November 14, 2015

نامه تکان دهندۀ "مهران مدیری" برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان .

در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.
هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،
هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع، از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،
هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید، گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ... شدید،
کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.
در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم، برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،
کسی همراهتان نشد.
نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود و دوندگی های شما را کسی ندید.
دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران مربوطه نداشت،
حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ، برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،...
هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک بیاید و تحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند...
اما، تنها یک اشتباه کافی بود تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،
رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،
سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،
و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد...
من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!
اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،
و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم که؛
نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ، حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!
که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،
دستتان را می بوسم
و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،
و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت، که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،
که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،
و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند...

حمله تروریستها به قلب اروپا

نیویورک‌ تایمز گزارش داده که گروهی از اعضا و حامیان شبکه تروریستی "دولت اسلامی" در توییتر در واکنش به این حملات مرگ‌بار پیام‌های تبریک منتشر کرده‌اند. در مجموع تا کنون صدای دست‌کم پنج انفجار بزرگ در پاریس شنیده شده است.
شاهدانی عینی گفته‌اند که در جریان تیراندازی‌ها فریادهای "الله اکبر" به گوش‌شان رسیده است. تروریست‌ها از سلاح کلاشنیکف برای تیراندازی استفاده می‌کردند. مهاجمان بین ۶ تا ۸ نفر بودند. پلیس در آماده‌باش کامل بسر می‌برد. فرانسه مرزهای خود را بسته و ارتش در اطراف پاریس وارد عمل شده است. از مردم خواسته شده در خانه‌های خود بمانند. گروگان‌هایی که از سالن "باتاکلان" موفق به فرار شده‌اند، می‌گویند که تروریست‌‌ها در کمال آرامش گروگان‌ها را یکی پس از دیگری "اعدام کرده‌اند".
ماتیو رنتسی، نخست‌وزیر ایتالیا: به قلب اروپا حمله شد.
انچه را كه متاسفانه حدس زده ميشد امشب در پاريس بوقوع پيوست ، داعش عمليات خود را در اروپا از پاريس اغاز نمود ، بيش از شصت كشته و ده ها تن زخمي . پنج انفجار ، گروگان گيري و اعدام گروگانها در كمال خونسردي .

ده‌ها کشته در انفجار و تیراندازی در پاریس


تیراندازی در یک سالن کنسرت و در یک رستوران و همچنین انفجار بمب در یک بار در پاریس ده‌ها کشته برجای گذاشت. رئیس جمهوری فرانسه حالت فوق‌العاده اعلام کرد.
در پی این مجموعه حملات تروریستی که گفته می‌شود مرگ‌بارترین و هماهنگ‌شده‌ترین حمله تروریستی در تاریخ فرانسه است، در سراسر این کشور وضعیت اضطراری اعلام شده است. رئیس‌جمهور فرانسه خواستار برگزاری نشست اضطراری کابینه دولت شده است. در این رشته حملات تروریستی، تیراندازی، چند مورد انفجار و یک گروگان‌گیری بزرگ رخ داده است.
تلویزیون فرانسه و دیگر سرویس‌های خبری این کشور اعلام کرده‌اند که تا کنون دست‌کم ۶۰ نفر در این مجموعه حملات تروریستی کشته و ده‌ها نفر هم مجروح شده‌اند.
فرانسه مرزهای خود را در پی وضعیت اضطراری بسته است. هنوز هیچ شخص یا گروهی مسئولیت این حملات تروریستی را بر عهده نگرفته، اما نیویورک‌تایمز گزارش داده که گروهی از اعضا و حامیان شبکه تروریستی "دولت اسلامی" در توییتر در واکنش به این حملات مرگ‌بار پیام‌های تبریک منتشر کرده‌اند.
در مجموع تا کنون صدای دست‌کم پنج انفجار بزرگ در پاریس شنیده شده است. یکی از دو انفجار بزرگ شامگاه جمعه، در نزدیکی مهم‌ترین استادیوم ورزشی فرانسه (استات دو فرانس) رخ داده و موجب شده که فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور این کشور که برای تماشای بازی تیم‌های فوتبال فرانسه و آلمان به این ورزشگاه رفته بود، به سرعت از آنجا خارج شود.
تیراندازی اصلی در شامگاه جمعه در یک سالن کنسرت، موسوم به «باتاکلان» رخ داد و به دنبال این تیراندازی، دست‌کم صد تن از افرادی که در آنجا حضور داشتند توسط گروهی که هنوز هویت‌شان شناسایی نشده به گروگان گرفته شدند. شاهدانی عینی گفته‌اند که در جریان تیراندازی‌ها فریادهای "الله اکبر" به گوش‌شان رسیده است. گفته می‌شود تروریست‌ها از سلاح کلاشنیکف برای تیراندازی استفاده می‌کردند. گفته می‌شود مهاجمان بین ۶ تا ۸ نفر هستند.پلیس در آماده‌باش کامل به سر می‌برد.
فرانسه مرزهای خود را بسته و ارتش در اطراف پاریس وارد عمل شده است. از مردم خواسته شده در خانه‌های خود بمانند. شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان آمریکا اعلام کرد که در دو محل دیگر از جمله در برابر موزه لوور تیراندازی شده است.
گروگان‌هایی که از سالن "باتاکلان" موفق به فرار شده‌اند، می‌گویند که تروریست‌‌ها در کمال آرامش گروگان‌ها را یکی پس از دیگری "اعدام کرده‌اند". شاهدان عینی به سی‌ان‌ان گفته‌اند که مهاجمان صورت خود را نپوشانده بودند.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان: خبرها و تصاویری که از پاریس می‌رسند، به شدت تکان‌دهنده هستند. در این لحظات به یاد کشته‌شدگانی هستم که به احتمال قربانی حمله تروریستی شده‌اند، به یاد بستگانشان و همه مردم پاریس.
ماتیو رنتسی، نخست‌وزیر ایتالیا: به قلب اروپا حمله شد.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، حملات را تروریستی خواند و اعلام کرد ایالات متحده آماده هرگونه پشتیبانی از فرانسه است.
مسکو حملات پاریس را "غیر انسانی" خواند.

