September 8, 2015

سیاست انگلیسی!

یکروز سرمیز نهار دیپلمات انگلیسی به سیاستمدار روس گفت: اگربتوانی قدری خردل به خورد گربه بدهی نهارمهمون منی, سیاستمدار روس بدون تامل پس گردن گربه رو گرفت, وقتی قاشق پر خردل رابه طرف دهان گربه برد, گربه با استشمام بوی تند خردل چنگی به دست او زد ودرحالیکه دست مرد روسی را خونین ساخته بود, باسرعت به پایین پرید.
دیپلمات انگلیسی درحالیکه نگاه معناداری به دوست روسی اش میکرد, به طرف گربه رفت ویک تکه گوشت را جلوی گربه گذاشت. گربه وقتی مشغول خوردن شد آهسته دم اورا بلند کرد و مقداری خردل به مخرج گربه مالید! گربه با احساس سوزش از جا پرید, جستی زده فرارکرد ورفت زیرمیز رستوران وپایش را بلند کرد وبه سرعت مشغول لیسیدن ما تحتش شد. دیپلمات انگلیسی درحالیکه گربه رابه همکار روسی اش نشان می داد گفت: یادگرفتی که چیزی را برای بعضی هاچطوری باید خوراند.
(اندر حکايت خريد خودرو در ايران )
آگاه باش و خودرو نخر،ختم کلام

می‌دانم که مجبوری مرا بکشی. شلیک کن بزدل، تو داری یک مرد را می‌کشی.


حرف حساب


حقیقتی تلخ

تاجری انگلیسی هر روز اشیاء تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید و ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد وی که مزد هنگفتی می گرفت راهنمای کاروان هم بود . یکبارتاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟ مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند. تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟ مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده حالا حکایت ماست مرگ بر آل سعود می گوییم ولی برای حج رفتن و زر در کیسه ی دشمن ریختن سر ودست میشکنیم... عربهای شبه جزیره برکشورما حکومت میکنند... عاروننگ ازماست که خودرا فرزندکورش وداریوش مینامیم ولی به رسم وشیوه ی تازیان زیست وپرستش میکنیم ...

