ۲۰۰ تا ۳۰۰ بمب اتمی، ایران فاقد سلاحهای هستهای را در جهان محکوم و تحت شدیدترین تحریمهای طول تاریخ قرار داد. آیت الله خامنهای و اصولگرایان افراطی و سنتی نفوذیهای واقعی سازمان های موساد و سیا و MI6 هستند. تمامی سخنان دن کیشوتوار آنها به سود دولت اشغالگر و آپارتایدی اسرائیل تمام شد.
نهم- تئوری توطئه، نظریهای باطل است. اما توطئه یکی از مهمترین ابزارهای دولتها در سطح بینالمللی برای پیشبرد منافع شان بوده و هست. به طور قطع سازمانهای جاسوسی غربی و اسرائیل در ایران دارای جاسوس بوده و هستند. برخی سخنان و برخی اقدامات برخی زمامداران جمهوری اسلامی این شبهه را قوی میسازد که به آنها به عنوان جاسوسان نفوذی احتمالی نگریسته شود. مگر امکان دارد زمامداران جمهوری اسلامی سخنانی بر زبان آورند و اقداماتی صورت دهند که صد در صد به سود دولت دست راستی اسرائیل تمام میشود؟
دهم- مسئولیتپذیری بخش مهمی از سیاستورزی است. زمامداران جمهوری اسلامی نه از آسمان آمدهاند و نه خارجیها آنان را بر ما تحمیل کردهاند. آنان از دل همین خاک برون آمده و توسط ما پذیرفته شدهاند. اگر حکومت فقیه سالار سلطانی دوام آورده، همه ما مسئول آن بوده و هستیم. اگرچه میزان مسئولیت همه یکسان نبوده و نیست.
مصباح، جنتی، یزدی، لاریجانی، محسنی اژهای، مصلحی، نوری همدانی، طائب، و…؛ حاکم شدند و دوام آوردند، چون ما کاری نکردیم. نقد و شعارهای دائمی علیه رژیم، آدمی را خوشنام میسازد، اما انتقاد از خود و مردم، آدمی را بدنام خواهد کرد. نقد مردم، رکن رکین روشنفکری است. اما باید به یاد داشت که روشنفکران هم بخشی از مردم هستند.
جاهطلبی هستهای عربستان در رقابت با ایران
توافق هستهای با ایران موجب وحشت عربستان شده است. طبعا پادشاهی عربستان سعودی از تلاش برای ایجاد توازن با رقیب دیرینه دست نخواهد کشید و چشم خود را به جذابیت یک پروژه اتمی نخواهد بست.
با توافق ۱۴ ژوییه ۲۰۱۵ مناقشه مربوط به فعالیتهای هستهای ایران خاتمه یافت. اما این امر به معنای پایان خطر مسابقه تسلیحات اتمی در خاورمیانه نیست. بیش از همه عربستان سعودی میتواند در سالهای پیش رو، همچنان به تاسیسات اتمی علاقمند بماند. گرچه زیرساخت مناسب این هدف به اندازه کافی توسعه نیافته است، اما ریاض به اندازه کافی پول برای خرید این تکنولوژی را دارد. در این زمینه، عزمی قاطع و استراتژیک در عربستان هست که در مقابل رقیب در موقعیت ضعیفی قرار نگیرد.
موشکهای چینی
برنامه هستهای ایران برای دوره زمانی مشخصی محدود شده است که شامل برنامه و تکنولوژی پرتاب موشک نمیشوند. زیرساخت هستهای ایران دستنخورده باقی خواهد ماند و به همین دلیل ایران کشوری درحال توسعه و هستهای به شمار میرود. تهران بالقوه از توانایی تبدیل ماده شکافتپذیر برای اهداف تسلیحاتی برخوردار است. ایران سیستمهای حامل مورد نیاز سلاح هستهای را هم در اختیار دارد و احتمالا به دانش ساخت سلاح هستهای نیز مجهز است. بر این اساس تعجبآور نیست که همسایگان و مخالفان ایران ناآرام باشند.
بیش از همه عربستان سعودی از این امر ناخشنود است که ایران با توافق هستهای و با همراهی آمریکا، رسما به عنوان قدرتی هستهای شناخته شده است. این وضعیت با ادعای سعودیها تطابقی ندارد که خود را در مورد مسائل اتمی با ایران یکسان میدانند. درگیری ریاض و تهران که تا کنون متاثر از منافع ژئوپولیتیکی دوکشور به صورت نیابتی در سوریه و یمن بروز کرده است، میتواند در سالهای پیش رو تشدید شود.
پرونده ویژه زمانه: تهران و ریاض؛ از جنگ سرد تا زورآزمایی دیپلماتیک
فرضیه یک طرح پنهان اتمی (توازن الرعب) توسط ریاض از چند سال پیش وجود دارد و مهمترین انگیزه آن میتواند برنامه هستهای ایران باشد. نگرانی شیوخ در این رابطه، نه به خاطر استفاده عملی ایران از سلاح هستهای، بلکه مستمسک قرار دادن این سلاح برای ثبیبت نقش تهران در منطقه به عنوان قدرت اول است. همزمان خانواده سلطنتی سعودی به دلایل مرتبط با ثبات سیاسی داخلی، نگران وابستگی بیش از حد به آمریکای سکولار برای امنیت خارج از مرزها هستند. علاوه بر این آمریکا دیگر مانند سالهای پیش نقش ضامن امنیت عربستان را ایفا نمیکند. از منظر سعودیها تیم اوباما در دعوای هستهای نسبت به ایران انعطاف بیش از اندازه نشان داده است.
