September 11, 2015

وزیر دفاع اسرائیل: روسیه نیروی رزمی به سوریه فرستاده

موشه یعلون، وزیر دفاع اسرائیل، می‌گوید روسیه در روزهای اخیر علاوه بر اعزام مستشاران نظامی به سوریه، شماری نیروی رزمی نیز برای کمک به بشار اسد به این کشور فرستاده است.
 
به گزارش آسوشیتدپرس موشه یعلون گفته است: "تا جایی که ما می‌دانیم، در این مرحله بحث نیرویی محدود است که مستشاران نظامی و تیمی امنیتی را در بر می‌گیرد که از جمله انجام تدارکات لازم برای عملیات هواپیماها و هلیکوپترهای جنگی را به عهده دارند."
 
مطابق آنچه از وزیر دفاع اسرائیل نقل شده روسیه می‌خواهد به راه‌اندازی یک پایگاه هوایی در نزدیکی لاذقیه، در غرب سوریه، کمک کند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، امروز (پنجشنبه ۱۰ سپتامبر/۱۹ شهریور) تایید کرد که روسیه به سوریه کمک نظامی ارسال می‌کند. آقای لاوروف گفت: "روسیه هم در قالب قراردادهای موجود به سوریه کمک نظامی می‌فرستد و هم کمک‌های بشردوستانه."
 
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین هم امروز به خبرنگاران گفت: "تهدیدی که از جانب گروه 'دولت اسلامی' می‌آید واضح است، و تنهای نیرویی که توان مقاومت در برابر آن را دارد ارتش سوریه هستند."
 
با این حال مقام‌های روسیه درباره ادعای حضور نیروهای رزمی این کشور در سوریه اظهار نظر روشنی نکرده‌اند.
روسیه پس از ایران مهمترین حامی بین‌المللی بشار اسد بوده است. این کشور در شرق سوریه و بندر طرطوس یک پایگاه دریایی داشته است. بندر طرطوس در نزدیکی لاذقیه است که ادعا شده روسیه می‌خواهد به تدارکات پایگاه نیروی هوایی سوریه در آن کمک کند.
 
جنگ داخلی سوریه تا کنون بیش از ۲۵۰ هزار کشته به جای گذاشته و نزدیک به نیمی از مردم این کشور آواره شده‌اند.

«زیبای مخوف»، زنی که ۳۰۹ نفر راکشت !

فرادید : به تازگی چند عکس از یکی از اسطوره‌های ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم رنگی شده است؛ “لیودمیلا پاولچنکو”که در تاریخ جنگ جهانی دوم از او با القابی چون بانوی مرگ و زیبای مخوف یاد می‌شود.
  “لیودمیلا پاولچنکو” یکی از ۵ تک تیرانداز تایخ معاصر و برترین زن تک تیرانداز بود. او که در شهر “بیلا تسرکفا” در اوکراین متولد شده بود به خاطر علاقه به تیراندازی از نوجوانی در یک باشگاه تیراندازی ثبت نام کرد و در آنجا مشغول به تمرین شد.
در سال ۱۹۴۱ پس از حمله آلمان به شوروی او که ۲۴ سال سن داشت و دانشجوی رشته تاریخ در دانشگاه “کیف” بود به طور داوطلبانه به ارتش پیوست و به یکی از ۲۰۰۰ تک تیرانداز زنی تبدیل شد که در ارتش سرخ خدمت می کردند. لیودمیلا از معدود زنانی هم بود که توانست زنده بماند و پایان جنگ را ببیند.
در تاریخ نقل شده است که”بانوی مرگ” در نخستین درگیری خود در جریان نبرد “اودسا” طی دو ماه و نیم ۱۸۷ سرباز آلمانی را کشت و خیلی زود نامش در جبهه متفقین پیچید. او تا پایان جنگ این رقم را به ۳۰۹ نفر رساند.
“زیبای مخوف” در آن زمان مانند بیشتر تک تیراندازان از یک تفنگ نیمه اتوماتیک “اس وی تی ۴۰” استفاده می‌کرد وآنقدر در تیراندازی ماهر بود که تنها ۳۰ تک تیرانداز را با گلوله هدف قرار داد.
پاولچنکو پس از آنکه در سال ۱۹۴۲ به خاطر برخورد ترکش خمپاره زخمی شد از جنگ بازگشت و دیگر هرگز به جبهه نرفت. او بعدها دستیار فرماندهی کل نیروی دریایی اتحاد شوروی شد و نشان ستاره طلایی را نیز به دست آورد. وی پس از پایان جنگ به ادامه تحصیل در رشته تاریخ پرداخت و مورخ شد.
از پاولیچنکو شماری عکس در جبهه جنگ و نیز پس از آن وجود دارد که شهرت او در طول جنگ جهانی را نشان می‌دهد؛ تعدادی از همین عکس‌های اخیرا با فن‌آوری های نوین رنگی و منتشر شده است. در زیر عکس های سیاه و سفید و رنگی برجا مانده از لیودمیلا پاولچنکو را می‌بینید.
 

