August 28, 2017

حکم اعدام محمدعلی طاهری ادامه ۳۹ جنایت است!

حکم اعدام محمدعلی طاهری ادامه ۳۹ جنایت است!
عکس ‏‎Mahmud Maheri‎‏
۱۳۵۸خونین: ناصر سليمی ایستاده و حسن ناهيد زخمی خوابیده بر برانکارد اعدام شان كردند.
اتهامات واهی: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل، ولی هیچ مدرکی ارائه نشد. همه‌اش حدس و گمان بود. پس از نزدیک به 30 دقیقه، خلخالی یازده مرد را "مفسد فی الارض" اعلام کرد.
اسامی ۱۱ تن در سنندج روز ۵ شهریور ۱۳۵۸ ساعت ۵ بعدازظهر:
1- احسن ناهید 2- شهریار ناهید (دانشجوی سال دوم پزشکی) 3- جمیل یخچالی 4- ناصر سلیمی (کارمند اداره بهداشت سنندج) 5- عبداله فولادی 6- مظفر نیازمند 7- سیروس منوچهری 8- اصغر مبصری 9- مظفر رحیمی 10- عیسی پیرولی 11- عطا زندی
خاطرات عکاس: به آقای خلیل بهرامی (عکاس) خبر داده شده بود که یک قاضی (صادق خلخالی) - که از دوستانش بود-، خیال دارد کردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج محاکمه کند. در فرودگاه، وقتی که ده مرد دستنبد به دست روی نیمکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشستند، آقای رزمی آماده، بیرون دادگاه صحرایی ایستاده بود. نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت.
آقای بهرامی در یادآوری خاطراتش میگوید، قاضی عمامه اش را برداشت. کفش هاش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید. قاضی اتهامات انتسابی متهمان را برشمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.
بهرامی میگوید: «هیچ مدرکی ارائه نشد. همه‌اش حدس و گمان بود.» پس از نزدیک به 30 دقیقه، خلخالی یازده مرد را "مفسد فی الارض" اعلام کرد. چند نفری گریستند. بهرامی همکارش، رزمی را فراخواند. "این شانس رزمی بود که آن روز با من آن جا بود." هر دو میگویند، این جمع از کنار 30 کارگر فرودگاه گذشت. جلوی همه رزمی میرفت. هر دو میگویند، در عقب، علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی قاضی، با کفشهای سفید، شلوار سفید، پیراهن سفید، عینک آفتابی و جلد تپانچه کمری. پس از تقریباً صد متر، یک مأمور، محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت باز داشت. همه اعدام کنندگان به جز یک نفر دور سرشان چفیه بستند. چهره‌های شیعیان و چشمان کردها اکنون پنهان شده بود.
به گفته دو خبرنگار، آقای کریمی از زندانیان خواست آخرین وصیت خود را بکنند. مردها چیزی نگفتند، همه ساکت بودند به جز یک نفر . [آن] عیسی پیروالی [بود] که به گفته بهرامی، برای نجات خود گریه میکرد. او ساندویچ فروشی بود که عضو هیچ حزب سیاسی نبود فقط یک تفنگ داشت و متهم به قتل شده بود. رزمی میگوید: «او ترسیده بود. نمیتوانست بایستد» سربازان از یکی از زندانیان خواستند تا او را نگاه دارد. اولین نفر سمت راست، ناصر سلیمی کارمند اداره بهداشت سنندج، دست راستش را روی سینه اش گذاشت. دستش باندپیچی شده بود. به گزارش روزنامه های آن زمان، در یک جنگ خیابانی مجروح شده بود. در برابر او تنها سرباز بدون چفیه، مسلسلش را بالا برد.