عکس ; واقعا زیباست


علی مطهری: مثلث هاشمی، روحانی، سید حسن خمینی را می پسندم

دکتر علی مطهری چهره ای که این روزها بسیاری او را نماینده ای شجاع و در خور شان ملت ایران می خوانند، چند صباحی است سلسله نامه نگاری هایی خطاب به مقامات مختلف را آغاز کرده است که هر یک به نوبه خود جنجال ساز شده و همواره مورد هجمه طیف تندروی جریان اصولگرا قرار گرفته است.
او در گفتگو با هفته نامه «طلوع صبح» به جز آنکه خواستار کاندیداتوری یادگار امام در مجلس خبرگان می شود، به مخالفان حضور آیت الله هاشمی در خبرگان واکنش نشان می دهد و می گوید: شهید محلاتی گفته بود شهید مطهری قوه عاقله انقلاب بود، می توان گفت آقای هاشمی قوه عاقله مجلس خبرگان رهبری است.
مثل آیت الله هاشمی موافق کاندیداتوری سیدحسن خمینی هستم / هاشمی قوه عاقله مجلس خبرگان است / مثلث «هاشمی – روحانی – سید حسن خمینی» را می پسندم / شاید روحانی تفسیر شورای نگهبان را قبول نداشته باشد / دوستان دانای انقلاب و رهبری کاندیدای خبرگان شوند
انچه در ادامه می آید متن کامل گفتگوی هفته نامه «طلوع صبح» با نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است:
سخنان اخیر رئیس جمهور در مورد شورای نگهبان باعث جنجال‌ها و پاسخ‌هایی از سوی مقامات مختلف شده است، نظرتان در این باره چیست؟
قبلاً در نامه‌ای که به فرمانده سپاه نوشتم توضیح مختصری دادم. آنچه که قانون می‌گوید، یعنی تفسیر شورای نگهبان از قانون اساسی، نظارت استصوابی است که در توضیح آن گفته‌اند ما باید صلاحیت کاندیداها را احراز کنیم. اینجا عده‌ای ایراد می‌گیرند که در این صورت حق افرادی ضایع می‌شود زیرا ممکن است اطلاعات شما از فردی کافی نباشد و در نتیجه صلاحیت او برای شما احراز نشود و او را رد کنید. یعنی ممکن است شورای نگهبان بگوید ما فلان کس را نمی‌شناسیم، شاید آدم صالحی باشد ولی چون صلاحیت او برای ما محرز نیست او را رد می‌کنیم.
به نظرتان این مسئله چه مشکلی دارد؟
آسیبی که از این ناحیه پیدا می‌شود این است که کاندیداها تلاش می‌کنند از هر طریق ممکن خود را به اعضای شورای نگهبان بشناسانند و گاهی تظاهر و ریا و حتی تملق و چاپلوسی کنند و افراد با اصالت حاضر به چنین کاری نیستند و حقشان ضایع می‌شود.
راه حل چیست؟
اما اگر نظارت استصوابی را این طور معنی کنند که برای رد صلاحیت یک فرد باید عدم صلاحیت او برای ما محرز شود یعنی مدرکی دال بر فساد اقتصادی یا اخلاقی یا سیاسی (مانند جاسوسی) وجود داشته باشد، این به عدالت نزدیکتر است.
در مورد سخنان رئیس جمهور چه نظری دارید؟
البته حرف آقای روحانی این بود که اساسا شورای نگهبان ناظر است و حق دخالت در اجرا را ندارد و بررسی صلاحیت‌ها یک کار اجرایی است که به عهده هیئت‌های اجرایی است. ولی فعلا با تفسیر شورای نگهبان از اصل 99 قانون اساسی در سال 70 ، به شورای نگهبان این حق داده شده است مگر این که شورا دوباره آن اصل را تفسیر دیگری بکند. شاید آقای روحانی آن تفسیر را قبول ندارد و یا اگر قبول دارد منظور از نظارت استصوابی را احراز عدم صلاحیت فرد برای رد صلاحیت او می‌داند، نه عدم احراز صلاحیت.
آقای لاریجانی در آمریکا گفتند که بحث‌ها بر سر توافق هسته‌ای در مجلس ایران بسیار داغ‌تر از کنگره خواهد بود. به نظر شما آیا دلواپسان توافق در مجلس اگر بتوانند جلوی توافق را می‌گیرند؟
قدرت این کار را ندارند. حداکثر این است که مجلس توافق را به صورت مشروط قبول کند تا دست دولت باز نگه داشته شود. مزایای توافق نسبت به معایبش آنقدر زیاد است که هرکس یا هر گروهی آن را رد کند خودش خراب می‌شود و ملت آسیب می‌بیند. اساسا قطع نظر از تحریمها، ادامه وضع فعلی صنعت هسته‌ای ما مانع پیشرفت و ارتقاء آن است و ما باید وارد تعامل با قدرتهای هسته‌ای و تجارت جهانی صنعت هسته‌ای می‌شدیم. انقلاب را نباید مساوی با چند کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در پستو بدانیم، بلکه باید با دنیا ارتباط داشته باشیم. با ارتباط بهتر با دنیا به آرمانهایی مانند آزادی فلسطین هم بهتر و زودتر می‌رسیم. همین که اسرائیل نگران است، نشانه آن است که توافق وین توافق خوبی است.
