January 11, 2016

++پناهندگان تصور میکنند ، وقتی‌ به اروپا میایند ،همه اینجا ،این جوری منتظرشون هستند !!؟؟+18

آینده سازان ، ایران اسلامی !!!؟؟؟

هشدار "القاعده" به عربستان: انتقام مجاهدان اعدام‌شده را خواهیم گرفت



دو شاخه‌ی گروه "القاعده" در یمن و شمال افریقا روز یکشنبه (۱۰ ژانویه-۲۰ دی) در بیانیه‌ای به عربستان سعودی هشدار دادند که «تاوان اعدام ده‌ها نفر از اعضای این گروه را پرداخت خواهد کرد».
گروه "القاعده" اعدام‌های روز دوم ژانویه (۱۲ دی) در عربستان سعودی را «هدیه سال نو ریاض به متحدان غربی‌اش با هدف تحکیم حکم‌رانی آل‌سعود» خوانده و افزوده پیش از این اعدام‌ها به حکومت عربستان هشدار داده بوده است.
این گروه در بیانیه‌ی خود نوشته: «با وجود هشدارها، ریاض بر ریختن خون مجاهدانِ خوب به عنوان قربانی برای صلیبیون در سال نو اصرار ورزید. منتظر روزی باشید که خدا سینه‌های داغ‌دار خانواده، برادران، و دوست‌داران‌شان را با انتقام از کفار متکبر، التیام ببخشد.»
هرچند که اجرای حکم اعدام ۴۷ نفر در عربستان در دومین روز از سال نو میلادی، تحت تاثیر اعدام "شیخ نِمِر"، مخالف شیعه‌ی حکومت این کشور قرار گرفت، اما ۴۳ نفر از اعدام‌شدگان از اعضای ارشد گروه "القاعده" بودند و در یک سلسله اقدامات تروریستی در شبه‌جزیره عربستان در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ که به کشته شدن ۸۷ شهروند خارجی و زخمی شدن ۴۲۳ نفر دیگر منجر شد، نقش داشتند.
یکی از شناخته‌شده‌ترین اعدام‌شدگان، “فارس الزهرانی” نام داشت که رسانه‌های سعودی وی را “رهبر مذهبی بلندپایه” و “استراتژیست ارشد” القاعده در این کشور معرفی کرده‌اند. الزهرانی در سال ۲۰۰۴ در نزدیکی مرز عربستان و یمن بازداشت شد و بعد از ده سال نگهداری در زندان، در سال ۲۰۱۴ به اعدام محکوم گردید.
اعدام‌شده‌ی شناخته‌شده‌ی دیگر، “عادل الضبیطی” نام داشت که یک دهه قبل در ژوئن ۲۰۰۴ به یک تیم خبری شبکه‌ی بی.بی.سی در شهری نزدیک ریاض حمله کرده بود. آن حمله به فلج شدن “فرانک گاردنر”، خبرنگار حوزه‌ی امنیتی بی.بی.سی و کشته شدن “سایمن کامبرز”، فیلم‌بردار این شبکه منجر شد. گاردنر و کامبرز در حال تهیه فیلمی مستند درباره‌ی القاعده بودند. “ضبیطی” جوان که شش گلوله به سوی “گاردنر” شلیک کرده بود، بعد از ده سال، در نوامبر ۲۰۱۴ به اعدام محکوم شد آن هم در حالی که به گفته‌ی این خبرنگار ۵۴ ساله، به هیچ‌وجه از اقدامش پشیمان نبود.
پیش‌تر به دنبال اجرای این اعدام‌ها، گروه "دولت اسلامی" (داعش) که رقیب "القاعده" به شمار می‌رود تهدید کرده بود که زندان‌های عربستان سعودی را ویران خواهد کرد. "داعش" در نوامبر ۲۰۱۴ نیز مسوولیت یک سلسله بمب‌گذاری و تیراندازی در خاک عربستان را که به کشته شدن بیش از ۵۰ نفر انجامید، بر عهده گرفته بود.
در حال حاضر هزاران نفر از نیروهای جهادی‌ حامی هر دو گروه "داعش" و "القاعده" در زندان‌های عربستان سعودی به سر می‌برند.

در مدارس دختران زیر روسری ها شپش لانه کرده!