سربازان به کریمی چشم دوختند. محافظ شخصی قاضی اسلحه‌اش را از جلدش بیرون آورد. عکاس میگوید، همه نمرده بودند. محافظ روی احسن ناهید، زندانی خوابیده روی برانکارد (دانشجوی پلی تکنیک)، خم شد و یک گلوله به سرش شلیک کرد. رزمی دوربینش را قاپید. کریمی به سوی بعدی رفت و به سویش شلیک کرد.
دو خبرنگار میگویند، او همین طور پیش میرفت – یک گلوله برای هر نفر (تلاش برای یافتن کریمی ناموفق بوده است.)
جمیل نوره یکی از زندانیان نجات یافته آنروزها که قبل از اعدام با احسن ناهید در اسارت بوده در خاطرات خود (خاطرات یک شاهد زنده برای ثبت در تاریخ) چگونگی زخمی شدن احسن ناهید که بر برانکاردی در روز پنجم شهریور تیرباران شد را در یکی از سایتهای اینترنتی انتشار داده است. جمیل نوره علت زخمی شدن وی را تیراندازی پاسداران مراقبش در حین انتقال به زندان ذکر کرده است. جمیل در نقل خاطرات خویش همچنین مینویسد که شهریار، برادر کوچکتر احسن ناهید (دانشجوی سال دوم پزشکی) و یکی از دوستانش بنام جمیل یخچالی، که هر دو جز اعدام شدگان سنندج هستند در یک اقدام حماسی باوجود نجات از مهلکه بخاطر احسن خود را دوباره تسلیم می کنند.
جمیل از قول احسن تعریف می کند که با وجود زخم ران و خونریزی به فرار ادامه داده و در یک مزرعه خود را زیر شبدرهای آن مزرعه مخفی می کند. پاسدارها به مکانی که در آن مخفی شده بودند، رسیده و... ادامه این نقل قول از زبان احسن: "آنها از ما میخواستند که خود را تحویل دهیم و ترسی [هم از ما] نداشتند، چون اطمینان داشتند که ما اسلحه نداریم . من هیچگونه حرکتی نمیکردم، گرمای زیاد زیر شبدرها هم مرا آزار میداد و [هم] بی نهایت طاقت فرسا بود، بخصوص درد رانم آنرا ده چندان میکرد. جاشها (جاش یا کره خر- اصطلاحی برای خائینین در زبان کردی است) مشغول زیر و رو کردن شبدرها بودند تا به شبدری که روی من بود رسیدند. آنرا کنار زده و مرا از زیرآن بیرون آوردند.
شهریار و جمیل با دیدن این صحنه، یعنی اسیر شدن من، از جایی که خود را مخفی کرده بودند، بیرون آمدند و خود را تسلیم کردند. آنها میتوانستند فرار کنند و خود را از این مخمصه نجات دهند، اما دست به این عمل نزدند. معلوم بود که نمیخواسنتد که من را تنها بگذارند. آنها را کتف بسته و من را با کمک عوامل رژیم به پاسگاه باز گرداندند، بلافاصله ما را به سنندج انتقال دادند. من را برای «معالجه» به پادگان سنندج آوردند."
جمیل نوره در ادامه خاطرات خویش مینویسد: "حدود ساعت یک بعداز ظهرهنوز جو سکوت بر بازداشتگاه سایه افکنده و بی خوابی دیشب ونگرانی ازمحاکمات فرمایشی فضای زندان راکسل کننده تر کرده بود. زندانیان هر چند نفر در گوشه‌ای با همدیگر صحبت میکردند . ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر، صدای بازشدن در اطاق بازداشتگاه سکوت را درهم شکست. پاسداری وسط در ایستاد. او کاغذی دردست داشت و از ماخواست توجه کنیم. ما ساکت و گوش به زنگ بودیم. گفت: «این اسامی را که میخوانم خود را آماده کنند!» و پاسدار نام ۱۱ تن از اعدامیهای سنندج را از جمله احسن و شهریار ناهید را از لیستش میخواند..."
اعدام ۱۱ نفراز اهالی شهرستان پاوه، ساعت ۲ و ۴۰ دقیقه بامداد ۲۸ مرداد ماه ۱۳۵۸ درزندان دیزل آباد كرمانشاه:
1- عبداله نوری 2- هوشنگ عزیزی 3- محمد محمودی 4- یداله محمودی 5- حسین شیبانی 6- هرمز گرجی بیانی 7- مظفر فتاحی 8- محمد عزتی 9- محمد عزیزی 10- اذرنوش مهدویان 11- اصغر بهبود