همان‌طور که آقای ناطق نوری عنوان کرده بودند، گروه‌های تندرو منسجم‌تر از معتدلان هستند، آیا این انسجام و اتحاد تندروها که اخیراً از آن رونمایی شد و مؤتلفه نیز به آنها پیوست، می‌تواند باعث موفقیت آنها در انتخابات مجلس شود؟ این اتحاد چه خطری برای میانه‌روها دارد؟
مجموع سه گروهی که ائتلاف کرده‌اند پایگاه چندانی در میان مردم ندارند خصوصا که سابقه سوء حمایت بی‌چون و چرا از آقای احمدی‌نژاد و سکوت در برابر قانون‌شکنی‌های او را دارند. برداشت غلط آنها از اصل ولایت‌فقیه، دست و بال آنها را برای ابداع و ابتکار و تغییر بسته است. به هرحال اتحاد آنها خطری برای معتدل‌ها ایجاد نمی‌کند. مردم گروه‌های کلیشه‌ای را نمی‌پسندند، گروه‌هایی را می‌پسندند که از حقوق آنها و از اصول قانون اساسی دفاع کنند و قادر به تغییر باشند نه افراد و گروه‌هایی که به بهانه حفظ نظام در مقابل ضایع شدن حقوق مردم یا زیرپا گذاشته شدن اصول قانون اساسی سکوت می‌کنند.
پس از اعلام کاندیداتوری آیت‌الله هاشمی برای مجلس خبرگان رهبری هجمه‌های گسترده‌ای علیه ایشان صورت گرفت، نظرتان در این باره چیست و از نظر شما چرا آقای هاشمی زودتر از دفعات گذشته اعلام کاندیداتوری کردند؟ اساساً اهمیت آتی مجالس خبرگان و شورای اسلامی چیست که برخی از ماهها قبل شروع به جوسازی و تخریب کرده‌اند؟
شهید محلاتی گفته بود شهید مطهری قوه عاقله انقلاب بود. می‌توان گفت آقای هاشمی قوه عاقله مجلس خبرگان رهبری است. من فکر می‌کنم ایشان برای توجه دادن علما و مردم به اهمیت مجلس خبرگان آینده، زودتر اعلام کاندیداتوری کردند. هجمه‌ها علیه آقای هاشمی به خاطر تأثیرگذاری ایشان است. می‌دانید که مهمترین کار مجلس خبرگان رهبری انتخاب رهبر جدید است اگرچه کارهای مهم دیگری هم دارد ولی عملا به گونه‌ای شده است که همین یک کار را انجام می‌دهد. بنابراین با توجه به هشت ساله بودن دوره آن،‌در دوره‌هایی که حتی احتمال ضعیف داده شود که بخواهند رهبر جدید تعیین کنند اهمیت آن افزایش پیدا می‌کند. البته ما دعا می‌کنیم که این اتفاق نیافتد و آرزوی طول عمر برای ایشان داریم. مجلس شورای آینده هم از این نظر اهمیت دارد که بتواند دولت را بیشتر کمک کند و بعضی کینه‌توزیهای موجود از بین برود.
برای خبرگان خوب است مجتهدانی که اهمیت و وظایف و میزان تأثیرگذاری مجلس خبرگان را درک می‌کنند و آن را منحصر به انتخاب رهبر جدید نمی‌دانند و دوستان دانای انقلاب و رهبری هستند کاندیدا شوند تا این مجلس از حالت تشریفاتی فعلی خارج شود.
در مورد مجلس شورای اسلامی چطور؟
برای مجلس هم خوب است افراد خوش فکر و مستقل و حر و آزاده و کسانی که مدیون فرد و گروهی نباشند کاندیدا شوند تا مجلس ما واقعا عصاره ملت باشد نه این که اکثریت قریب به اتفاق آن یک تیپ خاص باشند. باید همه اقشار در مجلس نماینده داشته باشند.
اخیراً آیت‌الله هاشمی از سید حسن خمینی برای کاندیداتوری در انتخابات خبرگان دعوت کرد و خواستار آن شد که او نسبت به آینده کشور بی‌تفاوت نباشد. ارزیابی شما چیست؟ و آیا شما نیز موافق حضور ایشان هستید؟
من هم موافق حضور ایشان هستم. قطعا اگر ایشان احساس وظیفه کنند خواهند آمد و نیازی به توصیه ما نیست. با توجه به این که مجلس خبرگان وقت زیادی از افراد نمی‌گیرد خوب است مجتهدان خوش‌فکر وارد شوند و از کار علمی‌شان هم باز نمی‌مانند.
برخی از تحلیلگران از شکل‌گیری مثلث «مصباح – جنتی – یزدی» و مثلث «هاشمی – روحانی – سید حسن خمینی» در انتخابات خبرگان سخن گفته‌اند. ارزیابی‌تان چیست؟ و از نگاه شما چرا این دور از انتخابات خبرگان بیش از هر زمان دیگری دارای حساسیت شده است؟
هر دو مثلث حسن‌نیت دارند و متقی هستند و در راه اسلام و حفظ انقلاب تلاش می‌کنند. مثلث اول خود را اصولی‌تر می‌داند و از روش‌های سخت‌گیرانه استفاده می‌کند، لذا ارتباط چندانی با نسل جدید ندارد و کمتر قادر به هدایت آنهاست. اما مثلث دوم ارتباط خوبی با نسل جوان پیدا کرده و تلاش می‌کند اصول را نیز حفظ کند. من در مجموع روش مثلث دوم را بیشتر می‌پسندم. به هرحال نباید این تفاوتها را به جنگ قدرت تفسیر کنیم، بلکه ناشی از تفاوت بینش‌ها و تفاوت ارتباط‌ها با اقشار مختلف جامعه است.