 
 
 
 

برای نخستین بار این واقعیت سر از روزنامه های داخل کشور در آورد که سر دختر بچه ها زیر چارقد و روسری شپش می گذارد و گذاشته است. این مسئله با عکس بالا بعنوان اعتراض آموزش و پرورش به کوتاه کردن موی دختران در مدارس منتشر شده است. سر این دختران زیر روسری شپش گذاشته و معلمین چاره ای جز کوتاه کردن موها نیافته اند. گفته می شود که در بیشتر مدارس دختران که نمونه آن مدرسه دخترانه ای در منطقه 15 تهران است، زیر روسری دختر بچه ها شپش لانه کرده سخنگوی آموزش ‌و پرورش تهران به خبرگزاری آنا گفته که هیچ دستور برای کوتاه کردن موی دختران به مدارس داده نشده است و کوتاه کردن موهای دانش آموزان از سوی مسئولان مدرسه تخلف محسوب می‌شود و هیچ مدرسه چنین اجازه‌ای ندارد. همچنین، دستوری برای جدا کردن دختر بچه هائی که لای موهایشان شپش لانه کرده از بقیه نیز داده نشده است.

نامه ظریف به سه سازمان بین المللی ایران تنش نمیخواهد و خسارات عربستان را جبران می کند!


 
 
 
 

محمد جواد ظریف در نامه‌های جداگانه ای برای دبیر کل سازمان ملل متحد، دبیر کل سازمان همکاریهای اسلامی و وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان ملل متحد نوشت. در بخشی از این نامه آمده است:
«نشانه هایی وجود دارد که برخی در عربستان سعودی در کار گرفتار کردن تمام منطقه در بحران هستند و بیم آن دارند با کنار رفتن ابرهای تصنعی تهدید ایران هسته ای، تهدیدات واقعی جهانی که توسط افراطیون و حامیانشان پدید آمده است بر ملا شود.
دولت ایران با صراحت حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در 12 دی ماه را محکوم، سلامت و عزت دیپلماتهای سعودی را تضمین و اقدامات فوری در خصوص بازسازی مجتمع دیپلماتیک سعودی اتخاذ کرده است.
ایران در بالاترین سطح، اراده خود برای مجازات متخلفان بر اساس قانون را اعلام و اقدامات تنبیهی علیه کسانی که در حفاظت از اماکن دیپلماتیک قصور ورزیده بودند اتخاذ و تحقیقات داخلی برای مشخص شدن علل حادثه و جلوگیری از تکرار آن را آغاز کرده است.
ما هیچ علاقه یا میلی به بالا گرفتن تنش در همسایگی خود نداریم. ما همه نیازمندیم در مقابل تهدیدات افراط گرایان علیه خودمان متحد شویم. عربستان سعودی باید دست به انتخابی بسیار مهم بزند. آنها می توانند به حمایت از تروریست های افراطی و ترویج نفرت فرقه ای ادامه دهند یا راه حسن همجواری و ایفای نقش سازنده در ثبات منطقه ای را انتخاب کنند. امیدواریم عربستان سعودی خرد را انتخاب کند.»

آن "گوی" و این "میدان" خالی!


 
 
 
 

بازی اسب و گوی، قصه دیروز است. جلوه ای  دیگر در نقش جهان. کهن و تاریخی در نیمه ای از جهان.
 می توان لحظه ای در کنار فواره های میدان ایستاد و دیروز و امروز میدان را به هم پیوند زد. در اصفهان دیروز نقش جهان زیر پای اسب هایی بود که به چابکی می تاختند. دور تا دور میدان مردم همراه با موسیقی زنده به تماشای چوگان می نشستند. شور و شوقی بر پا بود تا به محض عبور آخرین گوی از دروازه سنگی چوگان، صدای زنگ  داوربازی به صدا در آید و گرد پای اسبان فرو نشیند و سوارکاران برنده در میان هلهله تماشاچیان به نشان پیروزی دور افتخار بزنند.
حالا از آن بازی سه هزار ساله تنها دروازه هایش به یادگارمانده. دو ستون سنگی سفید در دو سوی میدان! اگر دور میدان نقش جهان و بازار سرپوشیده آن را هم بگردی در قاب مینیاتورها، لعاب کاشی های فیروزه ای، تارو پود فرش ها و گبه ها، ظروف و صنایع دستی نقشی و نیز نشانی از آن را می توانی ببینی.
چوگان سریع ترین و اولین ورزش تیمی دنیاست. شاید هم اولین بازی توپی بشر، در قدیمی ترین زمین چوگان:  میدان نقش جهان!