اسامی ۷ تن دیگر از اعدام شدگان پاوه بامداد روز29/5/1358، درمحوطه زندان
دیزل آباد کرمانشاه:
1- حاجی افراسیاب 2- عبدالوهاب ملك شاهی 3- عمادالدین ناصری 4- عبدالكریم كریمی 5- محمد نقشبندی 6- عزیزمراد 7- مراد ذوالفقاری
اعدام ۹ نفر درشهر مریوان، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه ۳ شهریورماه ۱۳۵۸:
1- حسین مصطفی سلطانی 2- امین مصطفی سلطانی 3- احمد پیرخضری (كارمند بیمارستان) 4- حسین پیرخضری (معلم) 5- فایق عزیزی (عضوشورای شهرمریوان)
6- علی داستان ( پیشمرگه ) 7- بهمن اخضری (پزشك و فیلمبردار) 8- جلال نسیمی
9- احمد قادرزاده اهل روستای دره‌ تفی
اعدام ۱۱ تن در شهرستان سنندج روز ۵ شهریور ۱۳۵۸ ساعت ۵ بعدازظهر ۲ تن از آنها مجروع بودند (احسن ناهید از ناحیه ران پا، با استفاده از برانکارد و ناصر سلیمی، از ناحیه دست راست).
1- احسن ناهید 2- شهریار ناهید 3- جمیل یخچالی 4- ناصر سلیمی 5- عبداله فولادی 6- مظفر نیازمند 7- سیروس منوچهری 8- اصغر مبصری 9- مظفر رحیمی 10- عیسی پیرولی 11- عطا زندی
اعدام ۲۰ نفر در شهرستان سقز ساعت ۷ بامداد ۶ شهریور ۱۳۵۸:
1- احمد سعیدی 2- قادربهار 3- محمد بابامیری 4- رسول امینی 5- ناجی خورشیدی 6- كریم رضائی 7- انور اردلان 8- سیف اله فیضی 9- علی فخرایی 10- عبداله بهرامی 11- سیدحسن احدی 12- محمد درویش نقره ای 13- كریم شیرینی 14- ابوبكر حمیدی 15- احمد مقدم 16- جلیل جمالزاده 17- كشی زاده 18- محمد غفاری 19- خاطرخطیبی 20- ناصر حدادی
سقز ـ خلیل بهرامی ـ خبرنگار اعزامی اطلاعات به كردستان
آیتالله خلخالی، دیروز وارد سقز شد و در محل تیپ سقز دادگاه صحرایی خود را برای رسیدگی به پروندههای دستگیرشدگانی كه در حوادث سقز دست داشتند و حمله به تیپ سقز و به گردانهایی كه از سنندج و كرمانشاه اعزام شده بودند حمله كرده بودند، تشكیل جلسه داد و به اتهامات20 نفر افسر و درجه‌دار ژاندارمری و ارتش و غیرنظامیان این حوادث رسیدگی كرد. عدهای از افسران و درجهداران موقعی كه به پادگان حمله شده بود، سرخدمت حاضر نشده بودند كه در نتیجه متهم به همكاری با مهاجمان شدند.
تیرباران شدگان عبارتند از: ستوان دوم احمدسعیدی، ستوان دوم قادربهادر، ستوان دوم قادرخطیبی، گروهبان یكم محمدپامیری، گروهبان سوم وظیفه ناصر حدادی، گروهبان یكم كادر رسول امینی، گروهبان سوم محمد غفاری، گروهبان سوم ژاندارمری ناجی خورشیدی، استواردوم ژاندارمری كریم رضایی و غیرنظامیان انور اردلان، سیف الله فیضی، علی فخرایی، عبدالله بهرامی، سید حسن احدی، محمد درویش نقرهای، كریم شیریانی، ابوبكرصمدی، احمد مقدم و جلیل جمالزاده.
حكم اعدام صبح امروز، در سقز به مرحله اجرا درآمد. (اطلاعات7/6/1358)
و این قصه‌ 39 سال است ادامه‌ دارد...
------------------------------------
٭ ترجمه بیتی از چکامه کردی "دایه گیان" است که در آن روزهای ماتم و غم شهریور۵۸، خطاب به مادران کردستان، زمزمه میشد:
دایه گیان بگری له سه‌ر خاکم که وا شینم ده‌وێ
زۆر بگری دایه گیان فرمێسکی خوێنینم ده‌وێ
مادرم گریه کن بر مزارم زار که اینک زاری رواست،
فراوان گریه کن مادرم، سرشک خونین ات بجاست

