September 13, 2015

از نادرترین عکس های انقلاب 57

ین عکس، از تاریخی ترین عکس های انقلاب 57 است که در جمهوری اسلامی جمع شده و نشان داده نمی شود. عکس مربوط به روزی است که آیت الله طالقانی، پس از سقوط رژیم شاه و آزاد شدن همه زندانیان سیاسی زندان اوین برای بازدید به این زندان رفت و در پایان بازدید، مقابل در اوین روی یک صندلی فلزی ساخت کارخانه ارج که برایش گذاشته بودند نشست و خطاب به خبرنگاران گفت: ما این زندان را موزه خواهیم کرد تا نه تنها ملت ایران، بلکه ملت های جهان ببینند شاه در آن با زندانیان سیاسی چه کرد!
طالقانی که خود از زندانیان سیاسی زندان اوین بود، پیش از بلند شدن از روی صندلی گفت: عمرها در این زندان پشت سر مانده است.
نیاز به گفتن نیست که اوین موزه نشد، بلکه با همان هویت دوران شاه گسترده تر شد و جنایاتی در آن – بویژه در دوران سلطنت اسدالله لاجوردی عضو رهبری موتلفه اسلامی در اوین- روی داد که بقول آیت الله منتظری، روی ساواک شاه را سفید کرد.