میدان را برای بازی چوگان ساختند مستطیلی با ابعادی که امروزه استاندارد زمین چوگان در دنیا هنوز همان ابعاد است. قوانین فعلی بازی هم همان است که در شاهنامه آمده و در تاریخ و ادبیات ایرانیان نیز ثبت شده. رودکی اولین شاعری ست که پس از اسلام از چوگان می گوید. فردوسی هم نقل چوگان بازی سیاوش و افراسیاب را به نظم آورد و در وصف چوگان می سراید:

همه کودکان را به چوگان فرست
برای دیدن گوی و چوگان فرست

بازی چوگان منحصر به شاهان نبوده، چنان که فردوسی می گوید، بلکه آن را سرآمد و شاه بازی ها می نامیدند. نام چوگان از چوبی به همین نام گرفته شده که در بازی از آن استفاده می شود. البته در ابتدا چوگان یک بازی تمرینی برای نظامی ها بوده که سوار و اسب در این بازی مشق رزم می دیدند. اسبی که خودش را با شرایط چوگان باز هماهنگ کند، هم سرعت می آموزد، و هم نترسی و چابکی و زیرکی در میدان جنگ را.
انگلیسی ها فوت و فن این بازی را در هندوستان پس از کشورگشایی داریوش در هندوستان یاد گرفتند و آن را با خود به اروپا بردند. این را هم بگویم که دسته های بازی های هاکی و گلف هم الگوبرداری از چوب چوگان است. مغول ها هم پس از حمله به ایران آن را یاد گرفته و با خود تا شرق آسیا بردند. اینگونه چوگان از زادگاه خود "ایران" جدا شده وجایی  تا دورترین نقاط دنیا رفت. بی جهت نیست که تا همین چند سال پیش هم در رقابت های رسمی، گرچه تیم چوگان ایران حضور نداشته اما پرچم ایران هم بالا می رفته تا دنیا فراموش نکند زادگاه "بازی چوگان" را.
حالا 70 سالی می شود که در میدان نقش جهان، آن فضای مستطیل شکل چمن کاری شده. نه از گوی نشان است و نه چوگان باز و اسبش! چرا که با وجود ساختن و ایجاد  حدود 200 فروشگاه فروش صنایع دستی عملا نقش جهان مکان مناسبی برای بازی چوگان نیست. گفتنی ست که بازی چوگان دیگر بازی خاص مردان و سواره نظام نیست زنان هم در مسابقات چوگان حضور دارند.
مسابقات چوگان اصفهان نه در میدان نقش جهان، بلکه در زمین سوارکاری خوراسگان در مهر ماه امسال برگزار شد. و بطور نمادین در نقش جهان هم بازی گوی و میدان دیدنی بود. این را هم اضافه کنم بجز تهران در قزوین هم پس از 400 سال یک بازی نمادین برگزار شد. در همان مکان 400 سال پیش که امروز زمین فوتبال است. شاید هشداری  باشد برای توجه مسئولین برای ساختن زمین چوگان در شهری که زمانی میزبان بازی های چوگان بوده.

شور و همایونی که گلپایگانی سنگ تمام خواند!


 
 
 
 

اکبر گلپایگانی از بازماندگان برنامه گلها در دوران سرپرستی داوود پیرنیا بنیانگذار این برنامه است. حنجره ای باز و نفسی بلند داشت و زمانی وارد برنامه گلها شد که بنان و قوامی خوانندگان ثابت گلها بودند. ادیب خوانساری بدنبال یک بیماری ریه دیگر نمی توانست بخواند و "ظلی" خیلی زود و در جوانی براثر ابتلا به بیماری سل همیشه خاموش شده بود. پیشکسوتان بنان و قوامی در آواز سنتی ایرانی. پس از گلپایگانی محمودی خوانساری و عبدالوهاب شهیدی نیز به گلها پیوستند.
صدای گلپایگانی با آواز "مست مستم، ساقیا دستم بگیر...." از برنامه گلها پخش شد و نفس بلند و تحریرهای ابتکاری او همه را غافلگیر کرد. زیبا و کامل خواند. در فاصله ای اندک از "مست مستم" آواز دیگری را در دستگاه همایون خواند که در بیداد آن واقعا بیداد کرد. بسیار رسا و با تحریرهای طولانی و ابتکاری. یعنی همین آوازی که برایتان انتخاب کرده ایم و با پیانوی مرتضی خان محجوبی، آن استاد بی بدلیل پیانو می شنوید.
گلپایگانی خیلی زود گرفتار تکرار خوانی و تصنیف خوانی و سرانجام کاباره خوانی شد و به همان زودی نیز نفس خود را از دست داد. می گویند استادش نیز به او توصیه کرده بود به این زودی وارد رادیو نشود و نت ها و ردیف ها و دستگاهها را بیشتر بیآموزد و تمرین کند. ظاهرا او نیز بیم داشت که گلپایگانی صدای خود را خرج پول و شهرت کند. گلپایگانی اگر تنها همین دو آواز شور و همایون را هم خوانده بود نامش برای همیشه در موسیقی سنتی ایران به یادگار مانده بود. نمی گوئیم ترانه‌ها و یا آوازهای دیگرش خوب نبود، بلکه می گوئیم این دو آواز از خمیره دیگری است.