آمین

عکس ‏‎Sharon Chirist‎‏

اختلاس ۸ میلیارد تومانی در یک بانک مشهد


بازپرس شعبۀ ۲۰۹ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲ مشهد اعلام کرد: عامل اختلاس ۸۰ میلیارد ریالی در یکی از بانک‌های دولتی مشهد دستگیر شد که رسیدگی به پرونده وی در جریان است.
به گزارش ایرنا؛ قاضی روح الله بهاری روز یکشنبه افزود: متهم این پرونده کارمند این بانک بوده که از طریق پرداخت صوری تسهیلات و واریز آن به حساب غیر و یا حساب مشتریان کم تراکنش، مبلغ ۸۰ میلیارد ریال اختلاس کرده بود.
وی بیان کرد: متهم تفهیم اتهام شده و با قرار وثیقه ۲۳۰ میلیارد ریالی روانه زندان شده است.
بهاری خاطرنشان کرد: تحقیقات برای تکمیل پرونده و روشن شدن زوایای پنهان آن ادامه دارد.
بازپرس شعبۀ ٢٠٩ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲ مشهد افزود: با توجه به منویات مقام معظم رهبری مبنی بر نظارت عالیه دستگاه قضا بر عملکرد ادارات و برخورد با مدیران متخلف، این موضوع در دستور کار دادسرای عمومی و انقلاب مشهد قرار گرفته و با جدیت دنبال می شود.

واکنش‌ها به درگذشت ابراهیم یزدی


بی بی سی :   درگذشت ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران واکنش‌های مختلفی را برانگیخته است. رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ایران و گروهی از احزاب و چهره‌های سیاسی این کشور درگذشت او را تسلیت گفته‌اند، اما شماری از فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و گروهی از هواداران این حکومت، به دلایل کاملا متفاوت از زندگی سیاسی او انتقاد کرده‌اند.
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در پیامی یزدی را “از پیشگامان مبارزه در محافل دانشگاهی” پیش از انقلاب دانسته و نوشته: “وی در ایام هجرت امام راحل به فرانسه در کنار آن حضرت بود و بعد از پیروزی انقلاب نیز در دستگاه اجرایی و مجلس شورای اسلامی انجام وظیفه نمود”.
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران هم در گذشت یزدی را تسلیت گفته است. یزدی پس از انقلاب مدتی وزیر امور خارجه ایران بود.
آیت الله اسدالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید منتقد حکومت ایران در قم از درگذشت یزدی اظهار تأسف کرده و در پیامی نوشته: “اینجانب با وجود برخی اختلاف نظرهای طبیعی، ایشان را شخصیتی متدین و وفادار به آرمان‌های مردم ایران و همگام با انقلاب اسلامی مردم می دانستم”.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم هم پیام تسلیتی منتشر کرده و در آن نوشته که یزدی “با وجود اختلاف سلیقه ای که با مسئولین نظام داشت، هیچگاه خود را از اصل نظام جمهوری اسلامی و انقلاب جدا نکرد”. این مجمع از برخوردهایی انتقاد کرده که در سال های اخیر از سوی حکومت با یزدی صورت گرفته بود.
روابط عمومی حزب اعتماد ملی با انتشار پیامی درگذشت یزدی را تسلیت گفته و غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی آقای یزدی را “یکی از ملی ترین سیاستمداران مسلمان تاریخ ایران” خوانده است.
اما گروهی از منتقدان عملکرد سیاسی یزدی واکنش متفاوتی به خبر درگذشت او نشان داده اند.
گروهی از هواداران حکومت اسلامی با اشاره به عملکرد یزدی و نهضت آزادی در انتقاد از حکومت و رهبران آن، یزدی و همفکرانش را به انحراف از انقلاب اسلامی و “همکاری با بیگانگان” متهم کرده اند.
از سوی دیگر گروهی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی، از جمله هواداران سلطنت او را به دلیل همراهی با روح الله خمینی سرزنش کرده اند. منتقدان یزدی او را متهم می‌کنند که با دادن مشاوره به خمینی به او کمک کرده که عقاید و اهداف واقعی خود را در جریان انقلاب پنهان کند و افکار عمومی جهان و ایران را فریب دهد.
—————————————————————————–
ابراهیم یزدی درگذشت
ایسنا نوشت: ابراهیم یزدی سیاستمدار وزیر خارجه دولت موقت و سیاستمدار باسابقه کشورمان شامگاه یکشنبه در سن ۸۶ سالگی پس از دوره‌ای بیماری در شهر ازمیر ترکیه درگذشت.
یک عضو خانواده ابراهیم یزدی در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام این خبر خاطرنشان کرد: پیکر آقای یزدی برای تشییع و خاکسپاری در روزهای آینده به کشور منتقل خواهد شد.
یزدی یکی از مشاوران امام خمینی در دوران تبعید در نوفل‌شاتوی فرانسه بود. او دارای مدرک داروسازی از دانشگاه تهران بود.
وی پس از انقلاب اسلامی در ابتدا به عضویت شورای انقلاب درآمد و سپس با شروع دولت موقت به عنوان معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب و بعد از استعفای وزیر امور خارجه در سمت وزارت امور خارجه فعالیت کرد.
ابراهیم یزدی یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده ایرانی با آمریکایی‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. او دبیرکلی نهضت آزادی را هم بر عهده داشت.

