December 20, 2015

توجه فوری فوری

حجت الاسلاام والمسلمین....
رییس ستاد بررسی واجدین شرایط کاندیداتوری و ثبت نام مجلس خبرگان صبح امروز در مصاحبه با خبرنگاران گفت:
اصلی ترین معیار تائید صلاحیت برا مجلس خبرگان اینه که
خروپف نکردن است تا بقیه بیدار نشوند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر . . .

نقدی: باید منتظر برگزاری نمازجمعه در کاخ سفید باشیم؛ هر چیزی که می‌گویند در ایران قابل تولید نیست به من بسپارند تا برای‌شان تولید کنم

فرمانده سازمان شبه‌نظامی "بسیج" در ایران می‌گوید در راستای «تغییر ادبیات غرب و مهیا شدن صحنه نفوذ»، باید در انتظار برگزاری نمازجمعه در کاخ سفید بود.
به نوشته‌ی "شبکه خبر دانشجو" (وابسته به بسیج دانشجویی)، محمدرضا نقدی روز پنج‌شنبه (۲۶ آذر-۱۷ دسامبر) در سخنانی در مشهد گفت: «دشمنی که خلع سلاح شده است و تمام تلاش‌هایش را نقش بر آب می‌بیند، اکنون می‌خواهد قرآن بر سر نیزه گرفته از این طریق مسلمانان را گول بزند.»
آقای نقدی با بیان این‌‌که «دشمن، سفره هفت‌سین در کاخ سفید پهن می‌کند»، افزود: «اینکه اوباما در ایام نوروز پیام فارسی ارسال می‌کند و شعر فارسی می‌خواند، جای تعجب ندارد؛ زیرا احتمالا برای تغییر ادبیات غرب و مهیا شدن صحنه نفوذ باید در انتظار برگزاری نمازجمعه در داخل کاخ سفید نیز باشیم.»
او سپس اتفاقات کنونی را شبیه فیلم‌های هندی دانست و اضافه کرد: «در یک فیلم شما می‌بینید در تعقیب پلیس و قاچاقچی هنگامی که قاچاقچی تیرهایش را تمام‌شده می‌بیند شروع به چرب‌زبانی می‌کند که به پلیس نزدیک شود حال اگر پلیس ساده‌لوح باشد و قاچاقچی که تا چند لحظه پیش تلاش به کشتن وی را داشت با چرب‌زبانی اش فردی متحول‌شده دریابد، صددرصد اسلحه خود را از دست خواهد داد و کشته خواهد شد؛ اما اگر فردی باهوش باشد این مسأله را درک می‌کند که این چرب‌زبانی جهت فائق آمدن بر او است و گول نخواهد خورد.»
وی در بخش دیگری از اظهارات خود، از «دفن سیب‌زمینی» و «بیرون ریختن گوجه‌فرنگی» توسط دولت انتقاد کرد و اظهار داشت: «کسی که فرزندش سه‌شنبه‌ها به انگلستان فرستاده می‌شود تا درس بخواند و پنجشنبه‌ها به منزل بر می‌گردد، درد زنی را که در میدان بارهای شهر در داخل سطل زباله به دنبال سیب‌زمینی ها و میوه‌های له‌شده می‌گردد نمی‌فهمد.»
نقدی در پایان با انتقاد از کسانی که می‌گویند «برخی اقلام در ایران قابل تولید نیست» گفت: «هر چیزی را که می‌گویند در ایران قابل تولید نیست به من بسپارند تا برای‌شان تولید کنم زیرا کار من این است و با توجه به تجاربی که کسب کرده‌ام می‌دانم ایران ظرفیت تولید همه چیز را دارد.»