چرا این عکس برای دانمارکی‌ها این‌‌قدر مهم است؟

مردم فراموش می‌کنند اما تاریخ نه! تاریخ هرگز هولوکاست دانمارکی را فراموش نخواهد کرد. ماجرایی که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در دانمارک رقم خورد.
با پایان جنگ جهانی دوم ۲۵۰ هزار زن و کودک آلمانی از وحشت ارتش سرخ شوروی سابق به دانمارک، همسایه شمالی آلمان گریختند، بی آن‌که بدانند کمپ‌های وحشتناک پناهندگی که به زندان می‌مانست در انتظار آن‌هاست.
دانمارک زخم خورده از اشغال ارتش نازی آلمان، تمامی این پناهجویان را در کمپ‌های معروف به کمپ‌های بسته، عملا زندانی کرد و در یک رسوایی تاریخی، ۱۳هزار و ۴۹۲ زن و کودک پناهجوی آلمانی، در سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ میلادی، در اردوگاه‌های پناهندگی دانمارک از شدت گرسنگی و بیماری درگذشتند.
11998004_10204769121533131_2041752193_nهفت هزار نفر از این افراد، کمتر از پنج سال داشتند.
۷۰ سال پس از آن واقعه شوم و در شرایطی که آلمانی‌ها با پذیرش و استقبال گرم از دست‌کم ۸۰۰ هزار جنگ‌زده و آواره سوری و افغانستانی و …، سعی در ترمیم چهره تاریخی خود و خاکسپاری خاطره‌های تلخ هولوکاست و آلمان نازی هیتلری دارند، پناهجویانی که از مرز این کشور وارد دانمارک می‌شوند، بار دیگر شرمساری تاریخی دیگری را برای مردم کوچک‌ترین کشور اسکاندیناوی رقم می‌زنند: آن‌ها نمی‌خواهند در دانمارک بمانند.
یک «نه» کوچک و ساده این پناهجویان که این روزها قهرمان‌های ناخوانده اروپا هستند، آن هم در برابر دوربین‌ها و میکروفون‌های رسانه‌های جهانی، دانمارکی‌ها را به شدت عذاب می‌دهد.
همین دیروز (پنج‌شنبه، دهم سپتامبر/ ۱۸ شهریور ماه)، لارس لوگه قاسموسن، نخست وزیر راست‌گرای دانمارک، اعلام کرد که تنها ۶۶۸ نفر از سه هزار و ۲۰۰ پناهجویی که از روز یک‌شنبه تا پنج‌شنبه این هفته (ششم تا دهم سپتامبر)، از مرزهای شمالی آلمان وارد این کشور شده‌اند، از دولت دانمارک تقاضای پناهندگی کرده‌اند.
بازندگان دیروز، برندگان امروز اروپایی که قرن‌هاست دم از دموکراسی و برابری و عدالت می‌زند، این روزها با چالشی عمیق دست و پنجه نرم می‌کنند: پذیرفتن یا نپذیرفتن جنگ زدگان سوری و افغانستانی و ….
تا اینجای کار، برنده این حادثه انسانی که در تاریخ جهان ثبت خواهد شد، دولت‌های آلمان و اتریش بوده‌اند. آن‌ها با باز کردن مرزهای خود و زیر پا گذاشتن قوانین دست و پا گیر اروپایی و معاهدات دوبلین و شینگن، چهره خراش خورده خود در تاریخ را ترمیم می کنند و در مقابل دولت‌های راستگرای حاکم در اروپا همچنان خود را به خواب زده‌اند.
این میان اما دانمارک وضعیت ویژه‌ای پیدا کرده است. دولت راست‌گرای این کشور که با شعارهای ضد مهاجران و محدود کردن شرایط پناهندگی در انتخابات ماه ژوئن به قدرت رسید، حالا در تنگنای بدنام کردن دوباره دانمارک در تاریخ گرفتار شده است.
دولت دانمارک رسما اعلام کرده است به سهمیه‌بندی پناهجویان که توسط اتحادیه اروپا طرح‌ریزی شده است، تن نخواهد داد و اینگر استوی برگ، وزیر امور مهاجرت و اتباع بیگانه این کشور، در حرکتی عجیب و در یک اقدام بی‌سابقه، دست به انتشار آگهی‌های تبلیغاتی علیه کشور خود در روزنامه‌های معتبر خاورمیانه زد.
یکی از این آگهی‌ها دوشنبه همین هفته در روزنامه دیلی استار لبنان منتشر شد. در این آگهی، وزارت امور مهاجرت و اتباع بیگانه دانمارک به خواننده خود می‌گوید که در دانمارک، دولتی دست راستی به قدرت رسیده که مخالف پناهجویان و موافق تشدید کنترل مرزهاست.