August 24, 2017

دروغ و کلک قوه قضاییه در پرونده رضا شهابی

«رضا شهابی»، فعال کارگری از 14 روز پیش اعتصاب غذا کرده است و خانواده‌اش دل‌نگران هستند اما امکانی برای خبرگرفتن از وضعیت او ندارند: «جز ملاقات‌های چهارشنبه، راه دیگری برای خبر گرفتن نداریم.»

این را «ربابه رضایی»، همسر رضا شهابی می‌گوید. چهارشنبه هفته گذشته که به زندان «رجایی شهر» رفته، از دیدن همسرش در سالن ملاقات جا خورده است: «رنگ به صورت نداشت. آن موقع هفت یا هشت روز بود اعتصاب کرده بود. حالا که دیگر حتما حالش بدتر است.»
چیزی که بیش تر از اعتصاب غذای رضا، خانواده شهابی را نگران کرده، نخوردن داروهایش است: «در بند 10 زندان رجایی شهر دارویی به دست‌شان نمی‌رسد که بخورند. حتی لباس‌هایی را هم که برای رضا دادیم، به دستش نرسیده اند.»
رضا شهابی راننده ۴۵ ساله ای است که به دلیل فعالیت‌های کارگری در قالب «سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‎رانی تهران و حومه»، خرداد سال ۱۳۸۹ بازداشت و به اتهام های «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی»، با حکم قاضی «صلواتی» در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به شش سال زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.
او پس از اعتصاب غذاهای مکرر در زندان‌های «اوین» و رجایی شهر، در چهاردهم مهر ۱۳۹۳ با سپردن وثیقه 200 میلیون تومانی، برای پی گیری روند درمان بیماری‌هایش به مرخصی درمانی آمد: «وقتی رضا به مرخصی آمد، گفتند دیگر آزاد شده است چون مدتی که از حبس او باقی مانده بود، در مرخصی درمانی بود. در این مدت چندین بار به پزشکی قانونی ‌رفتیم و مرخصی‌ او با معایناتی که در پزشکی قانونی انجام و نامه‌ای که می‌دادند، تمدید می‌شد.»
اما چند وقت پیش قوه قضاییه با وثیقه‌گذار تماس می‌گیرد و می‌گوید در صورت عدم بازگشت شهابی به زندان، وثیقه اش ضبط می‌شود: «چند بار از دادستانی پرس‌و جو کردیم، آن ها گفتند سه ماه از زندانش باقی مانده و نامه پزشک قانونی برای سه ماه مرخصی‌ درمانی او در پرونده ثبت نشده است و به همین دلیل باید به زندان برگردد. رضا هم به خاطر آزاد کردن وثیقه به زندان برگشت و گفت باید سند مردم آزاد شود و من هم این سه ماه را می‌گذرانم تا همه چیز تمام شود.»
اما وقتی به زندان رفته، موضوع فرق کرده است: «در زندان متوجه شده به جای سه ماه، پنج ماه غیبت خورده و حکمِ جدیدِ یک ساله دیگری هم به پرونده او اضافه شده است و حالا باید 17 ماه دیگر در زندان بماند.»
حکم جدید رضا شهابی مربوط به «پنج شنبه سیاه» زندان اوین است. فروردین۹۳ او در جریان اعتراضات زندانیان بند۳۵۰ به ماموران زندان و درگیری مضروب شد و آذرماه همین سال با وجود این که در مرخصی درمانی به سر می‌برد، به دادسرای اوین احضارش کردند و مورد بازجویی قرار گرفت. شهابی در اردیبهشت۹۴ به یک سال زندان محکوم شد.