پاسداران، یا همان فرزندان انقلابی آیت‌الله خمینی

سعید قاسمی‌نژاد (پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در مرکز تحریم‌ها و روابط مالی غیرقانونی)
saeed-ghasseminejad
، گروه‌های اوباش شدیدا علاقه‌مند به خشونت بودند که در دوران شاه در حاشیه قرار داشتند. آنان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی را پایه‌گذاری کردند و به مهم‌ترین ابزار سرکوب در دستان رژیم مذهبی ایران تبدیل شدند. 
در طول سه دهه‌ی گذشته، پاسداران تحولات بسیاری را تجربه و مجموعه‌ی نظامی-اقتصادی پیچیده‌‌ای را بنا کرده‌اند. آنان خود را به اقتصاد عادی محدود نکرده‌اند. سپاه پاسداران اقتصاد زیرزمینی ایران را توسعه و کنترل خود بر آن را افزایش داده است، و در طی این روند به یک کارتل مافیایی تبدیل شده است. درنتیجه، تعجب‌برانگیز نیست که نیروی قدس (بازوی عملیات بین‌المللی سپاه) در اقدام به ترور سفیر عربستان در واشینگتن در سال ۲۰۱۱، تلاش کرد تا از کارتل‌های مواد مخدر مکزیکی کمک بگیرد.
با کمی دقت به نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اقتصاد زیرزمینی ایران متوجه می‌شویم که سپاه کاملا با این دنیای زیرزمینی آشنایی دارد و در حال کنترل آن است. 
در سطح جهانی، اقتصاد زیرزمینی بخش عمده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی جهان را تشکیل می‌دهد. آن‌طور که صندوق جهانی پول توضیح می‌دهد، ضعف حکومت قانون در یک کشور با بزرگی اقتصاد زیرزمینی آن رابطه‌ی مستقیم دارد. 
در ایران، حکومت قانون شدیدا ضعیف است و در نتیجه‌ی آن، اقتصاد زیرزمینی بسیار پررونق شده است. سپاه پاسداران بازیگر اصلی این اقتصادِ مخفی است. اقتصاد زیرزمینی برای سپاه پاسداران یک منبع درآمد غیرقابل نظارت است، و برای درک توانایی‌ها و رفتارهای سپاه اهمیت ویژه‌ای دارد. 
اقتصاد زیرزمینی آن‌طور که توسط سازمان درآمد داخلی (اداره مالیات امریکا) توصیف شده، “نشان‌دهنده‌ی درآمد زیر میزی و خارج از دفاتر است”. این می‌تواند از درآمد قانونی که برای فرار از مالیات مورد پول‌شویی قرار گرفته تا تجارت کالاهای کاملا غیرقانونی مانند مواد مخدر یا سلاح را شامل شود. 
ارزش اقتصاد زیرزمینی را نمی‌توان بطور دقیق مشخص کرد و تخمین زدن در این زمینه نیز بسیار دشوارتر از سایر معیارهای اقتصادی مانند تولید ناخالص ملی است. مطالعه‌ی انجام‌شده توسط صندوق جهانی پول نشان می‌دهد که ارزش یک اقتصاد زیرزمینی در کشورهای در حال توسعه حدود ۳۵ تا ۴۴ درصد تولید ناخالص ملی رسمی آنان است. روش‌های متفاوتی برای اندازه‌‌گیری اندازه‌ی اقتصاد زیرزمینی ایران وجود دارد، و برخی تخمین‌ها رقمی برابر با ۳۶ درصد تولید ناخالص ملی ایران را نشان می‌دهند. 
تصور این‌که این میزان در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد افزایش پیدا کرده باشد کاملا منطقی است. دورانی که در آن تحریم‌های بین‌المللی کمر اقتصاد ایران را شکست و دور زدن تحریم‌ها به امری حیاتی برای صادرات و واردات ایران تبدیل شد. گزارش‌ها و پرونده‌های دادگاهی در زمینه فساد و معاملات غیردفتری که در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد اتفاق افتاد اهمیت اقتصاد زیرزمینی را در آن دوران به وضوح نشان می‌دهد. 
وزارت اقتصاد ایران به تازگی تخمین زده که تجارت‌ها و شرکت‌هایی که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد تولید ناخالص ملی را تشکیل می‌دهند از پرداخت مالیات معاف هستند. اگر برای اقتصاد زیرزمینی ایران مبلغ حداقلی ۲۵ درصد را در نظر بگیریم، ارزش اقتصاد در سایه‌ی ایران بر اساس تولید ناخالص ملی کنونی این کشور، حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. اگر آن را بر اساس نرخ ۳۵ درصد پیشنهادشده توسط صندوق بین‌المللی پول محاسبه کنیم، ارزش اقتصاد زیرزمینی ایران حدود ۱۴۰ میلیارد دلار خواهد بود. 
تشخیص اینکه دقیقا چه مقدار از این ۱۰۰ تا ۱۴۰ میلیارد دلار نصیب سپاه پاسداران می‌شود غیر ممکن است. اما نگاهی عمیق‌تر به فعالیت‌های سپاه پاسداران حاکی از این خواهد بود که سپاه بخش عمده‌ای از سود این تجارت غیرقانونی را به جیب می‌زند. 
سپاه پاسداران ایران بزرگ‌ترین قاچاق‌کننده در این کشور است. در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، مهدی کروبی، رییس وقت مجلس ایران از بنادر غیرقانونی تحت کنترل سپاه پاسداران که برای قاچاق استفاده می‌شدند انتقاد کرد. احمدی‌نژاد که بزرگترین دشمن سیاسی کروبی است نیز سپاه پاسداران را “برادران قاچاقچی ما” خطاب کرد. 
سپاه پاسداران کنترل مرزهای آبی، هوایی، و زمینی ایران را در دست دارد. بنادر، فرودگاه‌ها، و جاده‌ها در اختیار سپاه هستند و پاسداران معذوریتی برای استفاده از آن‌ها در جهت قاچاق کالا و پر کردن جیب خود ندارند. 
به گفته‌ی منابع مختلف از جمله سازمان گمرک و مجلس ایران، ارزش کالاهای وارداتی قاچاق در ایران بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار است. ایران که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت در جهان است، از صادرات نفت غیرقانونی نیز رنج می‌برد. زیرا قیمت سوخت در ایران پایین‌تر از کشورهای همسایه است. مقامات ایرانی معتقدند سالانه حداقل ۲۰ میلیون لیتر سوخت از ایران به خارج از کشور قاچاق می‌شود. در چند سال گذشته، ارزش نفت قاچاق‌شده از ایران حدود ۷ میلیارد دلار در سال تخمین زده شده است. 
سپاه پاسداران علاوه بر اینکه تولید‌کننده اصلی سلاح در ایران است، و در عین حال قاچاقچی اصلی این کشور نیز است، و سلاح‌های تولیدشده را به نیروهای دست‌نشانده‌ی خود مانند حزب‌الله می‌رساند. 
قاچاق مواد مخدر یکی دیگر از حوزه‌های اصلی اقتصاد زیرزمینی تحت کنترل سپاه است. مرز طولانی ایران با پاکستان و افغانستان یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای قاچاق مواد مخدر در جهان است. 
وزیر کشور ایران به تازگی اعلام کرد که ارزش موادمخدر فروخته‌شده در ایران سالانه به ۳ میلیارد دلار می‌رسد، که این رقم شامل هزینه‌های انتقال مواد از افغانستان به نقاط ترانزیتی دیگر مانند بالکان نمی‌شود. خزانه‌داری امریکا، اسماعیل باغانی، جانشین فرمانده‌ سپاه قدس را به دلیل نقش او در قاچاق مواد مخدر در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار داده است. سپاه پاسداران همچنین به واسطه‌ی حزب‌الله لبنان رابطه‌ی نزدیکی با کارتل‌های موادمخدر در آمریکای جنوبی و مرکزی دارد. 
سپاه پاسداران بازیگر اصلی در اقتصاد زیرزمینی ایران است که برایش منبع درآمد ارزشمندی محسوب می‌شود. این درآمد موجب می‌شود تا سپاه به سیاستمداران غیرنظامی وابستگی نداشته باشد. این امر همچنین سپاه را بر دنیای زیرزمینی ایران و گروه‌های خلاف‌کار آن حاکم می‌کند. 
به عنوان مثال، سردار حسین همدانی، که به تازگی در سوریه کشته شد، در مصاحبه‌ای توضیح داده بود که چگونه سپاه گروه‌های اراذل و اوباش را در جریان “جنبش سبز” برای سرکوب تظاهرات‌کنندگان در خیابان سازماندهی می‌کرده است.
نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اقتصاد زیرزمینی به آنان اجازه می‌دهد تا توانایی‌های مالی، سیاسی، و عملیاتی خود را در ایران و سایر نقاط جهان افزایش دهند. سپاه پاسداران که شاید مجهزترین و پیچیده‌ترین گروه تروریستی دوران ما است، این اراده و توانایی را دارد که یک شبکه‌ی جهانی غیرقانونی بسازد. 
دولت ایالات متحده باید با کسانی که به سپاه پاسداران و امپراتوری تجاری آن از طریق عضویت یا همکاری کمک می‌کنند به عنوان تروریست برخورد کند، و کاری کند که سپاه نتواند از دنیای زیرزمینی ایالات متحده نیرو بگیرد.
———————