September 9, 2015

فرشته عدالت در کشورهای مختلف - کاریکاتور

گوندوز آقایف”، کارتونیست اهل کشور آذربایجان، در ادامه‌ی مجموعه‌ کارهای حقوق بشری خود، این بار نگاه طنزآلودش را به “فرشته عدالت” در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران، ترکیه، روسیه، آذربایجان، سوریه، کره شمالی، امریکا و چین معطوف کرده است.
او با بیان این‌که برای این مجموعه ۱۵-۱۶ روز وقت گذاشته، می‌گوید: «من برای درک شرایط این کشورها، مطالعه و فکر کردم. این تصاویر، وضعیت واقعی آن‌ها را به تصویر کشیده است.»
سلفی مقدس”، “پلیس در جهان”، و “فقط دیکتاتورها” از جمله معروف‌ترین مجموعه کارهای این کارتونیست آذربایجانی هستند.              آذربایجان
 روسیه ( پوتینستان)
 ترکیه
 ایران(پلیس و ملا باهم)
 سوریه
 کره شمالی
 ساخت چین
 برزیل
 یونان
 آلمان
 فرانسه
 بریتانیا
 آمریکا
 سرزمین پنگوئن ها

اولتیماتوم ژنرال استرالیایی به لشکر بی‌ساز و برگ پناهجویان

از قدیم گفته اند٬ صلاح مملکت خویش خسروان دانند. من و شمای ایرانی٬ نمی توانیم برای کشوری مثل استرالیا تصمیم بگیریم. آن ها هم برای خودشان قانون دارند٬ مجری قانون دارند٬ ارتش و ژنرال دارند٬ نیروی هوایی و دریایی دارند... حال می خواهند کشور خودشان را -که به اندازه ی یک قاره است-٬ از لوث وجود پناه جویان سیه چرده و سبزه و شرقی پاک نگه دارند. خب حق شان است. کشور خودشان است. پناه جو غلط می کند با قایق بادی راه می افتد از اندونزی به شکل قاچاق خودش را به استرالیا می رساند. در این جاست که لشکر مجهز استرالیا٬ و نیروی دریایی آن باید وارد عمل شود٬ و حتی شده٬ آن قایق را با سرنشینان اش به توپ و تفنگ ببندد٬ تا پای هیچ پناه جوی بی چشم و رو و پر رو و وقیحی که جرات کرده بدون پاسپورت و ویزا راه بیفتد به طرف استرالیا٬ به خاک آن کشور عزیز و ارجمند و تمیز و سفید نرسد.
اینجاست که باید به کسانی که وقیح هستند و حرف حساب سرشان نمی شود٬ با قاطعیت و به زبان سرخپوستی که بی سوادان شرقی هم بفهمند گفت که: NO WAY , NO VISA. این هشدار و اولتیماتوم را هم باید کسی بدهد که وقتی ما قیافه اش را می بینیم٬ از ترس بر خود بلرزیم و مطمئن باشیم که طرف شوخی-موخی نمی کند و جدی جدی می زند قایق را روی دریا ساقط می کند! به دَرَک که عده ای می میرند! به دَرَک که کودکان خردسال می میرند! ما که گفتیم NO WAY پس چرا بیخود پا شدید راه افتادید آمدید اینجا؟! حرف از این صحیح تر و منطقی تر؟! حرف از این زیبا تر و بشر دوستانه تر؟! تازه آن هم به صورت فیلمی که در یوتوب گذاشته شده است و یک دوبلور هیجان زده ی فارسی زبان هم آن را به فارسی بلیغ ترجمه کرده است! اول اش هم گفته و نوشته است که استرالیا وطن شما نخواهد شد!
حال ممکن است بفرمایید که شاید مردم این ویدئو را نبینند و همین طور خوش خوشان و پا کوبان روانه اندونزی شوند و از آن جا٬ میل به پارو زدن و شراع کشیدن به سمت استرالیا پیدا کنند. نخیر! استرالیایی های زیباروی سفید پوست چشم سبز خوش تیپ و مهمان نواز٬ وقتی سایت سفارت شان را در ایران باز می کنی٬ همان اولین صفحه٬ سه عدد ویدئوی تهدیدکننده و ارعاب انگیز گذاشته اند! یعنی درست درْ ورودی سایت٬ که یک زمان هایی٬ همان زمان های یادش به خیر٬ از زیبایی های کشور مربوط سخن گفته می شد٬ از فرهنگ و دانش و علم و ادب مردمان آن سرزمین٬ از زیبایی های طبیعت که توریست می تواند به آن جا ها برود و چند روزی را به خوشی در آن جا بگذراند٬ از امنیت و صلح٬ از مهربانی شهروندان کشور مربوط٬ از چگونگی پذیرش نخبگان و دانشجویان٬ از چگونگی پذیرش بیماران٬ حتی از چگونگی درخواست طرح مهاجرت و اقامت در آن سرزمین...