دیدنیها >> امانت داری 45 ساله پیرمرد زنجانی +عکس

امانت داری 45 ساله
مهر - «حاج حسن نعلچگر» ۴۵ سال است در مغازه نعل‌سازی خود منتظر است فردی که دوچرخه‌ای را جلو مغازه‌اش گذاشته برای بردن دوچرخه باز گردد ولی هنور خبری ازآمدنش نیست وحاج حسن خود را ملزم به حفظ امانت می‌داند.
در نگاه اول یک دوچرخه ۲۸ ساده و فرسوده است که روزگاری جوانان قدیم زنجان با این دوچرخه خاطرات و عاشقانه‌های فراوان داشته‌اند ولی پشت این دوچرخه قدیمی و فرسوده قصه مردانگی و امانتداری ۴۵ ساله خودنمایی می‌کند.
از راسته مسگری در بازار پایین شهر زنجان عبور می‌کنیم و صدای چکش‌های مسگرها همانند یک موسقی یکنواخت زیبا گوش‌هایمان را نوازش می‌دهد؛ در گوشه‌ای از این راسته مغازه‌ای قدیمی که زنگارهای سال‌های دور را در خود نمایان دارد، توجهمان را جلب می‌کند، دوچرخه فرسوده و سیاهی که بر اثر گذر زمان و ماندن مدوام مقابل هوا از رنگ و رو رفته است.


ماجراي دوچرخه چيست؟
حاج حسن نعلچگر همان نعل ساز پیری است که به گفته خودش وقتی حدود ۴۵ سال پیش ماموران شهرداری زنجان برای ساماندهی محله مسگرها می‌آیند، یکی از این ماموران دوچرخه وی را به گوشه‌ای پرت کرده و دوچرخه‌اش می‌شکند.
حاج حسن می‌گوید روزگاری که ما جوان بودیم، روزگار یک‌رنگی و صداقت بود هر چند این روزها هم خوب است ولی روزگار بی‌انصافی است.
دوچرخه حاج حسن که دو چرخه‌ای فرسوده بوده، می‌شکند و مامور شهرداری برای جبران خطایش یک دوچرخه نو را عصر همان روز‌ برای حاج حسن می‌آورد و بدون حرفی دوچرخه را آنجا می گذارد و می رود؛ دوچرخه‌ای که اکنون بعد از گذشت ۴۵ سال حتی یک‌بار هم کسی سوار آن نشده است.
حاج حسن نعلچگر می‌گوید: دوچرخه من قراضه و فرسوده بود، همان لحظه که مامور آن‌را پرت کرد داخل گودال وسط میدان افتاد و شکست و او عوضش را یک دوچرخه نو آورد.
وی ادامه می‌دهد: بعد از این قضیه سعی کردم مامور را پیدا کنم ولی هر چقدر دنبالش گشتم‌ تا از هم حلالیت بطلبیم ولی پیداش نکردم و هنوز هم از این فرد خبری نیست.
نعلچگر ادامه می‌دهد: به نظر من این دوچرخه امانت است و باید امانت‌داری کنم.
حاج حسن نعلچگر هر روز صبح هنگام باز کردن مغازه‌اش دوچرخه را جلوی مغازه می‌گذارد و عصر موقع بستن مغازه دوچرخه را به داخل می‌برد، کاری که طی ۴۵ سال هر روز تکرار شده است.