January 13, 2017

عکس: تاخت نزدن موی زن رفسنجانی‌ با فرح دیبا

فكر مي كنه با اين پاچه خواري ها "غنچه خانم قوامي" مورد عفو قرار مي گيرند؟! مستغلات بسيار باارزش تر از وثيقه ي غنچه قوامي مورد توقيف واقع شدند و يك ليوان آب هم متعاقبن نوش جان شده !عکس ‏‎Forough Khani‎‏

این عکس سعید شیرزاد است. در ۳۷مین روز اعتصاب غذا. به جرم اینکه مثل قدرتمندان فکر نمی‌کرد زندانی شده و برای رسیدن به حقوق صنفی‌اش اعتصاب کرده.

مردمی به خواب رفته

مرگ خاموش دربندان
صدای سعید باشیم!!!!عکس ‏بهروز جاوید‏

قرآن حتی یک بار از عشق الله به غیر مسلمانان سخن به میان نیآورده است اما از ستمگری و تنفر الله نسبت به غیر مسلمانان ۵۰۰ بار سخن گفته است. "!!!


برگردان متن در تصویر
____________________
حال این کتاب را با داشتن چنین دیدگاهای ظالمانه و آپارتاید گونه ای پیروانش ادعا دارند کتاب انسان سازی است و با بند های حقوق بشر هیچ تعارضی ندارد و با آیات تبعیض آمیز، ستمگرانه و تجاوزگرانه آن نیز میتوان همزیستی مسالمت آمیزی داشت!
یکی از این پیروان که چنین نظری را نمایندگی میکند شیرین عبادی است که جایزه صلح نوبل را هم در کارنامه فعالیت های کاریش یدک می کشد!
Photo: " قرآن حتی یک بار از عشق الله به غیر مسلمانان سخن به میان نیآورده است اما از ستمگری و تنفر الله نسبت به غیر مسلمانان ۵۰۰ بار سخن گفته است. "!!!
برگردان متن در تصویر
____________________
حال این کتاب را با داشتن چنین دیدگاهای ظالمانه و آپارتاید گونه ای پیروانش ادعا دارند کتاب انسان سازی است و با بند های حقوق بشر هیچ تعارضی ندارد و با آیات تبعیض آمیز، ستمگرانه و تجاوزگرانه آن نیز میتوان همزیستی مسالمت آمیزی داشت!
یکی از این پیروان که چنین نظری را نمایندگی میکند شیرین عبادی است که جایزه صلح نوبل را هم در کارنامه فعالیت های کاریش یدک می کشد!

عکس:علی‌ ای همای وحشت

عدّه ای از محدّثین و مورّخین از امام صادق و نیز از باقر نقل کرده اند:

پس از آن که امام على از جنگ جمل با ناکثین و اهل بصره رهائی یافت و پیروزمندانه بازگشت، هفتاد نفر مرد از اهالی هندوستان به حضور وي آمدند و پس از آن که اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند، حضرت با زبان هندی با آنان سخن میگفت و پاسخ سئوالات آنها را به زبان خودشان مطرح میفرمود.و چون کراماتی از آن حضرت مشاهده کردند، مدّعی شدند که علیّ بن ابیطالب خدا است.

امام علیّ اظهار نمود: ای جماعت! آنچه را که شما درباره من گمان کرده اید، درست نیست.

بلکه من نیز همانند شما بنده ای از بندگان خداوند متعال میباشم.
امّا آنها فرمایشات حضرت را نپذیرفتند و بر گفته خویش اصرار ورزیدند که تو همان خدا هستی، چون همه چیز را میدانی.
حضرت از این حرکت خشمگین شد و فرمود:
واللّه! اگر از عقیده و حرف خود برنگردید و توبه نکنید، شما را خواهم کشت.

ولیکن آنها بر عقیده و حرف خود پافشاری کردند.

به ناچار حضرت علي دستور داد تا چند حلقه قنات حفر نموده و آنها را از زیر زمین به یکدیگر متّصل نمایند، سپس تمامی آن هفتاد نفر را که منکر آفریدگار جهان شده بودند داخل قناتها انداختند، و سر قناتها را نیز پوشانند.

پس از آن یکی از قناتها را که خالی بود، پر از هیزم نموده و آتش زدند، و چون دود آتش به تمامی قناتها جریان پیدا کرد، تمامی آن هفتاد نفر خفه گشتند و به هلاکت رسیدند.