اما امروز به برکت وجود حکومت اسلامی در ایران٬ همه ی این بند و بساط ها از صفحه ی اول سایت سفارت استرالیا جمع شده٬ و تصویر ژنرال کمپبل گرامی با چشم های بُراق و قیافه ی جدی سربازی٬ به شما لشکریان پناه جوی بدبخت مفلوک و از ایران رانده و از دنیا مانده٬ اولتیماتوم می دهد که نزدیک خاک ما نشوید والّا اِلِه و بِلِه تان می کنیم. گویی دارد به یک ارتش متخاصم تا بن دندان مسلح٬ اولتیماتوم جنگ می دهد. مترجم جناب ژنرال هم٬ گویی مسابقه ی فوتبال گزارش می کند٬ چنان با هیجان این کار را انجام می دهد٬ و چنان مکث ها و تاکید ها را به شکلی بلیغ ادا می کند که بیننده و شنونده همان اول کار حساب کار دست اش می آید و خیلی باید غلط بکند که بخواهد با به خطر انداختن جان اش با قایق پارویی٬ اقیانوس پیمایی کند و خودش را به این خاک مثلا پاک برساند و از همین ژنرال ها و امثال این ها تقاضای پناهندگی بکند. این بخت هم با او همراه باشد٬ و ژنرال و قایق هایش همان وسط آب های آزاد ترتیبات او را ندهند٬ بدون هیچ رحم و شفقتی او را می گیرند و به گینه و جاهایی می فرستند که آدم جرات قدم زدن در کوچه های آن را هم نداشته باشد و اگر داشته باشد یا از مردم محلی کتک می خورد یا مورد تجاوز قرار می گیرد.
ما در این جا هیچ اعتراضی به جناب ژنرال و دولت فخیمه ی استرالیا نداریم! همان طور که گفتیم صلاح مملکت خودشان را خودشان می دانند. حتی قصد نداریم که رفتار دولت استرالیا را با مثلا رفتار دولت آلمان و خانم صدر اعظم مرکل مقایسه کنیم که همین چند روز پیش با وجود هزاران مشکل مالی و مکانی و کاری و امنیتی٬ قبول کرد که در آلمان٬ ۸۰۰۰۰۰ پناه جو بپذیرد. بله. نه مثل بعضی از کشورها ۸۰ نفر٬ نه ۸۰۰ نفر٬ نه ۸۰۰۰ نفر٬ بلکه هشتصد هزار نفر! زنان و مردان و پیران و جوانان و بچه های آلمانی هم سنگ تمام گذاشتند برای پناه جویان تازه وارد که خسته و آشفته به مونیخ و برلین رسیده بودند. چه ها کردند برای این ها که بیان اش نیاز به مطلب جداگانه دارد. و چه کشیده اند پناه جویان در سفر های یکی دو ماهه ی خود که من وقتی داستان دو نفر از آن ها را از خودشان شنیدم٬ دچار تاثری شدید شدم و هزاران بار در دلم از دولت آلمان سپاسگزاری کردم٬ که این پناه جویان رنج دیده را حتی اگر شده به طور موقت پذیرفته است و اگر هم بخواهد آن ها را روزی در آلمان نگه ندارد٬ حق انسان دوستی و محبت انسانی را در این مرحله ی دشوار به جا آورده و این عده را در وسط جنگل ها و کوه ها و راه ها سرگردان نگذاشته است.
حتی به دولت استرالیا پیشنهاد می کنیم٬ شما که تا این جای کار را گفته اید و کرده اید٬ به ناوهای جنگی و زیر دریایی ها و حتی نیروی هوایی تان دستور بدهید٬ برای زهر چشم گرفتن از پناه جویان بعدی و کشتن گربه دم حجله٬ هر چه پناه جو وسط دریا مشاهده کردید با توپ و خمپاره بزنید که این موثرتر از یک ویدئوی تهدید آمیز خشک و خالی است. توانستید فیلم این عملیات زیبا را هم بگیرید و در یوتوب برای عبرت کسانی که به سرشان می زند تا خود را به استرالیا...٬ ببخشید گینه برسانند٬ بگذارید.