از سوی دیگر، اصلی‌ترین حامی دولت در دانمارک یعنی حزب ضد خارجی دنسک فولک پارتی (حزب مردم دانمارک)، در حال ساخت فیلمی تبلیغاتی است که در آن به پناهجویان هشدار داده می‌شود که در دانمارک عاقبت خوبی در انتظار آن‌ها نیست. سازندگان این فیلم همان کسانی هستند که یک فیلم تبلیغاتی به همین سیاق برای دولت به شدت راست‌گرای استرالیا ساخته‌اند. همه این عوامل باعث شده تا مردم دانمارک از دولتمردان خود عصبانی باشند. شرمساری تاریخی پناهجویانی که نمی‌خواهند در دانمارک بمانند، مردم این کشور را به شدت شرمسار کرده است. آن‌ها از سیاستمداران راستگرای خود می‌پرسند که چرا با آبروی ما بازی کرده‌اید؟
احمد جلالی فراهانی، روزنامه‌نگار مقیم دانمارک
احمد جلالی فراهانی، روزنامه‌نگار مقیم دانمارک
روز گذشته (پنج‌شنبه، دهم سپتامبر)، در خبرها آمده بود که توه واریس، یک پیرزن ۸۸ ساله دانمارکی، از مقام‌های سوئدی درخواست تابعیت این کشور را کرده است. او ملیت دانمارکی خود را کنار گذاشته و از آن شرمسار است.
توه واریس به روزنامه آفتون بلادت گفته است: «من ملیتم را تغییر دادم چون رفتار دولتمردان دانمارک به هیچ وجه شبیه آن چیزی نیست که دانمارکی‌ها می‌خواهند. سرزمین من همیشه در طول تاریخ کشوری صلح دوست و خوب برای پناهجویان بوده است اما حالا دولتی در این کشور بر سر کار است که فرسنگ‌ها با آرمان‌های دانمارک واقعی فاصله دارد.»
ماجرا اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. صدها دانمارکی با طی کردن صدها کیلومتر مسافت، این روزها خود را به مرزهای جنوبی کشورشان می‌رسانند تا به پناهجویانی که نمی‌خواهند در دانمارک بمانند کمک کنند تا به سوئد بروند. آن‌ها با خودروهای شخصی و حتی قایق‌های‌شان، پناهجویان را به مرزهای سوئد می‌رسانند.
به نظر می‌رسد نسل نوی دانمارک نمی‌خواهد در این رسوایی تاریخی که دولتمردان‌شان پیشه خود ساخته‌اند، سهیم باشد. به همین خاطر هم هست که این عکس برای آن‌ها مهم است و در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.
11999263_10204769123013168_432994519_o
قهرمان نسل جوان امروز اروپا نه نژادپرستان و اولترا ملی‌گراها که آنگلا مرکل است و همه سیاستمدارانی که چارچوب‌های بین‌المللی را در برابر کرامت انسانی زیر پا گذاشته‌اند.
این عکس برای نسل جوان دانمارک حاوی پیامی ماندگار است. تصویری که از پلیس ملی این کشور در نهمین روز ماه سپتامبر سال ۲۰۱۵ میلادی ثبت شده است.
بعدها شاید در روایت تاریخ این روزهای دانمارک بگویند که پلیس ملی این کشور که همواره میان دولت و مردم، جانب مردم را گرفته است، برخلاف دستور مستقیم وزیر دادگستری که خواهان بسته شدن راه‌های منتهی به سوئد به روی پناهجویان بود، نه تنها راه آن‌ها را که نمی‌خواستند در دانمارک بمانند سد نکرد، بلکه راه خودروهای عبوری شاهراه ترانزیتی این کشور را مسدود کرد تا پناهجویان خسته و از آن سوی دریاها رسیده، با خیال راحت پیاده‌روی خود به سوی مرز سوئد را ادامه دهند و هر جا که خواستند، استراحت کنند.
فراتر از آن این‌که ماموران پلیس ملی، پناهجویان را تا مرز سوئد مشایعت می‌کنند تا مبادا گزندی از جانب نژادپرستان اندک شمار دانمارکی به آن‌ها برسد.
برای نسل امروز دانمارک، قهرمان واقعی همین پلیس جوانی است که با وجود آن‌که مسلح است و قوی هیکل، ترجیح می‌دهد مرزها را درنوردد و در مرز انسانیت و نوع دوستی، با کودکی آواره و خسته از جنگ و روزها و شب‌های مهاجرت و دربه‌دری و آوارگی، کودکانه بازی کند.
دانمارکی‌ها شاید از داشتن دولت راستگرا شرمنده‌اند و همین شرمساری آن‌ها را وا می‌دارد تا این عکس را به جهانیان نشان دهند و بگویند که دانمارکی واقعی، این پلیس مهربان است نه دولت راستگرای ما.