خوب ببينيد ايا اين منطق و عقل و شعور علي را ميرساند كه تنها راه چاره خفه كردن و اعدام وحشيانه اين انسانها بوده؟؟ ايا اگر كسي عقيده احمقانه اي دارد بايد او را اعدام كرد؟

ايا شيعيان و اخوندهاي نادان انها را كه در خرافات و اعتقادات مضحك و احمقانه گوي سبقت را از تمام انسانها ربوده اند بايد اعدام كرد؟

ايا اين شخص خونخوار ميتواند هماي رحمت و صاحب علم و دانش باشد؟
چه تفاوتي ميان ايشان با هيتلر يا چنگيز خان وجود دارد؟

منابع شيعي:
رجال کشّی: ص ۱۰۹، ح ۱۷۴،
وسائل الشّیعة: ج ۲۸، ص ۳۳۵، ح ۲،
کافی: ج ۷، ص ۲۵۷، ح ۸ و ۲۳Photo: ...
عدّه ای از محدّثین و مورّخین از امام صادق و نیز از باقر نقل کرده اند:

پس از آن که امام على از جنگ جمل با ناکثین و اهل بصره رهائی یافت و پیروزمندانه بازگشت، هفتاد نفر مرد از اهالی هندوستان به حضور وي آمدند و پس از آن که اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند، حضرت با زبان هندی با آنان سخن میگفت و پاسخ سئوالات آنها را به زبان خودشان مطرح میفرمود.و چون کراماتی از آن حضرت مشاهده کردند، مدّعی شدند که علیّ بن ابیطالب خدا است.

امام علیّ اظهار نمود: ای جماعت! آنچه را که شما درباره من گمان کرده اید، درست نیست.

بلکه من نیز همانند شما بنده ای از بندگان خداوند متعال میباشم.
امّا آنها فرمایشات حضرت را نپذیرفتند و بر گفته خویش اصرار ورزیدند که تو همان خدا هستی، چون همه چیز را میدانی.
حضرت از این حرکت خشمگین شد و فرمود:
واللّه! اگر از عقیده و حرف خود برنگردید و توبه نکنید، شما را خواهم کشت.

ولیکن آنها بر عقیده و حرف خود پافشاری کردند.

به ناچار حضرت علي دستور داد تا چند حلقه قنات حفر نموده و آنها را از زیر زمین به یکدیگر متّصل نمایند، سپس تمامی آن هفتاد نفر را که منکر آفریدگار جهان شده بودند داخل قناتها انداختند، و سر قناتها را نیز پوشانند.

پس از آن یکی از قناتها را که خالی بود، پر از هیزم نموده و آتش زدند، و چون دود آتش به تمامی قناتها جریان پیدا کرد، تمامی آن هفتاد نفر خفه گشتند و به هلاکت رسیدند.

خوب ببينيد ايا اين منطق و عقل و شعور علي را ميرساند كه تنها راه چاره خفه كردن و اعدام وحشيانه اين انسانها بوده؟؟ ايا اگر كسي عقيده احمقانه اي دارد بايد او را اعدام كرد؟

ايا شيعيان و اخوندهاي نادان انها را كه در خرافات و اعتقادات مضحك و احمقانه گوي سبقت را از تمام انسانها ربوده اند بايد اعدام كرد؟

ايا اين شخص خونخوار ميتواند هماي رحمت و صاحب علم و دانش باشد؟
چه تفاوتي ميان ايشان با هيتلر يا چنگيز خان وجود دارد؟

منابع شيعي:
رجال کشّی: ص ۱۰۹، ح ۱۷۴،
وسائل الشّیعة: ج ۲۸، ص ۳۳۵، ح ۲،
کافی: ج ۷، ص ۲۵۷، ح ۸ و ۲۳

متن عربی در کامنت ⬇⬇⬇

کاریکاتور روز،داستان این روز ما

Photo: اسلام دین صلح است ! خصوصا تشیع. البته عاقلان دانند
پرورش آدمکش . در فرقه ی ضاله ی تشیع.
امام صادق میگوید. غیر شیعه را غافلگیرانه با نامردی بکشید.
ابن فرقد از امام صادق در مورد کشتن ناصبی (کسی که شیعه نباشد) پرسیدم ، فرمودند :

اگر توانستی او را به گونه ای غافلگیر کنی ! که دیوار را بر سرش خراب کنی و یا
در آب طوری غرقش کنید که کسی تو را نبیند ،

این کار را بکن و مالش را به تاراج ببر

منابع

وسایل الشیعه ج ۱۸. ص ۴۶۳

بحارالانوار ج ۲۷ ص ۲۳۱

الانوار نعمانیه ج ۲ ص ۳۰۷

January 12, 2017

+18خانواده مسلمان سر دخترشان را با اره بریدند، چون دختر مسیحی شده بود,Muslim Woman Says That The Islamic Religion Is False, And She Converts To Christianity, Her Muslim Family Captures Her And Saws Her Head Off

Muslim Woman Says That The Islamic Religion Is False, And She Converts To Christianity, Her Muslim Family Captures Her And Saws Her Head OffBy Walid ShoebatImage result for Muslim Woman Says That The Islamic Religion Is False, And She Converts To Christianity, Her Muslim Family Captures Her And Saws Her Head Off