November 13, 2015

خدا به دنبال جمعیت نیست...!!!


این کشیش خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا وارد می شود...!
خودش ماجرا را اینطور تعریف می کند:
نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم.
به خیلی ها سلام کردم ، اما فقط سه نفر از بین آن همه جمعیت جواب سلام مرا دادند!
به خیلی ها گفتم گرسنه هستم ، اما هیچکس حاضر نشد حتی یک دلار به من کمک کند!
سپس وقتی رفتم در ردیف جلو روی صندلی نشستم انتظامات کلیسا از من خواست که از آنجا بلند شوم و به صندلی های عقب تر بروم!
به هرحال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند ،
تمام افراد حاضر در کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین قیافه ای که در عکس مشاهده می کنید به قسمت جلوی کلیسا می رود.
مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم می کنند ،
عده ای هم شروع به گریه می کنند.
این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل اینگونه آغاز می کند:
گرسنه بودم ، غذا دادید...
تشنه بودم ، آب دادید...
مریض بودم ، به عیادتم آمدید...
و سپس ادامه داد:
خیلی ها به کلیسا می روند ، اما شاگرد راستین عیسی مسیح نیستند...
خدا به دنبال جمعیت نیست...!!!
خدا به دنبال دستی ست که کمک می کند ،
قلبی که محبت می کند ،
چشمی که برای دیگران نگران است ،
و پایی که برای ناتوان برداشته می شود...
خدای مهربان را که نباید فقط درآسمانها به دنبالش گشت!....
میشود خدا را در همین جا میان آدمها پیدا کرد!....
در دل کسی که امید را به زندگی نا امیدی برمیگرداند.....
درچشمان کسی که خنده را به جای غم در دلها می نشاند.....
در دستان کسی که از بزرگی و مهربانیش گره از کارخیلیها گشوده میشود.....
و درقلب و روح کسانیکه اندازه خوبیهایشان به بلندای آسمان است....
آری...خدا را میشود همه جا دید و احساس کرد....

کاریکاتور

همزمان با اعتراضات هموطنان آذری‌زبان بر علیه برنامه‌ی فیتیله ٬ مهراب قاسم‌خانی دل‌نوشته‌ای را منتشر کرده

همزمان با اعتراضات هموطنان آذری‌زبان بر علیه برنامه‌ی فیتیله٬ مهراب قاسم‌خانی دل‌نوشته‌ای را منتشر کرده و در آن از روزگاری نوشته که همه‌ی مردم بدون هیچ پیشداوریهمدیگر را دوست داشتند.
متن نوشته‌‌ی این فیلمنامه نویس که در اینستاگرام منتشر شده بدین شرح است:
يادش به خیر. يه زمان‌هایی بود كه همه اينجا همديگه رو دوست داشتن. نه جايگاه اجتماعى مهم بود، نه وضعيت مالى، نه اعتقادات و نه قومیت‌ها.
همه‌مون داشتيم كنار هم زندگى مي‌كرديم و حال مي‌كرديم. شوخى مي‌كرديم و جوك مي‌گفتيم، ولى به هم اطمينان داشتيم چون دوست داشتيم همو. همه قوميت‌ها و لهجه‌ها توى نمايش‌هاى تلويزيونى كنار هم زندگى ميكردن و با هم شوخى مي‌كردن. راديو كه كلاً روى لهجه مي‌چرخيد. همه مون صبح جمعه با شما رو گوش ميكرديم و دوسش داشتيم. شخصيت هاى ترك و لر و شمالى و جنوبى و تهرانى و اصفهانى و شيرازى كنار هم داشتن زندگى ميكردن و جوك ميگفتن و با هم شوخى ميكردن و به هيچ كسى هم برنمي‌خورد. چون مي‌دونستيم دوست داريم همو. به هم اطمينان داشتيم. ما و شما نداشتيم. همه‌مون ما بوديم.
بر اساس قوميت دوستامون رو انتخاب نمي‌كرديم. بر اساس قوميت ازدواج نمي‌كرديم. اينجورى تربيت شده بوديم. اينجورى بهمون ياد داده بودن. توى خونمون بود... يادش بخير. الان ديگه دوست نداريم همو. به هم اطمينان نداريم. مرزبندى مي‌كنيم. خودى و غير خودى داريم. ديگه ما نيستيم. ديگه دوست و صميمى نيستيم. شوخى نداريم با هم. بهمون برمي‌خوره. ديگه مدت‌هاست توى تلويزيون و راديو كنار هم نمي‌شينيم. عليه هم كمپين راه ميندازيم. از هم شكايت مي‌كنيم. به هم فحش مي‌ديم. وارد مسابقه‌اى شديم كه هر كى تنفر بيشترى داشته باشه و بيشتر بهش بربخوره و بلند تر عربده بكشه غيور تره. مطمئنم كه توى اين مسابقه هيچ برنده‌اى وجود نداره. آخرش همه‌مون ميبازيم... يادش بخير...

اینان هوسباز و جنایتکار بودن نه معصوم ومقدس