ربابه شهابی توضیح می دهد:«رضا می‌گوید این حکم ناحق است و تا زمانی که از اجرای آن کوتاه نیایند، در اعتصاب غذا می‌مانم.»
او با بغض حرفش را ادامه می‌دهد: «حق هم دارد، با کلک گفتند سه ماه بیش تر از حبس‌ او نمانده است اما وقتی رفت داخل زندان، این یک‌سال را هم اضافه کردند؛ آن‌ هم برای اتفاقی که خودشان مقصر بوده‌اند.»
چند ثانیه سکوت می‌کند و می‌افزاید: «پسر و دخترم هر دو دانشگاه قبول شده‌اند. می‌خواستیم آن ها را ثبت‌نام کنیم اما همه چیز زندگی‌مان به هم ریخته است. اعصاب بچه‌ها هم به هم ریخته و آن دل‏خوشی که برای رفتن به دانشگاه داشتند را دیگر ندارند.»
رضا شهابی پس از بازداشت، از شرکت واحد اتوبوس‎رانی اخراج شد. همسرش در تمام مدت نبودن او، با درست کردن ترشی و پاک کردن سبزیجات و... امورات زندگی خود و فرزندانش را گذراند و زمانی که شهابی هم از زندان برگشت، همین کار را ادامه داد.
«کمپین بین المللی حقوق بشر» اعلام کرده که رضا شهابی برخلاف آن چه جمهوری اسلامی به سازمان جهانی کار برای آزاد شدن این فعال کارگری و بازگشت او به کار گفته، به زندان برگشته است: «در گزارش شماره ۳۷۵ که سازمان جهانی کار درباره همکاری با ایران در ژوئن ۲۰۱۵ منتشر کرد، آمده که دولت ایران گفته است آزادی مشروط رضا شهابی از سوی مقامات قضایی صادر شده و در حال حاضر آزاد است و به سر کار برگشته‎ است.»
ربابه رضایی منتظر ملاقات بعدی است و می‌داند وقتی به رجایی شهر برود، همسرش را نحیف‌تر از دفعه قبل می‌بیند. او البته یکی از اعتصاب‌کنندگان بند 10 رجایی شهر است: «زمانی که رضا به مرخصی آمد، از اوین به رجایی‌شهر منتقل شده بود. اما گفتند باید دوباره به رجایی شهر برگردد چون از آن جا آزاد شده است. رضا را یک روز در قرنطینه نگه می‌دارند و بعد به بند 10 منتقل می‌کنند.»
بند10، بند نوساز زندان رجایی شهر است: «هیچ امکاناتی در این بند نیست. زندانیان را قبل از ورود رضا، بدون خبر و به عنوان هواخوری، به بند۱۰ منتقل می‌کنند. هیچ کدام هیچ وسیله‌ای همراه نداشته و داروها و لباس‌هایشان را نیاورده‌اند. به رضا هم که بعد به این بند منتقل شده، نه دارو داده‌اند و نه لباس‌هایش را.»
ربابه دوباره بغض می‌کند و می‌گوید: «خیلی از آن ها اعتصاب غذا کرده‌اند. ما هم فقط دل‎شوره داریم. هر بار هم که می‌رویم، می‌بینیم عزیزان‏مان آب شده‌اند.»
او در این مدت بارها به دادستانی مراجعه کرده اما تنها یک جواب گرفته است: «حکم دارد، باید اجرا شود.»
ربابه می‌گوید: «پس چرا از اول نگفتند حکم او 17 ماه است؟ رضا خودش را برای سه ماه آماده کرده بود، حالا یک سال و نیم ...»
بغض امان نمی‌دهد جمله‌اش را تمام کند.