یادداشتی از سعید قاسمی‌نژاد درباره کنترل سپاه پاسداران بر اقتصاد زیرزمینی ایران


از متن:
«سپاه پاسداران ایران بزرگ‌ترین قاچاق‌کننده در این کشور است. در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، مهدی کروبی، رییس وقت مجلس ایران از بنادر غیرقانونی تحت کنترل سپاه پاسداران که برای قاچاق استفاده می‌شدند انتقاد کرد. احمدی‌نژاد که بزرگترین دشمن سیاسی کروبی است نیز سپاه پاسداران را “برادران قاچاقچی ما” خطاب کرد.
سپاه پاسداران علاوه بر اینکه تولید‌کننده اصلی سلاح در ایران است، و در عین حال قاچاقچی اصلی این کشور نیز است، و سلاح‌های تولیدشده را به نیروهای دست‌نشانده‌ی خود مانند حزب‌الله می‌رساند. قاچاق مواد مخدر یکی دیگر از حوزه‌های اصلی اقتصاد زیرزمینی تحت کنترل سپاه است. مرز طولانی ایران با پاکستان و افغانستان یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای قاچاق مواد مخدر در جهان است.»
-----------------
آقای قاسمی‌نژاد "پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در مرکز تحریم‌ها و روابط مالی غیرقانونی" و از بنیان‌گذاران "دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران" است.