«ختنه زنان»، ریشه ای جز جهل و بیسوادی ندارد

مدرسه فمینیستی: در شرایطی كه انجام پژوهش‌های اجتماعی بخصوص در حوزه مسائل زنان، دشوار و كم طرفدار به نظر می‌رسد، ورق زدن كتاب «تیغ و سنت» به قلم خانم رایحه مظفریان كه چاپ دوم آن توسط انتشارات تخت جمشید شیراز منتشر شده، نویدبخش انجام پژوهش‌های اجتماعی لازم و مفید به حال زنان ایران است.
هرچند برخورد و خواندن از ظلم بزرگی چون ناقص سازی جنسی زنان، كار ساده و آسانی نیست و اندیشیدن به دخترانی كه با جهل و ناآگاهی مادرانشان مورد ظلم قرار گرفته‌اند و آن را در مورد نسل‌های بعد هم پیاده می‌كنند، قلب آدمی را به هم می‌فشارد و یك داستان از هزاران آن كافیست تا دنیا را پیش چشم آدمی تیره و تار بنمایاند؛ اما قلم محققانه مولف، اثری ارزشمند را پیش روی علاقمندان مسائل زنان قرار می‌دهد كه پرده از واقعیت تلخ ناقص سازی جنسی زنان در جهان و ایران برمی‌دارد.
هفت فصل مفصل کتاب كه تمامی جوانب علت و معلولی «ختنه زنان» را مورد بررسی قرار می‌دهد، شامل جوانب علمی و پزشكی این كار تا عوارض و پیامدهای روانی، فردی و اجتماعی آن است كه در نقطه نقطه كتاب مستند به آمارهای سازمان‌های جهانی بهداشت و سازمان‌های حامی حقوق زنان است.
تصور كنید دختربچه‌ای كه در معرض ختنه است با عوارضی چون خونریزی، درد، عفونت، شوك، تب، احتباس ادراری در كوتاه مدت و زنی كه این رسم منحوس را از سر گذرانده با عوارضی چون زایمان سخت، مقاربت‌های دردناك، تغییر شكل آلت تناسلی و برآمدگی آن و حتی مرگ در درازمدت روبرو است. (ص 32 و 33)
فراگیری عمل «ختنه زنان» بخصوص در كشورهای آفریقایی تا اندازه‌ای است كه برخی از فعالان حقوق زنان در سطح جهان را بر آن داشته تا علاوه بر مبارزه اجتماعی با رواداری چنین خشونتی در حق زنان، انجام این كار را به مراكز بهداشتی و درمانی هدایت كنند و به آن جنبه كلینیكی بدهند. مولف با برشمردن این تلاش‌ها بر آن است تا به این سوال پاسخ دهد كه تكنیكی كردن ناقص سازی جنسی زنان آسیب‌های ناشی از آن را كم می كند و یا اینكه به خطرات آن می افزاید؟ پژوهشهای پزشكی فراوانی نشان داده كه بهداشتی و پزشكی كردن «ختنه زنان» به هیچ وجه از آثار و عوارض كشنده آن برای زنان نكاسته و حتی می‌تواند سلامت حرفه‌ای دنیای پزشكی را نیز به خطر بیاندازد.
ناقص سازی جنسی زنان و ادیان الهی از دیگر بخش‌های قابل توجه این كتاب است. شاید خیلی از ما به این فكر كنیم كه این عمل ریشه دینی و مذهبی دارد. اما چنین خشونتی علیه زنان پیش از آنكه ریشه دینی داشته باشد ریشه ای باستانی دارد و بیشتر به قومیت گره خورده است تا مذهب. در حال حاضر بسیاری از علمای دینی به اتفاق آراء، چفت كردن آلت تناسلی را در اسلام حرام (غیرقانونی) می دانند. مولف در اثبات نسبت كمرنگ دین اسلام و «ختنه زنان»، فتاوای مختلف علمای جهان اسلام كه بعضا" این عمل را غیرشرعی دانسته اند را آورده است و از دفاتر مراجع تقلید داخل كشور نیز استعلام كرده و تصویر پاسخ مراجع را نیز به چاپ رسانده است. مكارم شیرازی، بیات زنجانی و ... حكم بر حرام بودن این كار داده اند.
پایان این فصل از كتاب با طرح «حق زندگی»، «حق برخورداری از بدنی سالم»، «حق استفاده از بهداشت و زندگی سالم»، حق برخورداری از لذت رابطه جنسی با همسر خود» و «حق انتخاب»، «ختنه زنان» را تحت هر شرایطی عملی خشونت آمیز و غیرانسانی علیه زنان قلمداد می كند و یادآور می شود طرفداران «ختنه زنان» كه آن را عملی برای كنترل امیال جنسی زنان می دانند باید در نظر بگیرند كه تمام امیال انسانی از طریق مغز كنترل می شوند و نه اینكه راه ناقص سازی جنسی زنان در پیش گرفته شود.( ص 74)
سازمان بهداشت جهانی كه در مورد رهبری مسائل بهداشتی دنیا مسئولیت دارد، خود را در زمینه «ختنه زنان» از دو نظر مسئول می داند: 1) رفع انحلال كامل ناقص سازی جنسی زنان 2) اطمینان از تحت مراقبت‌های كافی بودن زنان ختنه شده برای پیشگیری و درمان كلیه عوارض مرتبط با سلامت ناشی از ختنه زنان.(ص 77) اما علیرغم همه این تلاش‌های جهانی برای ریشه كنی ناقص سازی جنسی زنان، میزان كاهش این پدیده شوم، بسیار نامحسوس است و قوانین بین المللی حقوق بشر و ناقص سازی جنسی زنان كه در هر مكان و زمانی قابل اجرا است، هنوز هم نتوانسته از آمار سالانه سه میلیون ختنه دختر، تنها در قاره آفریقا بكاهد.