خامنه‌ای: تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام اسرائیل وجود نخواهد داشت

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در سخنان تازه‌ای بار دیگر بر نابودی حکومت اسرائیل تأکید کرد و خطاب به مقامات اسرائیلی گفت: "شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید و انشاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت." او درباره آمریکا نیز گفت: "دنبال چیزی به نام مذاکره با ایرانند؛ مذاکره وسیله‌ای است برای نفوذ و تحمیل خواست‌ها؛ ما فقط در قضیه‌ هسته‌ای با مذاکره با آمریکا به دلایل مشخص موافقت کردیم."ایسنا ـ رهبر انقلاب با تأکید بر اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روحیه‌ انقلابی‌گری به‌عنوان سه راه قوی‌شدن ملت ایران در برابر دشمن تاکید کردند: مسئولین کشور جوان‌های انقلابی را گرامی بدارند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح روز چهارشنبه در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم اظهار کردند: برخی گویندگان و نویسندگان این‌قدر جوان‌های حزب‌اللهی و انقلابی را نکوبند به اسم افراطی؛ همین روحیه است که به داد کشور می‌رسد.‌
رهبر انقلاب اسلامی بعد از مذاکرات هسته‌ای، در رژیم صهیونیستی گفتند تا ۲۵ سال از دغدغه‌ی ایران آسوده‌ایم؛ به شما می‌گویم؛ اولاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید و ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت. ثانیاً در این مدت هم روحیه‌ مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت‌.
ایشان در بخش دیگری از بیانات‌شان خاطرنشان کردند: آمریکا دشمنی خود را پنهان نمی‌کند؛ یکی لبخند می‌زند، یکی مصوبه علیه ایران تهیه می‌کند.
ایشان هم‌چنین در بیانات‌شان یادآور شدند: دنبال چیزی به نام مذاکره با ایرانند؛ مذاکره وسیله‌ای است برای نفوذ و تحمیل خواست‌ها؛ ما فقط در قضیه‌ی هسته‌ای با مذاکره با آمریکا به دلایل مشخص موافقت کردیم و بحمدالله مذاکره‌کنندگان ما هم خوب ظاهر شدند.
رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: در عرصه‌های دیگر اجازه‌ مذاکره با آمریکا ندادیم و با آن‌ها مذاکره نمی‌کنیم‌.
ایشان در بخشی از بیانات‌شان با یادآوری این‌که «امام بزرگوار فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است» خاطرنشان کردند: بعضی اصرار دارند این شیطان بزرگ را به شکل فرشته وانمود کنند. ملت ایران این شیطان را بیرون کرد؛ نباید بگذاریم از در بیرونش کردیم از پنجره برگردد و نفوذ پیدا کند.‌