تاریخ‌سازی با جعل نام افراد | مهدی خلجی


صادق لاریجانی، رییس قوه‌ی قضاییه، پیش از ورود رسمی به حکومت، با نام «صادق لاریجانی» شناخته می‌شد. در حکم آیت‌الله خامنه‌ای برای انتصاب او به عضویت در شورای نگهبان در سال ۱۳۸۰ نیز «صادق لاریجانی» آمده است. ولی به ویژه، پس از انتصاب به ریاست قوه‌ی قضائیه، ناگهان رسانه‌های رسمی موظف شدند از او با نام «صادق آملی لاریجانی» نام برند.
محمود هاشمی نیز چنین داستانی دارد. پیش از عضویت در شورای نگهبان، همه‌جا از جمله بر روی کتاب‌هایش، نام او «سید محمود هاشمی» است. هم‌چنین، در حکم مأموریت او برای تشکیل مؤسسه‌ی دائرة المعارف فقه اسلامی در سال ۱۳۶۹ آیت الله خامنه‌ای وی را با نام «محمود هاشمی» و بدون واژه‌ی «شاهرودی» خطاب کرده است.
درباره‌ی صادق لاریجانی، احتمالاً غرض، ایجاد تفاوت در نام خانوادگی با برادران است؛ گویی با افزودن یک کلمه‌ی بی‌ربط به نام خانوادگی او می‌توان ناآگاهان از نسبت او با برادران‌اش را فریفت.
درباره‌ی محمود هاشمی، تأکید بر «شاهرودی» در واکنش به شائبه‌ها درباره‌ی تبار غیرایرانی اوست که به ویژه در زمان انتصاب او به ریاست قوه‌ی قضائیه حتا در مطبوعات داخل کشور نیز طرح شد. آقای سید محمود هاشمی تا نیمه‌ی دهه‌ی شصت خورشیدی فارسی را به دشواری و با لهجه‌ی غلیظ عربی صحبت می‌کرد و در حقیقت سخن گفتن به فارسی را در آن دوران آموخت.
این‌که فراتر از عنوان‌ها حتا نام افراد سرشناس هم جعل می‌شود و با زور بی‌مانندِ رسانه‌های رسمی و بمباران تبلیغاتی در ذهن‌ها جا می‌افتد و نسل‌های بعدی را از سابقه‌ی این هویت‌ها غافل نگه می‌دارد، عجب نیست. عجب آن است که آگاهان از این سابقه‌ها هم واقعیت را به تدریج فراموش می‌کنند. بخشی از تکنیک‌های تاریخ‌سازی همواره در کار پاک کردن، محو کردن و فراموشاندن واقعیت‌های ناخوشایند قدرت‌های حاکم‌اند.

پاسخ ترامپ به تعریف پوتین: افتخار بزرگی است

دانلد ترامپ، نامزد پیشرو حزب جمهوری‌خواه در کارزارهای مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ امریکا می‌گوید این‌‌که مورد تمجید ولادمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه قرار گرفته، برایش «افتخار بزرگی» است.
آقای ترامپ روز جمعه (۱۸ دسامبر-۲۷ آذر) به شبکه‌ی خبری ای.بی.سی گفته: «این‌که مردی که در داخل و خارج کشورش، بسیار مورد احترام قرار دارد، از شما به خوبی تعریف کند، همیشه باعث افتخار است.»
وی اضافه کرده: «من همیشه احساس کرده‌ام که امریکا و روسیه باید با یکدیگر در شکست دادن تروریسم و باز گرداندن صلح جهانی هم‌کاری کنند. لازم نیست بگویم که تجارت و سایر منفعت‌ها از احترام متقابل به دست می‌آید.»
این اظهارات ترامپ واکنشی به سخنان روز گذشته‌ی ولادمیر پوتین در نشست خبری ویژه‌ی پایان سالش به حساب می‌آيد که ترامپ را فردی "باهوش"، "با استعداد" و "رنگارنگ" توصیف کرد و گفت «او بدون تردید رهبر کامل رقابت‌های انتخاباتی امریکا است».
ترامپ پیش از این نیز در اظهارنظری مغایر با سایر کاندیداهای حزب جمهوری‌خواه، پوتین را «شریک باثبات» خود توصیف کرده و گفته بود روابط خوبی با وی برقرار خواهد کرد.