اما «ختنه زنان» زنان چه پراكندگی در سراسر جهان دارد؟ شاید پاسخ سریع به این سوال، ذهن ما را متوجه قاره آفریقا كند اما مولف در فصل «الگوی پراكندگی ناقص ساری جنسی زنان در جهان»، اثبات می‌كند كه این عمل خشونت آمیز تنها مختص به قاره آفریقا نیست و گستره ای از جنوب شرق آسیا، اروپا و آمریكای شمالی را هم شامل می شود.
موج مهاجرتهای بین المللی به كشورهایی كه شرایط زندگی و رفاه بیشتری دارند، باعث شده تا آمار ناقص سازی جنسی زنان، سهمی هم برای كشورهایی مثل سوئد، آلمان و فرانسه هم در نظر بگیرد. مهاجران متعصبی كه علیرغم سكونت در كشوری دیگر، یارای مبارزه با سنت‌های متعصبانه كشور مادر را ندارند و حاضرند برای ختنه دخترانشان رنج و هزینه سفر مخفیانه به كشور خودشان را به جان خریده و در حالیكه فرزندشان، شهروند كشور ساكن محسوب می شود، چنین ظلمی را در حق آنان روا بدارند. در چنین شرایطی است كه قانون گذاری و دادگاههای كشورهای مهاجرپذیر نقش پررنگی در كاستن از شیوع ناقص سازی جنسی زنان پیدا می كنند.
در انتهای فصل الگوی پراكندگی ناقص سازی جنسی زنان در جهان، نویسنده به وضعیت «ختنه زنان» در ایران پرداخته است. داده های این فصل برپایه پژوهش مولف در مناطق مختلف جزیره قشم گردآوری شده است. خانم مظفریان در سفرهای متعدد و طولانی به مناطق روستایی جزیره قشم، مساله «ختنه زنان» را در این منطقه از ایران مورد مطالعه قرار داده است. آنچه از نتایج پژوهش به دست آمده، نشانگر انجام گسترده این رسم غلط به دلیل ناآگاهی مردم منطقه از عوارض این ناقص سازی جنسی است.
اغلب زنانی كه مصاحبه شده اند از ختنه به عنوان یك رسم و سنت دیرینه یاد می كنند كه به علت اینكه مادران و مادربرزرگانشان این سنت را گرامی داشته اند، آنها نیز باید به آن پایبند بمانند. (ص 239) اكثریت مطلق زنان ختنه شده از عوارض این ناقص سازی جنسی كاملا" بی اطلاعند و حتی برخی بر این باورند كه این عمل ضامن سلامت و بهداشت آنهاست. همین داده از چنین پژوهش عمیقی كافی است تا روشن شود كه تا چه میزان عدم آگاهی و فقر فرهنگی باعث تداوم ناقص سازی جنسی زنان توسط جامعه در نگاه كلان و توسط خود زنان در نگاههای خرد می گردد.
آمار شیوع 83 درصدی «ختنه زنان» تنها در جزیره قشم، آمار قابل اغماضی نیست. یكی از فرضیات این پژوهش اثبات می‌كند كه رابطه معنی‌داری بین پایبندی به اعتقادات دینی و نگرش به ختنه وجود ندارد و در واقع «ختنه زنان» بیشتر از اینكه از نظر افراد ساكن در جزیره، عملی مذهبی تلقی شود، عملی فرهنگی و سنتی است.(ص 326) سنتی كه برای ریشه كنی كامل آن، راهی جز افزایش سواد، افزایش آگاهی و تقویت فرهنگ زندگی روزمره را نمی‌توان تصور كرد.
این پژوهش تائید می‌كند كه هرچه میزان تحصیلات زنان افزایش پیدا می كند، میزان نگرش موافق آنان نسبت به ختنه كاهش می‌یابد. شاید این یافته پژوهش نویدی برای ریشه كنی ختنه در میان نسل‌های جدیدتر زنان باشد كه در مقایسه با مادران و مادربزرگانشان با شانس تحصیل بیشتری در زندگی مواجه هستند.
نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد كه ناقص سازی جنسی زنان، ارتباط مثبت و معناداری با مشاهده و تجربه ختنه در خانواده دارد.(ص329) در واقع طبق نظریه یادگیری اجتماعی باندورا تجربه خشونت و در معرض خشونت بودن در خانواده می‌تواند دلیلی بر یادگیری و ادامه آن در حق دیگر دختران و زنان باشد.
می‌خواهم گزارشم از پژوهش علمی خانم رایحه مظفریان را با جمله آغازین كتابش به نقل از «آلوین تافلر» به پایان ببرم. «بیسوادان قرن 21 آنهایی نیستند كه نمی‌توانند بخوانند و بنویسند، بلكه آنهایی هستند كه نمی‌توانند آموخته های كهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند.»