تهجير أقباط - أرشيفية


EGYPT– This is a sad story but it gets to explain how things work in Muslim Egypt. Four years ago in Alexandria Egypt, a 22 year old Muslim named “Marwa A. E” is divorced by her Muslim husband. She later falls in love with her neighbor; a young Coptic Christian man. She then converts to Christianity, marries her Christian love and moves with him to hide in a distant village in Tamia. They had two children and she was two months pregnant. Last week the couple decided to secretly visit their church back in Alexandria and have some fellowship with other Christian friends and relatives at the church. She is then spotted by her daughter she had given birth to from her previous Muslim husband. She had left the church and walked to her friend’s home for fellowship. Her daughter (from the previous Muslim husband) was irate that her mother had taken off the Hijab and had easily recognized her. The daughter then decides to snitch on her mother. She tells her mother’s uncle and brother and they ceased Marwa as it is typically the custom: to kidnap the convert and take them to a family home and keep them in tribal custody until they recant their Christian faith.
The wrath doesn’t just end here and the ruckus then erupts in the village of Tamia where the Muslims create a frenzy at the couple’s village of residence and the feud begins between the locust frenzy Muslims against the Christians who are accused of harboring a fugitive and converting Marwa from Islam to Christianity.

21051211-588b-4d1e-9d46-3a9077426e1b
Sign from demonstrator stating “Do not throw out the Egyptian Copts”
Marwa’s Muslim family then demand to impose the terms for a truce which mandates as punishment that all Christians have 10 days to sell all their properties and leave Tamia with their belongings. The Christian husband’s life and the two children Marwa brought to life are to be spared on the condition that Marwa gives her life in accordance to Sharia justice.
Then the governorate security director, Major General Nasser Abed, supervised the agreement between the Muslim family and several Christian families in the village of “Tamia” to ensure the evacuation of Christians from the village.
And to bury the strife between the two parties, Marwa’s uncle and the brother and all the cousins then took Marwa at dawn and beheaded her. The one who did the beheading was Marwa’s sister in order to teach a lesson to all women who leave Islam. Then Marwa’s body was dumbed at a nearby cemetery.
The ugly reality in Egypt is that these converts have no defense and the Christian Coptic church has their hands tied fearing persecution.
Every life is precious. Rescue Christians calls on Egyptian converts from Islam who have similar situation to contact us immediately at Rescue Christians and we will arrange a way out of Egypt.
لجميع المتحولين إلى المسيحية في مصر الذين لديهم حالة مماثلة يرجى الاتصال بنا على الفور. تخصصنا إنقاذ المسيحيين، وسنتولى طريقة للخروج من مصر.
SOURCES

Please note, the featured image is not Marwa and is used just as a featured image. The links are legitimate and the story is confirmed to be true.

روبرو شدن رفسنجانی با احمد خمینی در جهنم



م. شاکی
• میگفت که دست راستم باش
یکدستی من صدا ندارد!
با رهبری ام تو شاه گردی
این بود که دخل تو در آمد! ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲٣ دی ۱٣۹۵ -  ۱۲ ژانويه ۲۰۱۷


کابوس تو را به خواب دیدم
انگار قیامتی بپا بود
جای تو در آتش جهنم
مابین امام و اشقیا بود

دیدم که در آن جهنم داغ
احمد یقه ی تو را گرفته
تا با کمکِ پدر کَنَد پوست
از کله ی پوکِ تو قِلِفته


میگفت: «توافقی که کردیم
ای اکبرِ موذمار! این بود؟
با خامنه ای شدی تو همدست
یا نقشه از ابتدا چنین بود؟!

کردید مرا به زهر، نفله
گفتید: برو لا دست بابات!
از دستِ تو، دست من بشد دور
از رهبری ِهمه جنایات»

اکبر که ز ترس رید بر خود
گفتا « بخدا که گول خوردم
این ضربه و این گُه غلط را
تنها به هوای پول خوردم

آن خامنه ایِ رذلِ تک خور
یک روز به خلوتم در آمد
گفتا که اگر مدد نمایی
در دوره ی من شوی سرآمد

میگفت که دست راستم باش
یکدستی من صدا ندارد!
با رهبری ام تو شاه گردی
این بود که دخل تو در آمد!

لیکن چو به تخت کرد تکیه
شد دشمن جان و مال بنده
با دشنه چنان به پشتم افتاد
تا عاقبت از پس ام بر آمد!

او چیز خورم نمود و مُردم
تا چشم گشودم و به سین جیم
تصویرِ تو و امام راحل
بر من چو نکیر و منکر آمد

حالا چه شود نصیبت احمد
از مرده ی ما بکش تو بیرون
باید همگی بسیج گردیم
شاید خبری ز رهبر آمد»!