جلسه مجمع فرماندهان سازمان اطلاعات سپاه؛ طرح بازداشت هم‌زمان احمدی‌نژاد، فریدون و فاضل لاریجانی


به گزارش  آمد نیوز :  روز گذشته مورخ سه‌شنبه ۳۱ مردادماه ۱۳۹۶ جلسه مجمع فرماندهان سازمان اطلاعات سپاه با حضور نماینده حفاظت اطلاعات قوه قضائیه در این سازمان برگزار شد.
در این نهاد امنیتی، سازمان اطلاعات سپاه (ساس) در جلسه‌ی روز گذشته‌ی خود تصمیم گرفت برای رویارویی جدید با حسن روحانی رئیس‌جمهور و اخذ امتیازات بیشتر از وی (پس از انتصاب آذری جهرمی به منصب وزارت ارتباطات)، طی هفته‌های آتی، افکار عمومی جامعه را برای رسانه‌ای کردن پرونده‌ی «حسین فریدون» برادر رئیس‌جمهور آماده و خوراک آتش رسانه‌ای حملات جدید به حسن روحانی را فراهم نماید.
این طرح با دستور «صادق آملی لاریجانی» با هدف «منحرف کردن اذهان عمومی از ۶۳ حساب بانکی شخصی» وی و «دستور قتل مهدی خزعلی در حال اعتصاب غذا»، قرار است توسط سردار محمدحسین زیبایی‌نژاد (نجات) اجرایی شود.
هم‌زمان با اجرای این طرح، قرار است «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور اسبق نیز به اتهام وجود چندین فقره پرونده قضایی همزمان با حسین فریدون بازداشت شود.
هم‌چنین سازمان اطلاعات سپاه (ساس) با همکاری سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضائیه قرار است طرح بازداشت ظاهری «فاضل لاریجانی» یکی از برادران صادق لاریجانی را به اتهام فساد مالی اجرایی کرده تا توازن مبارزه ظاهری با فساد و گرفتن تب جامعه به طور نمایشی در کشور اجرا شود.
بر اساس این گزارش، تیم محمود احمدی‌نژاد در حال بررسی برای رسانه‌ای کردن «پرونده جاسوسی زهرا اردشیر لاریجانی» دختر صادق لاریجانی برای «ام آی سیکس» انگلستان هستند.
جزئیات این پرونده نزد «آمدنیوز» محفوظ است و طی هفته‌های آتی به اطلاع عموم مردم خواهد رسید.
در رابطه با پرونده جاسوسی زهرا اردشیر لاریجانی برای سرویس امنیتی انگلستان، دو تن از عوامل معاونت کاشف حفاظت اطلاعات قوه قضاییه به نام‌های «خسروی» و «میلانی» توسط رییس جدید سازمان حفا قوه تهران بازداشت شده‌اند که هم‌اکنون در بند ۲۴۱ زندان اوین به سر می‌برند.
صادق لاریجانی به محض اطلاع از کشف پرونده جاسوسی دخترش توسط «اسماعیل خطیب» رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، برای مکتوم نگاه داشتن آن، سه بار قصد ترور «خطیب» را طی تصادفات زنجیره‌ای ساختگی در جاده تهران -قم داشت که در هر سه مورد، تیم حفاظت صادق لاریجانی نتوانستند «خطیب» را حذف فیزیکی کنند.
هم‌اکنون قوه قضائیه، حکم جلب محمود احمدی‌نژاد را نهایی و برای اجرا، به یکی از شعب اجرای احکام ارسال کرده است.
در همین خصوص نیز جلسه‌‌ی هماهنگی میان «اسماعیل خطیب» رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه و «محسنی اژه‌ای» سخنگو و معاون اول این قوه تشکیل شده و طرفین در حال طراحی برای چگونگی بازداشت احمدی‌نژاد هستند.
«صادق لاریجانی» که به دلایل واهی، خود را در قامت جانشینی رهبری یافته، پس از افشای ۶۳ حساب بانکی شخصی‌اش در «آمدنیوز» و «در تی وی»، در صدد برآمده تا در زمان حیات آیت‌الله خامنه‌ای، به قلع و قمع مخالفین خود بپردازد. پروژه‌ای که ظاهرا بیت رهبری نیز با آن مخالفتی ندارد و دست وی را برای سرکوب سیستماتیک و ایجاد نارضایتی هر چه بیشتر مردم از نظام بازگذاشته است.

کاریکاتور:کاریکاتوری که در ۱۰۰ سال پیش ایران و روسیه را مورد قیاس گذاشته بود

عکس ‏‎Nazem Rafiee-Tari‎‏