چرا و چگونه سفیر ایران از یمن خارج شد؟

وزارت خارجه ایران بازگشت حسین نیکنام، سفیر این کشور در یمن به تهران را مرخصی خوانده است اما اخباری وجود دارند که نیکنام همانند همتای روس خود، سفارت‌ را خالی کرده و اسناد و مدارک را نیز همراه خود برده است. خروج نیکنام در مرزهای قانونی یمن ثبت نشده و به نظر می‌رسد اقدام او ناشی از قیام مردمی احتمالی در صنعا باشد.
Yemen
روز ۱۷شهریور، مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به خبرگزاری «فارس» گفت که حسین نیکنام سفیر ایران در صنعا برای مرخصی سالانه به کشور برگشته است. این در حالی است که احمد عسیری سخنگوی ائتلاف عربی اعلام کرد سفیر ایران در یمن از گذرگاه های قانونی شامل فرودگاه‌ها، بنادر و راه‌های زمینی که تحت کنترل نیروهای ائتلاف است، خارج نشده است.
احمد عسیری گفته است: «… هیچ خبری از درخواست رسمی ایران یا سفارت آن کشور در صنعا برای خروج سفیر از راه‌های قانونی به دست ما نرسیده است و شخص سفیر به‌عنوان یک دیپلمات از چگونگی خروج قانونی خود در هماهنگی با نیروهای ائتلاف کاملا آگاه بود و به راحتی با درخواست او برای خروج موافقت می‌شد»
طی دو سال گذشته حسین نیکنام، مستقیما درگیر موضوعات حساس یمن شده بود و می‌توان او را «جعبه سیاه» مناسبات ایران و حوثی‌ها در چند سال گذشته دانست. در روزهای اخیر ریاض یاسین وزیر خارجه یمن، سفارت جمهوری اسلامی در صنعا را «مقر فرماندهی عملیات و ستاد جنگ حوثی‌ها، مرکز تجسس و اطلاعات و محل انتقال کمک‌های مالی به رهبران کودتاچی» خوانده بود. با این اتهامات، سفارت ایران در صنعا به عنوان یک هدف مهم دولت عبدربه منصور هادی درآمده بود که با آغاز حمله محتمل زمینی در هفته‌های آینده به پایتخت کشور، به سراغ آن خواهند رفت.

حملات احتمالی در عید قربان

از سوی دیگر، نیروهای ائتلاف عربی به رهبری عربستان اکنون در منطقه مأرب در ۶۵ کیلومتری شرق صنعا متمرکز شده‌اند و احتمال آن می‌رود هم‌زمان با عید قربان، حمله گسترده به سوی صنعا آغاز شود. به موازات خروج سفیر ایران از یمن، سفیر روسیه نیز از این کشور خارج شده است و این اقدام ایران و روسیه نشانگر برآورد آنها درباره حمله احتمالی به صنعا در چند روز آینده است.
طی هفته‌های گذشته مراکز تجمع حوثی‌ها و نیروهای علی عبدالله صالح بیش از هر زمانی مورد هجوم جنگنده‌های ائتلاف عربی قرار گرفت و این نیروها به شدت ضعیف شده‌اند.
برخلاف گفته سخنگوی وزارت خارجه ایران درباره به مرخصی آمدن حسین نیکنام،  اخباری وجود دارند که سفیر جمهوری اسلامی همانند همتای روسی خود،سفارت‌ را از پرسنل آن خالی کرده و تمام اسناد و مدارک آن را با خود برده است. این اقدام نمی‌تواند ناشی از احتمال بمباران هوایی صنعا باشد، زیرا حمله به سفارتخانه‌ها جز اهداف جنگنده های ائتلاف نبوده و اگر چنین بود پیش‌تر به آنها حمله می‌شد. می‌توان خروج مسؤلان ایرانی و روسی از صنعا را ترس آنها از قیام همگانی مردم پایتخت دانست که با ضعیف شدن حوثی‌ها، از احتمالات نزدیک به یقین در آینده خواهد بود.
علاوه بر این، منابع نزدیک به دولت منصور هادی به تلویزیون الجزیره گفته‌اند که تعدادی از رهبران حوثی و از جمله عبدالملک حوثی به همراه سفیر ایران به تهران رفته‌اند. یک ماه قبل از این، رهبران حوثی خانواده‌های خود را به بیروت، مسقط و تهران فرستادند و دیگر خبری از رهبر آنها در دست نبود. هم‌زمان با این اقدامات، علی عبدالله صالح رئیس جمهور مخلوع یمن و هم‌پیمان حوثی‌ها و جمهوری اسلامی، خانواده خود را از یمن خارج کرد و تمهیداتی برای فرستادن خانواده نزدیکان خود به مصر، امارات و لبنان فراهم ساخت. تمام رهبران «کودتا» تقریبا از کشور یمن خارج شده‌اند و علی عبدالله صالح به شدت به تکاپو افتاده تا خودش هم از یمن خارج شود.