اواخر دهه ۱۹۸۰ بود که سعودیها موشکهای «CSS-2» با برد چند هزار کیلومتری را از چین خریدند. این نوع راکتها در چین کلاهک هستهای دارند اما سیستمهای نصبشده در عربستان، واجد کلاهکهای انفجاری معمولی هستند. دریافت این موشکها منوط بر رفع نگرانی واشنگتن بود، سعودیها اعلام کردند که معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا کرده و عضوی از کشورهای فاقد سلاح هستهای میشوند. ریاض از آن زمان تا کنون راکتهای پیشرفتهتری هم دریافت کرده است.
برنامه ساخت نیروگاه
زیرساخت اتمی عربستان سعودی با وجود تحصیلات متخصصان هستهای این کشور در دانشگاههای غربی، عقبافتاده است. عربستان حتی اینک یک رآکتور پژوهشی ندارد که در آن امکان آموزش پرسنل متخصص فراهم شود. عربستان سعودی طرح ساخت ۱۶ نیروگاه آب سبک تا سال ۲۰۳۲ را برای تولید برق در دست دارد و واقعا هم نیاز این کشور به انرژی در حال افزایش است. علاوه بر این به واسطه نیروگاههای اتمی میتوان نیازهای دستگاههای پرمصرف نمکزدایی آب دریا را هم تامین کرد. قراردادهای مربوط به همکاریهای هستهای عربستان با زنجیرهای از کشورها وجود دارند که در میان آنها میتوان به آمریکا، فرانسه، روسیه، چین، کره جنوبی و آرژانتین اشاره کرد.
هرچند رآکتورهای آب سبک به سختی برای تولید مواد شکافتپذیر مورد نیاز سلاح اتمی بهکار میآیند اما بسیاری از ناظران معتقدند که طرحهای سعودیها بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشند با برتری استراتژیک مرتبط هستند. برخلاف امارات متحده عربی، سعودیها به آمریکاییها تاکید کردهاند که اصلا تمایلی به چشمپوشی از غنیسازی ندارند؛ چیزی که به قاعده امکان ساخت سلاح اتمی را فراهم میسازد.
اهمیت این مسئله اینک با توجه مجاز بودن ایران برای حفظ زیرساخت غنیسازی، بیش از پیش است. البته این را هم باید افزود که دستیابی به فناوری غنیسازی میتواند برای ریاض دشوار باشد زیرا صادرات این فنآوری طبق مقررات کشورهای عضو گروه تامینکننده مواد هستهای ممنوع است. بنابراین عربستان سعودی میبایست برای این نیاز، به کشورهای احتمالی صادرکننده غیر عضو مانند پاکستان یا کرهشمالی رجوع کند.
دریافت کمک از پاکستان؟
این صحت دارد که عربستان با تخصیص پولهای هنگفت، حامی مالی ساخت بمب در پاکستان بوده و اسلامآباد عملا در این زمینه مدیون ریاض است.با این همه سناریویی که بارها در مورد آن بحث شده، نامحتمل به نظر میرسد: این که عربستان از پاکستان سلاح هستهای دریافت کند یا این که پاکستان پایگاه سلاح هستهای در عربستان بنا ساخته و به آن نظارت داشته باشد.
خطر چنین گامی از طرف پاکستان، تبدیل کردن همسایهاش ایران به یک دشمن است. با توجه به پسزمینه درگیریهای پاکستان با هند که رقیبی قدرتمندتر از نظر نظامی است، رهبران پاکستان به احتمال قریب به بقین از هر اقدامی که به ایجاد دو جبهه منجر شود، پرهیز خواهند کرد. ضمن آن که چنین وضعیتی به تیرگی مناسبات با آمریکا منجر خواهد شد و این در نهایت میتواند به سود هند تمام شود.
یک برنامههستهای پنهانی که احتمال لو رفتن آن بسیار است و میتواند به معنای از دستدادن وجهه سیاسی باشد، متناسب با شیوه سیاسی عربستان سعودی نیست. آمریکا و دیگر کشورهای غربی خود به خود با پادشاهی سعودی به دلایل سیاست حقوقبشری این کشور و ارتباط احتمالی با گروههای تروریستی مشکل دارند و وجود یک برنامه هستهای پنهانی به احتمال زیاد میتواند به قطع رابطه دوستانه منجر شود.
گرچه برنامهای محتمل است که گزینه تسلیحاتی را پنهان نکند و برخلاف قرارداد هستهای نباشد، اما با توجه به فقدان گسترده زیرساخت هستهای، عربستان به سالها زمان نیاز دارد تا در چنین جایگاهی قرار گیرد. در این بین بازی با کارت هستهای میتواند در خدمت ترغیب کشورهای غربی برای صادرات بیشتر تسلیحات متعارف باشد تا سعودیها علیرغم نداشتن سلاح اتمی، احساس امنیت کنند
Subscribe to:
Posts (Atom)