دفاع مجدد خامنه ای از سرکوب سال ۸۸

• خامنه ای در سخنرانی روز چهارشنبه ی خود از سرکوب ۸۸ دفاع کرد، در اختلافات حکومتی جانب شورای نگهبان را گرفت و تصریح کرد که نظارت شورای نگهبان در انتخابات «استصوابی» و «موثر» است ...
چهارشنبه  ۱٨ شهريور ۱٣۹۴ -  ۹ سپتامبر ۲۰۱۵

آیت اله خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران روز چهارشنبه در دیدار با گروهی از مردم، تسریع کرد در انتخابات ٨٨ از «حق الناس» دفاع کرده است. وی از شورای نگهبان دفاع کرد و تسریع کرد که به جز مورد هسته ای اجازه ی مذاکره با آمریکا در موارد دیگر را نمی دهد.

به گزارش خبرگزاری ها وی پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی ها در ایران را علت اصلی کینه ورزی و دشمنی پایان ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمرد. او با انتقاد از کسانی که سعی می کنند «چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند»، گفت: دین و انقلابی گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
وی با هشدار درباره سیاستها و روشهای نفوذ آمریکا افزود: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند در صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
او دشمنی آمریکایی ها را با ملّت ایران، پایان ناپذیر خواند و به عنوان نمونه خاطرنشان کرد: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه ای برای مشکل تراشی علیه ایران هستند.
خامنه ای تلاش امریکایی ها برای مذاکره با ایران را بهانه ای برای نفوذ و تحمیل خواسته های کاخ سفید خواند و تأکید کرد: ما فقط در قضیه هسته ای آنهم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند اما در زمینه های دیگر با امریکا مذاکره ای نمی کنیم.

خامنه ای در بخش دیگری از سخنانش به انتخابات اسفند ۹۴ پرداخت. وی با انتقاد از کسانی که از یک سال و نیم قبل درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده اند گفتن: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می شود، مسائل اصلی به حاشیه می رود و این به نفع مردم و کشور نیست اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرا رسیده است.
خامنه ای مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم سالاری دینی و واقعی در ایران خواند. وی افزودند: به دلیل همین اهمیت بی بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در ٣۷ سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشوار، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است البته برخی سیاست بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند اما جلوی آنها گرفته شد.
خامنه ای مدعی سالم بودن همه انتخابات ٣۷ سال گذشته شد و افزود: انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین المللی نیز از سالم ترین و بهترین انتخابات است اما متأسفانه عده ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می زنند. وی تاکید کرد بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبتهای شدیدی به عمل می آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی شود پس تکرار این حرفها با چه هدفی صورت می گیرد؟
وی ضمن حمایت از شورای نگهبان تاکید کرد: از بزرگترین برکات شورای نگهبان این است که مراقب هر گونه خطا و اشتباه است که البته دستگاههای دیگر هم در این زمینه، فعال هستند.
خامنه ای سرکوب های سال ٨٨ را نمونه ای «از صیانت از نتایج آرای ملت و دفاع از حق الناس برشمرد» و افزود: ۴۰ میلیون نفر با حضور پرشور، به میدان آمدند، نتیجه انتخابات نیز هرچه بود ما بطور کامل از آن دفاع می کردیم، همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هرچه باشد می ایستم و اجازه خدشه در آن را نمی دهم.
وی با اشاره به «حرفهای بی منطقی» که در باب انتخابات درباره وزارت کشور و شورای نگهبان زده می شود تأکید کردند: شورای نگهبان چشم بینای نظام در انتخابات است و در همه دنیا، چنین نهادی با اسم ها و عناوین متفاوت وجود دارد.
وی افزودند: نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و موثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است و باید آن را رعایت و حفظ کرد.
رهبر حکومت با تأکید بر ضرورت احراز صلاحیتها در انتخابات افزودند: شورای نگهبان مراقبت می کند که اگر به علت برخی کوتاهی ها، افراد بی صلاحیت، به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات شدند، جلویش را بگیرد و این حق قانونی، منطقی و عقلی شورا است.