سرخوردگی فرماندهان میانی

اخبار خروج سفیر ایران و روسیه از یمن و به دنبال آن خروج رهبران حوثی و خانواده‌های آنها از صنعا، بیش از همه فرماندهان میانی نیروهای آنان را سرخورده کرده است.این نیروها اکنون در میان حملات ائتلاف عربی، ارتش میهنی یمن و مقاومت مردمی از یک سو و ناامیدی از کشورهای حامی خود و رهبران حوثی، انگیزه برای ادامه جنگ از دست داده‌اند.
از این رو آنها برخلاف یک ماه گذشته که برای قبول قطعنامه ۲۲۱۶شرط می‌گذاشتند، اکنون اعلام کرده‌اند که بدون هیچ پیش شرطی آماده اجرای این قطعنامه هستند. آنها که راهی برای خروج از یمن همانند رهبران خود ندارند، امیدوارند با پذیرش قطعنامه، بتوانند توافق گذشته با منصور هادی را احیا کنند یا دستکم با وساطت سازمان ملل، امتیازاتی برای خود بگیرند.
آنچه که واضح است دولت عبدربه منصورهادی توافق‌نامه گذشته با حوثی‌ها را تمام‌شده تلقی می‌کند چون تحت شرایط ویژه به آن تن داد و اکنون تمام این شرایط دگرگون شده است. اما به نظر نمی‌رسد که در پی وضع مجازات‌هائی برای کسانی باشد که مایلند به فرآیند صلح در کشور جنگ‌زده خود کمک کنند؛ به ویژه که اکنون جمهوری اسلامی آنها را تنها گذاشته و به شدت احساس فریب‌خوردگی دارند.

فراخوان ایمن الظواهری، رهبر القاعده برای حملات “تروریستی” در آمریکا و اروپا

ایمن الظواهری، رهبر گروه القاعده پیروان جوان خود در آمریکا و اروپا را فراخواند تا به طور انفرادی در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی دست به عملیات بزنند. او همچنین خواستار وحدت فراگیر بین پیکارجویان شد.
alzawaheri
ایمن الظواهری در پیامی صوتی که روز یک‌شنبه به‌صورت آنلاین منتشر شد، گفت: «من از همه مسلمانانی که می‌توانند به کشورهای ائتلاف صلیبیون آسیب وارد کنند، می‌خواهم که درنگ نکنند. ما باید اکنون تمرکز خود را بر انتقال جنگ به قلب خانه‌ها و شهرهای غرب صلیبی و علی‌الخصوص آمریکا قرار دهیم.»
منظور او از ائتلاف صلیبیون، ائتلاف کشورهای در جنگ در عراق و سوریه به رهبری آمریکا است. او به جوانان مسلمان در غرب توصیه کرد تا برادران سامرنایف و کواشی را الگوی خود قرار دهند؛ همان کسانی که به ترتیب مسئول بمبگذاری در ماراتون بوستون و کشتار در نشریه‌ فکاهی چارلی ابدو بودند.
زمان دقیق ضبط این پیام مشخص نیست. اما ایمن الظواهری در آن به زنده‌بودن ملامحمدعمر، رهبر سابق طالبان اشاره می‌کند، درحالی‌که دولت افغانستان رسماً دو ماه پیش از مرگ او خبر داده بود.
رهبر القاعده همچنین موضع پیشین خود درباره نامشروع بودن اعلام خلافت از سوی گروه «دولت اسلامی» را تکرار کرده، اما گفته که در جنگ با نیروهای غربی و سکولار در عراق و سوریه همراه آنها خواهد بود.
این پزشک سابق مصری خواستار اتحاد بین گروه‌های مختلف جهادی در سوریه و عراق شده‌ اما آن را در عین حال دشوار توصیف کرده‌است. او به همین دلیل پیشنهاد تشکیل یک دادگاه شرع مستقل برای رسیدگی به اختلاف‌ها را داده ‌است.

تذكرهای محرمانه از« قم» به «پاستور»

از آیلان سوری تا آیلان‌های ایرانی