وقتی کوچک‌زاده فرق قطعنامه و برجام را نمی‌داند

گاف‌های فنی دلواپسان تمامی ندارد. در آخرین جلسه کمیسیون ویژه که با حضور عباس عراقچی برای بررسی متن برجام تشکیل شده بود مهدی کوچک‌زاده برای اثبات مخالفت‌خوانی‌های خود متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد. اشتباهی که دوباره این سوال را زنده می‌کند که دلواپسان با کدام صلاحیت فنی در حال بررسی مهمترین و پیچیده‌ترین رویداد دیپلماتیک تاریخ ایران هستند؟
به گزارش خرداد؛ تاریخ دلواپسی‌های مخالفان دولت در دو سال گذشته پر بوده از گاف‌های ریز و درشت. از جریان طرح mpt در همان گام‌های ابتدایی مذاکرات گرفته تا همین روز یکشنبه که مهدی کوچک‌زاده تازه متوجه شد که فرق بین قطعنامه شورای امنیت با متن برجام را نمی‌داند. هیچگاه اما این گاف‌ها طیف دلواپسان را از موضع‌ طلبکاری خارج نکرده است. آنها حتی زمانی در مجلس طرحی دادند با عنوان «الزام دولت به غنی‌سازی ۶۰ درصدی.» طرحی که طراحانش تازه بعد از تهیه آن فهمیدند که غنی‌سازی ۶۰ درصدی تنها قابل استفاده در کشتی‌ها و زیر دریایی‌های اتمی است که فعلا کشور ما چنین چیزی در اختیار ندارد. به عبارتی آنها می‌خواستند دولت را ملزم به تهیه سوختی بکنند که به هیچ دردی نمی‌خورد.
در جلسه روز یکشنبه کمیسیون ویژه به عباس عراقچی، مهدی کوچک‌زاده در قامت یکی از سر سخت‌ترین مخالفان مذاکرات بر پایه یک استدلال غلط حمله‌ای به دولت را آغاز می‌کند. او می‌گوید که در متن برجام ۱۰ بار از مسایل مربوط به صنعت موشکی و تحریم‌های آن یاد شده است و این بر خلاف ماموریت تیم مذاکره‌کننده بوده است. او در ادامه نیز استدلال می‌کند که تیم هسته‌ای به همین دلیل از خطوط قرمز گذشته است. اما تازه بعد از پایان یافتن این حمله  کوچک‌زاده است که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای به او می‌فهمانند که متن برجام و قطعنامه را با هم اشتباه گرفته و استدلالش از پایه غلط است. به عبارت صحیح‌تر یک نماینده مجلس ایران بعد از همه این بحث‌های طولانی و کش‌دار درباره موضوع هسته‌ای هنوز فرق بین متن برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ را نمی‌داند و متوجه نیست که به لحاظ حقوقی چه تفاوت‌هایی در ماهیت و کارکرد این دو وجود دارد.
حال با این روایت باید یک سوال قدیمی را برای چندمین بار تکرار کرد که چنین نمایندگانی با چنین دانشی از مسایل سیاسی و فنی چه صلاحیتی برای بررسی برجام دارند؟
پخش تلویزیونی جلسات هسته‌ای در مجلس هر چد تا اینجا با سانسور جدی برخی از این گاف‌ها و موضع‌گیری‌های تند همراه بوده اما همزمان نیز برخی از زوایای درک سطحی بعضی از نمایندگان را نیز به تصوری کشیده است. نمونه بارز دیگر آن همان گاف احمد بخشایش اردستانی در جلسه کمیسیون امنیت ملی بود که می‌پنداشت با کاهش تعداد سانتریفیوژها، مهندسان سازمان انرژی اتمی بی‌کار می‌شوند. همان گافی که باعث شد عباس عراقچی در پاسخ او بگوید: «از شما بعید است آقای بخشایش. مگر قرار است پای هر سانترفیوژ یک نفر بایستد که با کم شدن آنها افرادی بی‌کار شوند؟»